<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دایره          </title>
<link>http://o.blogfa.com/</link>
<description>بدون یک انقلاب عمیق فکری، هیچ تحولی در جامعه امکان پذیر نخواهد بود (برگرفته از سوره رعد، آیه 11 )</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 27 Sep 2009 18:11:20 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>خداحافظ بلاگفا!</title>
<link>http://o.blogfa.com/post-258.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;دیگر در اینجا نخواهم نوشت. نوشته های خودمانی را هم در &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://tourjan.com/&quot;&gt;سایت تورجان&lt;/a&gt; بخوانید. خداحافظ بلاگفا!&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 27 Sep 2009 18:11:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=o&amp;postid=258</comments>
<dc:creator>o</dc:creator>
<guid>http://o.blogfa.com/post-258.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دیروز نه، پریروز...</title>
<link>http://o.blogfa.com/post-257.aspx</link>
<description>
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;صبح ساعت 11 بود که پدر گفت: بچه! بلند شو منو ببر دفتر آیت الله منتظری... ما هم از باب ولایت پدر بر فرزند گفتیم چشششم پدر!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;وقتی رسیدیم دفتر پر بود. آیت الله هم که جلوی مجلس روی یک صندلی نشسته بود. پارک کردن ماشین اینقدر وقت گرفت که  فقط به رفتن آیت الله رسیدم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;هدف بعدی پدر، دفتر آیت الله صانعی بود. بنده جلدی پریدم دفتر آقا، محافظ جدید دفتر، که منو نمی شناسه و هر بار که زیارتش می کنیم، گویا با برادران حزب الله اشتباه می گیره و ترس می گیردش که این پسره اینجا چیکار داره؟ گفت: بفرمایید آقا! منم سراغ آقای صانعی رو گرفتم. پس از پرس و جو مشخص شد که خبری نیست و آیت الله برای روز عید جلوس نکردند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;پدر در میانه راه بود که گفتم پدر، بایست که خبری نیست. با ما هم بازگشتیم خانه.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;از آنطرف دو تا از دوستان از تهران آمده بودند که قرار بود پذیرایشان باشیم. هنوز عرقمان خشک نشده، تیلیفون مان زنگ خورد که بله! ما تشریف فرما شدیم، بیایید خدمتمان!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;کمی خرید داشتند، از جمله 2 عدد عمامه برای یک فیلم. خریدیم و پیچیدیم و دادیم دست حضرات که ببرند بگذارند سر بازیگرشون. حالا چی از کار در بیاد؟! الله اعلم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;ساعت 8 شب بود که قدم رنجه کردیم به منزل. حاج خانم گفت: مرتضی! این &lt;a href=&quot;http://www.smakki.blogfa.com/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;سعید&lt;/a&gt; چند شبه دلش گرفته باید بریم دلش رو باز کنیم! کجا؟ رستوران البیک. ال- بیک نه لبیک! &lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;همونقدر که دوستان حق داشتند، خانواده هم حق داشت و نمی شد یکی را گفت آره، دیگری را نه! ما هم گفتیم بسم الله. &lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;این البیک یک جایی دم ورودی جاده قدیم اصفهان به قم هست. جای جالبیه. یک مجتمع تفریحی مدرن در کنار شهر قم! توش هر جور تیپ آدمی هم پیدا می شه. از روحانی سنتی با ریش بلند رنگ کرده. تا خانواده های عرب، با زن های پوشیه بند و خانواده های جوان قمی با تیپ امروزی. صدای آهنگ همه جا شنیده می شه. یک بخش تفریحی بزرگ هم داره که در کنارش یک فست فود هست. پیش خودم گفتم عجب زمانه ای شده! جدا تحمل آخوندها چقدر بالا رفته!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;شام که خوردیم، ساعت 1 بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;تازه خبر دار شدیم که آقا یحیی-نوه عموم-  می خواد اثاث کشی کنه!  ما هم رفتیم کمک. &lt;img src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; height=&quot;18&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;شب ساعت 3 بود که رفتم توی رختخواب.&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Wed, 23 Sep 2009 13:57:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=o&amp;postid=257</comments>
<dc:creator>o</dc:creator>
<guid>http://o.blogfa.com/post-257.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تورجان سلام!</title>
<link>http://o.blogfa.com/post-256.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Arial;&quot; class=&quot;Apple-style-span&quot;&gt;با &lt;a title=&quot;علی&quot; href=&quot;http://www.tourjan.blogfa.com&quot;&gt;علی &lt;/a&gt;تصمیم گرفتیم تجربه جدیدی را
رقم بزنیم.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Arial;&quot; class=&quot;Apple-style-span&quot;&gt; تورجان جدید در قالبی جدید.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial,sans-serif;&quot;&gt;در اینجا هم البته می نویسم.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial,sans-serif;&quot;&gt;اما بیشتر جایی با نوشته های خودمانی.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial,sans-serif;&quot;&gt;عیدتان مبارک&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial,sans-serif;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.tourjan.com/&quot;&gt;تورجان&lt;/a&gt;
جدید را هم ببینید&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 20 Sep 2009 17:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=o&amp;postid=256</comments>
<dc:creator>o</dc:creator>
<guid>http://o.blogfa.com/post-256.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زن، سنت، دولت</title>
<link>http://o.blogfa.com/post-255.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;زنان ایرانی، برای ورود به عرصه اجتماع و طی کردن مدارج علمی، فرهنگی و اجرایی از گذشته تا امروز راه درازی را طی کرده اند. در طول تاریخ، حضور جنس مونث یا به اصطلاح ضعیفه ها، همیشه موافقان و مخالفان خاص خود را داشته است. روحانیون قم نشین به عنوان اصلی ترین مخالفان، همیشه مخالفت خود ر با حضور زنان در جامعه ابراز می کردند. اما این تمام داستان نیست...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;محمد بسته نگار، داماد آیت الله طالقانی و از فعالین ملی مذهبی در مقاله با نام«مصدق و موانع ساختاری اصلاحات» که در  ماهنامه توقیف شده آفتاب(شماره 28/مرداد و شهریور 82) متشر شد، یکی از موانع اصلی پیش روی اصلاحات مصدق را مسائل مربوط به زنان می داند. &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=http://www.irdc.ir/Images/upload/modarres/modares9.jpg src=&quot;http://www.irdc.ir/Images/upload/modarres/modares9.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=rtl&gt;آن طور که بسته نگار می نویسد در زمان مرحوم آیت الله سید حسن مدرس مسئله حضور زن در انتخابات یکبار در مجلس مطرح شده بود اما با مخالفت مدرس روبرو شد. از نظر مدرس این کار مخالفت با صریح قرآن بود.  استناد مدرس به آیه «الرجال قوامون علی النساء» بود. وی معتقد بود «آنها تحت قیمومت اند. ابدا حق انتخاب نخواهند داشت. دیگران باید حفظ حقوق زن ها را بکنند که خداوند هم در قرآن می فرماید در تحت قیمومت اند و حق انتخاب نخواهند داشت، هم دینی و هم دنیوی.»(مدرس در پنج دوره تفنینیه/ محمد ترکمان/ج1/ ص 24) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; این تلقی نسبت به زنان البته منحصر به روحانیون نبود و بیشتر روشنفکران نیز همگام  با این نظریه پیش می رفتند. مرحوم مصدق در لایحه انتخابات خود تصریح کرده بود که زنان از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن محروم هستند. در آن زمان تنها بعضی از روشنفکران از این مسئله انتقاد کردند. اما همین انتقادات نیز موجب برآشفتن مراجع دینی شد. در پی این بحث ها مراجع قم نامه هایی به تهران نوشتند: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;آیت الله سید صدرالدین صدر&quot; align=baseline src=&quot;http://www.bfnews.ir/images/docs/n00017920-b.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/سید_صدرالدین_صدر&quot;&gt;آیت الله سید صدرالدین صدر&lt;/A&gt; در نامه ای به &lt;A href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/سیدمحمد_بهبهانی&quot;&gt;سید محمد بهبهانی&lt;/A&gt; نوشت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«باسمه تعالی، خدمت حضرت مستطاب آیت الله آقای حاج میر سید محمد بهبهانی دامت برکاته. به عرض می رساند همواره از خداوند متعال سلامتی و عزت وجود محترم و تأیید و توفیق را برای خدمتگزاری به اسلام و مسلمین خواستارم.  تلوا تصریح می دهد با آنکه در طرح قانونی لایحه انتخابات که اخیرا از طرف جناب آقای نخست وزیر در معرض افکار عمومی قرار داده شده، صریحا اجازه مداخله در انتخابات به زن ها داده نشده است و این امر از هر جهت مورد تحسین و تقدیر می باشد، ولی چون اخیرا زمزمه هایی از بعضی اطراف شنیده می شود  و مطالبی در بعضی از جراید نشر می گردد، مقتضی است حضرت عالی متذکر فرمایید که این صحبت ها و مطالب موجب تزلزل و تردید جناب آقای نخست وزیر و مصادر امر نگردد. زیرا این امر یعنی مداخله زن ها در انتخابات به جهاتی چند محرم و غیر مشروغ می باشد و در کشور اسلامی به حول و قوه الهی اجرا نمی گردد. والسلام علیکم  و رحمت الله و برکاته. سید صدرالدین صدر» (اطلاعات/سال 27/شماره 7993/دوشنبه 15 دی ماه 1331/ص7)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;صدر در این موضع گیری تنها نبود. حجت کوه کمره ای- از مراجع ثلاث قم که نقش موثری در اداره حوزه پس از شیخ عبدالکریم حائری ایفا کرد- نیز طی نامه ای نوشت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«بسم الله الرحمن الرحیم، به شرف عرض عالی می رساند خیلی مناسب است که حضرت مستطاب عالی به اولیاء امور تذکر بدهید که در بلاد اسلامی امری که مخالفت آن از جهاتی با شریعت مقدسه محرز است، اجرای آن غیر ممکن و تولید مفاسد خواهد نمود. از مساعی جمیله حضرتعالی تشکر می نمایم. الاحقر محمد الحسینی الکوه کمری(حجت)» (اطلاعات/سال 27/شماره 7993/دوشنبه 15 دی ماه 1331/ص7)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;آیت الله العظمی بروجردی&quot; align=baseline src=&quot;http://amiram.webphoto.ir/photos/am318399.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/سید_حسین_طباطبایی_بروجردی&quot;&gt;آیت الله العظمی بروجردی&lt;/A&gt; البته موضع شدیدتری گرفت وی قصد خروج از ایران را داشت (مرجعیت در عرصه اجتماع/حسین منظور الاجداد/ص- 471- به نقل از محمدتقی آیت الله زاده فیض) اما به یک نامه بسنده کرد: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«بسم الله الرحمن الرحیم. به عرض عالی می رساند اگرچه اولیای امور متوجه به این معنی بوده و هستند لکن نظر به آنکه همین قسم که مرقوم داشته اند ممکن است بعیدا که بعض زمزمه ها تأثیر داشته باشد، مستدعی است تذکر دهید که در کشور اسلامی امری که مخالف احکام ضروریه اسلام است، ممکن الاجرا نیست. دوام تأییدات جناب مستطاب عالی را از خداوند عز شأنه مسألت می نمایدد. حسین الطباطبایی»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;حسینعلی راشد&quot; align=baseline src=&quot;http://dl.getdropbox.com/u/585832/Picture/HoseinAli-Rashed.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;علیرغم تمام این مخالفت ها و همراهی فرهنگ عمومی با این طرز تفکر، بودند روحانیون مطرحی که به گونه ای دیگر می اندیشیدند. &lt;A href=&quot;http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=4229&amp;id=27751&quot; target=_blank&gt;حسینعلی راشد&lt;/A&gt; از روحانیون مطرح و متنفذ در بین روشنفکران طی نامه ای در روزنامه اطلاعات نوشت: «در اصل موضوع از لحاظ شرعی دلیل کافی بر منع نداریم.» راشد راه جلوگیری از مفاسد رای دادن را اختصاص حق رای به تحصیل کردگان می داند و تصریح می کند:«باید حکومت ملزم شود که اجبارا همه مردم را باسواد کند تا شرایط استفاده از حق اجتماعی برای همه حاصل شود.» به نظر راشد «آنچه مهم است کیفیت عمل به قانون است نه خود قانون.» (اطلاعات/ سال27/ شماره7987/ دوشنبه 8 دیماه 1331/ص8)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حدود یک دهه بعد، مسئله حق رأی زنان بار دیگر با انجمن های ایالتی و ولایتی مطرح شد. این بار نیز علما و مراجع قم موضعی مشابه موضع پیشین گرفتند. علاوه بر مسئله حق رأی زنان، مسئله مالکیت زمین های کشاورزی نیز به عنوان یکی از مسائل خلاف شرع در ذهن علما مطرح بود.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آیت الله منتظری در کتاب خاطرات خود می گوید: «پس از اينكه مرحوم آيت الله حاج سيد احمد خوانساري مساله اصلاحات ارضي را در تهران مطرح كرده بودند مزاحمتي براي ايشان ايجاد شده بود، عده اي در بازار ايشان را هل داده بودند و عمامه ايشان افتاده بود و به ايشان اهانت شده بود و تقريبا ايشان در همان جريان ديگر عقب زدند و به اين نتيجه رسيدند كه نمي شود كاري كرد، و براي خيلي افراد اين جور مطرح شده بود كه وقتي با آيت الله خوانساري با آن موقعيت كه در جامعه داشت و دستگاه و دولت هم با ايشان بد نبود اين گونه عمل بشود و عمامه ايشان بيفتد و به ايشان اهانت بشود، ديگر تكليف ما روشن است و ما زورمان نمي رسد»( خاطرات آیت الله منتظری/ج1/ صص 207-209)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;علیرغم اینگونه موضع گیری ها امام خمینی معتقد بود باید مسئله را با تأکید بر قانون مطرح کرد. از نظر امام، علما باید بر این نکته تأکید می کردند که اگر امروز رفراندوم باب شود فردا اصل دین را به رفراندوم می گذارند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آیت الله منتظری که از شاگردان نزدیک امام در آن زمان محسوب می شد در این باره اینگونه می گوید:«من يادم هست كه آيت الله خميني هم روي اين جهت اصرار داشت كه اصل لوايح را نبايستي زير سئوال برد و به آن اعتراض كرد; و مرحوم آيت الله آقاي حاج سيد احمد خوانساري هم كه در يك صحبت يا نوشته -كه حالا دقيقا يادم نيست - گفته بود اين اصلاحات ارضي غلط است و زمينها غصب است و نمي شود در آن نماز خواند و از اين راه وارد شده بودند، آيت الله خميني خيلي ناراحت شدند و در يك شب كه ما پنج شش نفر منزل ايشان بوديم گفتند برويد هر جوري هست به آقاي حاج سيد احمد بگوييد اين چه وضعي است، ايشان با اين كار خود به اين نهضت ضربه زد براي اينكه فردا كشاورزان را عليه ما مي‎شورانند، اينكه ما بگوييم اصلاحات ارضي خلاف شرع است راه مبارزه نيست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اينكه مي‎خواهند بروند بچه هاي مردم را درس بدهند ما نبايد بگوييم نرويد درس بدهيد، ما بايد با اصل رفراندوم مخالفت كنيم براي اينكه كشور ما قانون دارد مجلس دارد، بازكردن باب رفراندوم صحيح نيست چون ممكن است اينها فردا بيايند بگويند ما مي‎خواهيم مذهب را لغو كنيم و يك رفراندوم ساختگي راه بيندازند و از اين طريق بخواهند مقاصد خود را عمل كنند، ما با اصل رفراندوم مخالفيم زيرا يك بدعت تازه است ; آيت الله خميني تاكيد داشتند كه روي اين جهت بايد تاكيد كرد و مواد لوايح را هيچ نبايد مورد حمله قرار داد، و الااينها با اين شعارها كشاورزان و مردم را عليه ما مي‎شورانند....» (خاطرات آیت الله منتظری/ج1/ صص 207-209)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مخالفت علما با این لوایح و خصوصا حق رأی زنان، شدت گرفت. نه نفر از علما بیانیه ای صادر کردند که حق رأی زنان را محکوم کرده و آنرا خلاف شرع می دانست. امام خمینی نیز در آن زمان نظر شرعی اش بر حرمت این حق بود. وی نیز در مقابل این مسئله موضع گرفت اما تأکید خود را از قانون بر نداشت. همین سیاست در تلگرافی که به اسدالله علم نخست وزیر وقت به وضوح مشخص است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;امام خمینی&quot; align=baseline src=&quot;http://dl.getdropbox.com/u/585832/Picture/imam-khomeini.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«بسم الله الرحمن الرحيم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تهران، جناب آقاي اسدالله علم نخست وزير ايران&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در تعطيل طولاني مجلسين ديده مي‎شود كه دولت اقداماتي را در نظر دارد كه مخالف شرع اقدس و مباين صريح قانون اساسي است . مطمئن باشيد تخلف از قوانين اسلام و قانون اساسي و قوانين موضوعه مجلس شورا براي شخص جنابعالي و دولت ايجاد مسئوليت شديد در پيشگاه مقدس خداوند قادر قاهر و نزد ملت مسلمان و قانون خواهد كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ورود زنها به مجلسين و انجمنهاي ايالتي و ولايتي و شهرداري مخالف قوانين محكم اسلام كه تشخيص آن به نص قانون اساسي محول به علماي اعلام و مراجع فتوا است و براي ديگران حق دخالت نيست و فقهاي اسلام و مراجع مسلمين به حرمت آن فتوا داده و مي‎دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در اين صورت حق راي دادن به زنها و انتخاب آنها در همه مراحل مخالف نص اصل دوم از متمم قانون اساسي است و نيز قانون مجلس شورا مصوب و موشح ربيع الثاني 1325 قمري حق انتخاب شدن و انتخاب كردن را در انجمنهاي ايالتي و ولايتي و شهرداري از زنها سلب كرده است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مراجعه كنيد به مواد هفت و نه قانون انجمنهاي ايالتي و ولايتي و پانزده و هفده قانون انجمن بلديه (شهرداري) در اين صورت چنين حقي به آنها دادن تخلف از قانون است و نيز الغاء شرط اسلام در انتخاب كننده و انتخاب شونده كه در قانون مذكور قيد كرده و تبديل قسم به قرآن مجيد را به كتاب آسماني تخلف از قانون مذكور است و خطرهاي بزرگي براي اسلام و استقلال مملكت دارد كه يا غفلتا يا خداي نخواسته عمدا اقدام به اين امر شده است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اكنون كه اعليحضرت درخواست علماي اعلام را به دولت ارجاع فرموده اند و مسئوليت به دولت شما متوجه است انتظار مي‎رود به تبعيت از قوانين محكم اسلام و قوانين مملكتي اصلاح اين امر را به اسرع وقت نماييد و مراقبت كنيد كه نظائر آن تكرار نشود و اگر ابهامي در نظر جنابعالي است مشرف به آستانه قم شويد تا هرگونه ابهامي حضورا رفع شود و مطالبي كه به صلاح مملكت است و نوشتني نيست تذكر داده شود، و در خاتمه يادآور مي‎شود كه علماي اعلام ايران و اعتاب مقدسه و ساير مسلمين در امور مخالفه با شرع مطاع ساكت نخواهد ماند و به حول و قوه خداوند تعالي امور مخالفه با اسلام رسميت نخواهد پيدا كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;‏41/7/28 - روح الله الموسوي الخمينی»(خاطرات آیت الله منتظری/ ج2 – 801)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وضعیت مخالفت علما با این لوایح به همین صورت باقی نماند. با ارتباط بیشتر دانشجویان دیندار با قم، روحانیون سطح مطالبات خود را بالاتر بردند. بدین ترتیب مطالبات علما از مسئله حق رای زنان به آزادی جامعه ارتقا پیدا کرد. و این سوال مطرح شد که «مگر مردان ما آزاد هستند که شما می خواهید زنان را آزاد کنید؟». اینگونه بود که مخالفت با لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی آغازی برای جنبش مردمی انقلاب اسلامی شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امام خمینی که به سیاست ورزی و دینداری شناخته شده بود، از سوی فعالین سیاسی گزینه مناسبی برای رهبری مخالفت ها علیه نظام شاهنشاهی شناخته شد. ارتباط امام و روشنفکران در تغییر مشی او در مسئله زنان تأثیر عمده ای داشت. با مراجعه به سخنان امام در سال های دهه 40 و مقایسه آن با سخنان ایشان در سال های پس از آن و خصوصا مصاحبه های ایشان در  فرانسه این موضوع به خوبی مبرهن است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 align=baseline src=&quot;http://i15.tinypic.com/89ugp6w.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امام ابتدا معتقد بود : «روحانيت ملاحظه مى‏كند كه دولت مذهب رسمى كشور را ملعبه خود قرار داده، و در كنفرانسها اجازه مى‏دهد كه گفته شود قدمهايى براى تساوى حقوق زن و مرد برداشته شده. در صورتى كه هركس به تساوى حقوق زن در ارث و طلاق و مثل اينها، كه جزء احكام ضرورى اسلام است، معتقد باشد و لغو نمايد، اسلام تكليفش را تعيين كرده است‏»(صحیفه نور/ج1/149)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 527px; HEIGHT: 327px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;اوریانا فالاچی در حال مصاحبه با امام خمینی &quot; align=baseline src=&quot;http://dl.getdropbox.com/u/585832/Picture/imam-fallaci.jpg&quot; width=527 height=327&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وی با تغییر جهتی کاملا آشکار در سال 57 در در مصاحبه ای با نشریه لوسین ژرژ فرانسه اینگونه گفت: «در خصوص زنان، اسلام هيچ گاه مخالف آزادى آنان نبوده است، برعكس اسلام با مفهوم زن به عنوان شى ء مخالفت كرده است و شرافت و حيثيت او را به وى باز داده است. زن مساوى مرد است. زن مانند مرد آزاد است كه سرنوشت و فعاليتهاى خود را انتخاب كند؛ اما رژيم شاه است كه با غرق كردن آنها در امور خلاف اخلاق، مى‏كوشد تا مانع آن شود كه زنان آزاد باشند. اسلام شديداً معترض به اين امر است. رژيمْ آزادى زن را البته نظير آزادى مرد از ميان برده و پايمال ساخته است. زنان مانند مردان زندانهاى ايران را پر كرده‏اند. در اينجاست كه آزادى آنها در معرض تهديد و در خطر قرار گرفته است. ما مى‏خواهيم كه زنان را از فساد، كه آنان را تهديد مى‏كند، آزاد سازيم.»(صحیفه نور/ج3/370)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;IMG border=0 hspace=0 align=baseline src=&quot;http://dl.getdropbox.com/u/585832/Picture/zanan-enghelab57.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; حضور اجتماعی مسلمانان سنتی در مبارزات علیه رژیم عملا بسیاری از گره های فکری را در رابطه با زنان در جامعه ایران باز کرد. زنان انقلابی همراه با مردان در مبارزه علیه شاه شرکت داشتند و سختی ها و دشواری ها را تحمل می کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 534px; HEIGHT: 350px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;با تغییر نظر فقهی امام، زنان نیز پای صندوق های رأی رفتند&quot; align=baseline src=&quot;http://dl.getdropbox.com/u/585832/Picture/zanan-rai1357.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با پیروزی انقلاب اسلامی، نظر امام در خصوص رأی زنان نیز تغییر کرد. «زن بايد در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد. زنها در جمهورى اسلام رأى بايد بدهند. همان طورى كه مردان حق رأى دارند زنها حق رأى دارند.»(صحیفه نور/ج6/ص300) و با این تغییر بود که بسیاری از زنان برای اولین بار در جمهوری اسلامی پای صندوق های رأی رفتن را تجربه کردند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در سال های آغازین پس از انقلاب ۵۷، بروز ناآرامی های داخلی و جنگ تحمیلی به تشدید فضای خشن مردانه کمک کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وضعیت سیاسی نامطلوب برای حضور سیاسی زنان از جمله نتایج بروز وضعیت جنگی مردانه بود. &lt;A href=&quot;http://www.mehrangizkar.com/&quot; target=_blank&gt;مهر انگیز کار&lt;/A&gt; از فعالین حقوق زنان در این باره می گوید:«خشونت سیاسی با عملکرد اهرم های قدرت رسمی یعنی دولت علیه زنان اعمال می شود. این نوع خشونت به صورت غفلت از حقوق انسانی زنان در قانونگذاری انعکاس می یابد و به صورت عدم پشتیبانی از برابری حقوق زن و مرد در سیاستگذاری ظاهر می شود، بخصوص در برنامه ریزی های فرهنگی دولت تجلی می یابد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; آسیب پذیری روانی، عاطفی و جسمی زنان مهمترین بهایی است که جامعه بابت تحمل این خشونت پرداخت می کند. علاوه برآن، عمیق شدن فاصله ذهنی زن و مرد، گریز از عرصه رقابت اجتماعی و سیاسی؛ پذیرفتن فرودستی از سوی زنان و تقویت شالوده مردسالاری در جامعه را نیز می توان در رده بهای خشونت سیاسی منظور نمود... تحکیم تفکری که برپایه آن زن برای رفاه و آسایش مرد آفریده شده و هر آنگه را فراتر از این نقش مطالبه کند، فاقد مشروعیت است، یکی دیگر از آثار زیانبار خشونت سیاسی علیه زنان است.»( مهر انگیز کار/ پژوهشی درباره خشونت علیه زنان در ایران /382)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از نگاه این فعال حقوق زنان، یکی از مصادیق خشونت سیاسی در ایران اعمال سلیقه در نحوه اجرای قوانین است. برای نمونه کار به عدم اجازه ورود زنان به سطوح بالای مدیریتی مانند انتخاب وزیر زن اشاره می کند. (همان/385) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در زمان شاه دو زن توانسته بودند وزیر شوند:  &lt;A title=&quot;فرخ‌رو پارسا&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D8%AE%E2%80%8C%D8%B1%D9%88_%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7&quot;&gt;فرخ‌رو پارسا&lt;/A&gt; و &lt;A title=&quot;مهناز افخمی&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D9%86%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D9%81%D8%AE%D9%85%DB%8C&quot;&gt;مهناز افخمی&lt;/A&gt; . اما زمان مدیریت این دو مصادف با اوج درگیری های انقلابیون علیه شاه بود. مهناز افخمی پس از انقلاب از ایران رفت و فرخ رو پارسا به اعدام محکوم شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما پس از انقلاب زنان، به دلایل مذکور اجازه ورود به دایره بسته مدیران ارشد را پیدا نکرده بودند. روند آب شدن یخ ورود زنان به این دایره از سال های پس از جنگ شکسته شد. در زمان ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی دفتر امور بانوان در نهاد رياست جمهوری آغاز به کار کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 align=baseline src=&quot;http://www.hasanpix.com/weblog/images/xhs102aaaaa.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دوران سید محمد خاتمی فضا برای حضور زنان در جامعه بیش از پیش محیا شد. وی تصمیم داشت چند وزیر زن به مجلس معرفی کند که &lt;A href=&quot;http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/07/050731_a_women_khatami_baniyaqob.shtml&quot; target=_blank&gt;با مخالفت شدید علما روبرو شد.&lt;/A&gt; و اینگونه بود که وی توانست تنها 2 زن را به حلقه مدیران وارد نماید. زهرا شجاعی و &lt;A href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%D9%87_%D8%A7%D8%A8%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D8%B1&quot;&gt;معصومه ابتکار&lt;/A&gt;. زهرا شجاعی، هشت سال ریاست مرکز مشارکت امور زنان را برعهده داشت. مرکزی که در دولت هفتم تأسیس شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 292px; HEIGHT: 485px&quot; border=0 hspace=1 alt=&quot;تصویر جنجال برانگیز معصومه ابتکار&quot; vspace=1 src=&quot;http://dl.getdropbox.com/u/585832/Picture/ebtekar.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://greenebtekar.persianblog.ir/&quot; target=_blank&gt;ابتکار&lt;/A&gt; برای حضورش در جایگاه معاون خاتمی و رئيس سازمان محيط زيست پذیرفته بود که چادر را به عنوان پوشش کنار نگذارد. علیرغم آنکه هیچکدام از علما حکمی بر لزوم استفاده از چادر نداشتند، اما انتشار تصویر چادر کنار رفته ابتکار که برآشفتن روحانیون قم شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 229px; HEIGHT: 170px&quot; border=0 hspace=0 align=baseline src=&quot;http://www.mosy-conference.org/grafik/article_images/Faezeh_Hashemi.jpg&quot; width=229 height=170&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دختر آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز در این زمان از زنان فعال و خبرساز به شمار می رفت. &lt;A href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%A7%D8%A6%D8%B2%D9%87_%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C&quot;&gt;فائزه هاشمی&lt;/A&gt; در این دوره &lt;A href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%B2%D9%86&quot; target=_blank&gt;روزنامه زن&lt;/A&gt; را منتشر نمود که نگاه متفاوتی مسائل به مسائل زنان داشت. مشی زن، تندتر از آن بود که چارچوب های مدنی جامعه ایران تحمل آن را داشته باشد. از همین رو این روزنامه نیز از انتشار باز ماند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;IMG border=0 hspace=0 align=baseline src=&quot;http://dl.getdropbox.com/u/585832/Picture/Varzeshgah.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با پایان گرفتن دوره دوم خاتمی نوبت به محمود احمدی نژاد رسید. روزهای ابتدایی ریاست جمهوری احمدی نژاد چالش دوباره مراجع قم با مسئله زنان را به دنبال داشت. حضور زنان در ورزشگاه ها برای تماشای بازی مردان از جمله مسائلی بود که به رو در رو قرار گرفتن دولت و مراجع انجامید. اگر چه دولت دست آخر حکم مراجع را پذیرفت اما سخنگوی دولت اعلام کرد که این پذیرش براساس پذیرش حکم رهبری صورت می گیرد. علیرغم موضع گیری های صریح مراجع انقلابی قم همچون آیت الله فاضل لنکرانی، ادبیات سخنگوی دولت به روشنی نشان می داد که دولت در این دعوا کمترین توجهی به نظر مراجع قم نداشته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;روی جلد ماهنامه زنان&quot; align=baseline src=&quot;http://dl.getdropbox.com/u/585832/Picture/iran_womans_mag.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86&quot;&gt;ماهنامه زنان&lt;/A&gt;، از مجلات شناخته شده در این حوزه به مدیر مسئولی شهلا شرکت پس از 16 سال انتشار تعطیل شد. علاوه بر آن فعالین حقوق زنان در این دوره فشار زیادی را تحمل نمودند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 align=baseline src=&quot;http://saharlar.files.wordpress.com/2009/04/d8a7d8abd8aad8b4d8b02.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در این دوره با فعالین &lt;A href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86_%DB%8C%DA%A9_%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7&quot;&gt;کمپین یک میلیون امضا&lt;/A&gt; که به دنبال جمع آوری یک میلیون امضا برای درخواست تغییر قوانینی که ناقض حقوق زن می پنداشتند به شدت برخورد شد. مراحل نخستین  &lt;A href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B7%D8%B1%D8%AD_%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C&quot;&gt;طرح ارتقای امنیت اجتماعی&lt;/A&gt; نیز علیرغم به دنبال داشتن انتقادات فراوان، به تصحیح  اجباری فرهنگ پوشش زنان اختصاص یافت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; با تمام این احوال احمدی نژاد توانست اولین وزیر زن را در کابینه دلت دهم جای دهد. این انتخاب اگر چه انتقاداتی را به دنبال داشت اما سوالی که در ذهن بسیاری پیش آمده بود این بود که چگونه است در کشوری که نماینده مجلس زن، قاضی زن و مدیران ارشد زن مشغول به کار هستند تنها وزیر بودن زن مورد اشکال است؟! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 500px; HEIGHT: 311px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;آیت الله صافی و آیت الله مکارم شیرازی &quot; align=baseline src=&quot;http://dl.getdropbox.com/u/585832/Picture/Safi1.jpg&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.entekhabnews.org/portal/index.php?news=8621&quot;&gt;حضرات آیات صافی گلپایگانی و مکارم شیرازی از مراجع قم&lt;/A&gt; در این بار نیز ساکت ننشستند و انتقاداتی را به مجلس منتقل کردند. اما این انتقادات این بار نتیجه عملی نداشت. بدون شک حمایت قاطع رهبر انقلاب از احمدی نژاد در عدم تأثیر این مخالفت ها کارساز بوده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پس از بحث ها بررسی مجلس درباره وزرای پیشنهادی، &lt;A href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B1%D8%B6%DB%8C%D9%87_%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF_%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%AF%DB%8C&quot; target=_blank&gt;مرضیه وحید دستجردی&lt;/A&gt; با با ‪۱۷۵‬ رأی موافق، ۲۹ رأی ممتنع و ۸۲ رأی مخالف به عنوان وزیر در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی پذیرفته شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;مرضیه وحید دستجردی اولین وزیر زن جمهوری اسلامی&quot; align=baseline src=&quot;http://www.iranhall.com/news/upload/545498-2009-8-20-10-50-46.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وی سومین وزیر زن در تاریخ ایران و اولین زن در تاریخ جمهوری اسلامی است که توانسته است وزیر شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این مسئله که وزیر یا وزرای زن در دولت احمدی نژاد تا چه حد می توانند تأثیر عملی داشته باشند مسئله ای است که قضاوت درباره آن نیاز به زمان بیشتری دارد. در هر صورت حضور یک زن در بدنه مدیریت کشور، شکستن سدی برای حضور زنان در کشور به شمار می رود. اگر چه، فرهنگ سازی برای حضور زنان در ساختار مدیریت کشور نیاز به فضا سازی های بنیادی تری دارد که به نظر می رسد دولت فعلی از ایجاد آن ناتوان خواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Sep 2009 17:34:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=o&amp;postid=255</comments>
<dc:creator>o</dc:creator>
<guid>http://o.blogfa.com/post-255.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درباره بیانیه جدید میرحسین موسوی </title>
<link>http://o.blogfa.com/post-254.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.o.blogfa.com/post-203.aspx&quot;&gt;اولین سخنرانی موسوی&lt;/a&gt; به خوبی نشان می داد که تفاوتی چشم گیر میان ادبیات رایج و ادبیات موسوی هست. تفاوتی که بعدها بهتر و بیشتر مشخص آشکار شد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.kaleme.com/pages/283.php&quot;&gt;بیانیه جدید موسوی&lt;/a&gt; از این جهت که تحلیل جامعی نسبت به راه پیش رو را نشان می دهد اهمیتی دو چندان دارد و می تواند چهره موسوی را که در طول 20 سال پس از نخست وزیری اش در سکوت فرو رفته بود را روشن نماید. &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;نوشته میرحسین بیشتر به دنبال ترسیم خطوط ایجابی است. کاملا مشخص است که وی درد اصلی ایران را تحمل پایین سیاستمداران و بالطبع خود مردم  می داند. تحمل در پذیرش صداهای مخالف. &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;تأکید وی در این بیانیه مردم است. البته به سیاستمداران نیز گوشه نگاهی دارد و از همین روی است که در آخر متن خود چند مورد را به عنوان مطالبات سیاسی مطرح می کند. &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt; روشن است که  او نیز همچون مراد خویش امام خمینی، راه سیاست را از تصحیح فرهنگ کشور می داند. و این این مسیر را از با تأکید بر ساختارهای موجود ترسیم می کند. چنین راهی البته راه یک روز و دو روز نیست. راه اصلاحی است که باید از خود آغاز شود. راه تأکید بر قدرت های درون جامعه و هماهنگ کردن آن است. &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;براساس بیانیه شماره 11: آنچه میرحسین در دراز مدت بدنبال آن است پروژه اسلام ایرانی است. اما نه با نگاه موجودی که به حذف گرایشات مختلف می رسد. بلکه با نگاهی مدارا محور که راه را برای رشد تمامی گرایش ها باز می کند. &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;--------------------------------------------------------------------------&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;میرحسین موسوی می گوید: «اتخاذ رویکردی اجتماعی (و نه صرفاً حکومتی) برای حل مسئله به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است، ضرورتی که لازمه آن، بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی نظام جمهوری اسلامی است. اساس چنین رویکرد متفاوتی، پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش‌های موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است.»  آنچه میرحسین در ادامه به عنوان پاسخ به سوال «چه باید کرد؟» می آورد از نگاه من تفسیر همین سخن او است. &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;وضعیتی که او خواستار آن است، وضعیت تحمل است نگاه های متفاوت است در جامعه است. از همین رو می گوید:« هر گاه حکومت‌ها خواسته‌اند به سوی محو تعدد و تنوع موجود در جوامع بشری دست دراز کنند، چاره‌ای جز متوسل شدن به چهره‌های ظاهرا گوناگون اما در جوهر یکسان استبداد نداشته‌اند، راه حل‌هایی که نتیجه آن نه یکدست شدن افراد جامعه، بلکه بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم خواهد بود و بس. اتخاذ چنین رویه‌ای نه ممکن است و نه براساس آنچه آموزه‌های قرآنی به ما یاد می‌دهد مطلوب است.»&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;زیربنای «چه باید کرد؟»، «چه می خواهیم؟» است و میرحسین تصریح می کند:« ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست.»&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;و در جای دیگر نیز اضافه می کند:« ما خواستار احیای آن بخش فراموش شده از اهدافی هستیم که این نهضت عظیم به امید تحقق آنها آغاز شد. چه شعارهای بزرگی از انقلاب که اینک دم زدن از آنها روی کسانی را ترش می‌کند، تا جائی که گویی اینها شعارهای ضدانقلاب بوده‌اند. نمونه‌ای از آنها آزادی است؛ آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی به تمامی آن معنای جلیلی که مردم ما در بهمن 57 تأمین آن را یکی از مهمترین اهداف خود می‌دانستند، به صورتی که پیروزی انقلاب را بهار آزادی نامیدند.»&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;تأکید دیگر وی بر اسلام است:« مظلوم‌تر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است؛ دینی که بسیار از آن نام می‌برند و اندک به آن عمل می‌شود...در تابستان گرم 58، چه بسیار بودند کسانی که برای نخستین بار رمضان را روزه گرفتند و از این تجربه خود لذت بردند؛ میراث انقلاب ما این بود. میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت... ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم. و خداونده وعده داده است که ما را به راه‌های رسیدن به این تحفه آسمانی هدایت کند.  والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا.»&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;و تأکید بر توکل بر خدا:« چرا به خداوند توکل نکنیم حال آن که راه‌هایمان را به ما نشان داده است؟ و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا.»&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;میرحسین پس از ترسیم خطوط قرمز راهی که می رود می گوید:« ما برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ایم از عنوان «راه»  استفاده می کنیم تا توفیق‌‎هایی که در هر مرحله به دست می‌آوریم پایان کار ندانیم.»  &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;«واقعیت موجود در کشور ما نسبت به آنچه که در گذشته بود تغییرات شگرفی کرده است. آنچه اینک در جامعه ما نقش‌آفرینی می‌کند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است.» و اینگونه است که میرحسین خطی را ترسیم می کند که به تحکیم روابط تعریف شده در درون جامعه می پردازد. « از مهمترین نقاط قوت این شبکه، شکل طبیعی اجزای آن است. این واحدها عبارت از گروه‌هایی کوچک اما بسیار متکثر از همفکرانی است که در قالب روابط سابقه‌دار دوستی یا خویشاوندی یا همکاری نسبت به هم آشنایی و اعتماد پیدا کرده‌اند، به صورتی که انحلال آنها امکانپذیر نیست، زیرا به معنای انحلال جامعه است.» &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;از نگاه موسوی اولین قدم  اصلاح جامعه، اصلاح جمع های کوچک است و از همین رو است که وی از هر کاری که در جهت تقویت این جمع ها باشد استقبال می کند. «واحدهاي اجتماعي اگر محوری برای فعالیت‌های ثمربخش قرار نگیرند به‌مانند درختانی که میوه‌هایشان چیده نشود بازدهی خود را از دست می‌دهند، لذا باید آنها را موضوع تلاش‌های اثرگذار اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، عام‌المنفعه و دیگر فعالیت‌های مدنی مشابه قرار داد تا در درازمدت و پس از عبور امواج حادثه و عاطفه همچنان به ایفای نقش تاریخ‌سازی که از آنها انتظار داریم بپردازند.»&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;------------&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;meta content=&quot;text/html; charset=utf-8&quot; http-equiv=&quot;Content-Type&quot; /&gt;&lt;meta content=&quot;Word.Document&quot; name=&quot;ProgId&quot; /&gt;&lt;meta content=&quot;Microsoft Word 12&quot; name=&quot;Generator&quot; /&gt;&lt;meta content=&quot;Microsoft Word 12&quot; name=&quot;Originator&quot; /&gt;&lt;link href=&quot;file:///C:\Users\Dell\AppData\Local\Temp\msohtmlclip1\01\clip_filelist.xml&quot; rel=&quot;File-List&quot; /&gt;&lt;link href=&quot;file:///C:\Users\Dell\AppData\Local\Temp\msohtmlclip1\01\clip_themedata.thmx&quot; rel=&quot;themeData&quot; /&gt;&lt;link href=&quot;file:///C:\Users\Dell\AppData\Local\Temp\msohtmlclip1\01\clip_colorschememapping.xml&quot; rel=&quot;colorSchemeMapping&quot; /&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
 &lt;w:WordDocument&gt;
  &lt;w:View&gt;Normal&lt;/w:View&gt;
  &lt;w:Zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;
  &lt;w:TrackMoves/&gt;
  &lt;w:TrackFormatting/&gt;
  &lt;w:PunctuationKerning/&gt;
  &lt;w:ValidateAgainstSchemas/&gt;
  &lt;w:SaveIfXMLInvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;
  &lt;w:IgnoreMixedContent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;
  &lt;w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;
  &lt;w:DoNotPromoteQF/&gt;
  &lt;w:LidThemeOther&gt;EN-US&lt;/w:LidThemeOther&gt;
  &lt;w:LidThemeAsian&gt;X-NONE&lt;/w:LidThemeAsian&gt;
  &lt;w:LidThemeComplexScript&gt;AR-SA&lt;/w:LidThemeComplexScript&gt;
  &lt;w:Compatibility&gt;
   &lt;w:BreakWrappedTables/&gt;
   &lt;w:SnapToGridInCell/&gt;
   &lt;w:WrapTextWithPunct/&gt;
   &lt;w:UseAsianBreakRules/&gt;
   &lt;w:DontGrowAutofit/&gt;
   &lt;w:SplitPgBreakAndParaMark/&gt;
   &lt;w:DontVertAlignCellWithSp/&gt;
   &lt;w:DontBreakConstrainedForcedTables/&gt;
   &lt;w:DontVertAlignInTxbx/&gt;
   &lt;w:Word11KerningPairs/&gt;
   &lt;w:CachedColBalance/&gt;
  &lt;/w:Compatibility&gt;
  &lt;w:BrowserLevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;
  &lt;m:mathPr&gt;
   &lt;m:mathFont m:val=&quot;Cambria Math&quot;/&gt;
   &lt;m:brkBin m:val=&quot;before&quot;/&gt;
   &lt;m:brkBinSub m:val=&quot;--&quot;/&gt;
   &lt;m:smallFrac m:val=&quot;off&quot;/&gt;
   &lt;m:dispDef/&gt;
   &lt;m:lMargin m:val=&quot;0&quot;/&gt;
   &lt;m:rMargin m:val=&quot;0&quot;/&gt;
   &lt;m:defJc m:val=&quot;centerGroup&quot;/&gt;
   &lt;m:wrapIndent m:val=&quot;1440&quot;/&gt;
   &lt;m:intLim m:val=&quot;subSup&quot;/&gt;
   &lt;m:naryLim m:val=&quot;undOvr&quot;/&gt;
  &lt;/m:mathPr&gt;&lt;/w:WordDocument&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
 &lt;w:LatentStyles DefLockedState=&quot;false&quot; DefUnhideWhenUsed=&quot;true&quot;
  DefSemiHidden=&quot;true&quot; DefQFormat=&quot;false&quot; DefPriority=&quot;99&quot;
  LatentStyleCount=&quot;267&quot;&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;0&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Normal&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 7&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 8&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 9&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 7&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 8&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 9&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;35&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;caption&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;10&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Title&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;1&quot; Name=&quot;Default Paragraph Font&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;11&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtitle&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;22&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Strong&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;20&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Emphasis&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;59&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Table Grid&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Placeholder Text&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;1&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;No Spacing&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Revision&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;34&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;List Paragraph&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;29&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Quote&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;30&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Quote&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 1&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 2&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 3&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 4&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 5&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 6&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;19&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtle Emphasis&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;21&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Emphasis&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;31&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtle Reference&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;32&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Reference&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;33&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
   UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Book Title&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;37&quot; Name=&quot;Bibliography&quot;/&gt;
  &lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;TOC Heading&quot;/&gt;
 &lt;/w:LatentStyles&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt;/*&lt;![CDATA[*/
&lt;!--
 /* Font Definitions */
 @font-face
	{font-family:&quot;Cambria Math&quot;;
	panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4;
	mso-font-charset:0;
	mso-generic-font-family:roman;
	mso-font-pitch:variable;
	mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;}
@font-face
	{font-family:Calibri;
	panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4;
	mso-font-charset:0;
	mso-generic-font-family:swiss;
	mso-font-pitch:variable;
	mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;}
@font-face
	{font-family:Tahoma;
	panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4;
	mso-font-charset:0;
	mso-generic-font-family:swiss;
	mso-font-pitch:variable;
	mso-font-signature:-520082689 -1073717157 41 0 66047 0;}
 /* Style Definitions */
 p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal
	{mso-style-unhide:no;
	mso-style-qformat:yes;
	mso-style-parent:&quot;&quot;;
	margin-top:0in;
	margin-right:0in;
	margin-bottom:10.0pt;
	margin-left:0in;
	line-height:115%;
	mso-pagination:widow-orphan;
	font-size:11.0pt;
	font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;;
	mso-ascii-font-family:Calibri;
	mso-ascii-theme-font:minor-latin;
	mso-fareast-font-family:Calibri;
	mso-fareast-theme-font:minor-latin;
	mso-hansi-font-family:Calibri;
	mso-hansi-theme-font:minor-latin;
	mso-bidi-font-family:Arial;
	mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
a:link, span.MsoHyperlink
	{mso-style-noshow:yes;
	mso-style-priority:99;
	color:blue;
	mso-themecolor:hyperlink;
	text-decoration:underline;
	text-underline:single;}
a:visited, span.MsoHyperlinkFollowed
	{mso-style-noshow:yes;
	mso-style-priority:99;
	color:purple;
	mso-themecolor:followedhyperlink;
	text-decoration:underline;
	text-underline:single;}
.MsoChpDefault
	{mso-style-type:export-only;
	mso-default-props:yes;
	mso-ascii-font-family:Calibri;
	mso-ascii-theme-font:minor-latin;
	mso-fareast-font-family:Calibri;
	mso-fareast-theme-font:minor-latin;
	mso-hansi-font-family:Calibri;
	mso-hansi-theme-font:minor-latin;
	mso-bidi-font-family:Arial;
	mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
.MsoPapDefault
	{mso-style-type:export-only;
	margin-bottom:10.0pt;
	line-height:115%;}
@page Section1
	{size:8.5in 11.0in;
	margin:1.0in 1.0in 1.0in 1.0in;
	mso-header-margin:.5in;
	mso-footer-margin:.5in;
	mso-paper-source:0;}
div.Section1
	{page:Section1;}
--&gt;
/*]]&gt;*/&lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;;
	mso-tstyle-rowband-size:0;
	mso-tstyle-colband-size:0;
	mso-style-noshow:yes;
	mso-style-priority:99;
	mso-style-qformat:yes;
	mso-style-parent:&quot;&quot;;
	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
	mso-para-margin-top:0in;
	mso-para-margin-right:0in;
	mso-para-margin-bottom:10.0pt;
	mso-para-margin-left:0in;
	line-height:115%;
	mso-pagination:widow-orphan;
	font-size:11.0pt;
	font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;;
	mso-ascii-font-family:Calibri;
	mso-ascii-theme-font:minor-latin;
	mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
	mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
	mso-hansi-font-family:Calibri;
	mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
&lt;/style&gt;
&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
 &lt;o:shapedefaults v:ext=&quot;edit&quot; spidmax=&quot;1026&quot;/&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
 &lt;o:shapelayout v:ext=&quot;edit&quot;&gt;
  &lt;o:idmap v:ext=&quot;edit&quot; data=&quot;1&quot;/&gt;
 &lt;/o:shapelayout&gt;&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot; dir=&quot;RTL&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;همین نوشته در &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.fararu.com/vdccp1q1.2bqss8laa2.html&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;فرارو&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;span style=&quot;font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot; dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 06 Sep 2009 07:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=o&amp;postid=254</comments>
<dc:creator>o</dc:creator>
<guid>http://o.blogfa.com/post-254.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سکوتی از جنس کویر</title>
<link>http://o.blogfa.com/post-253.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://dl.getdropbox.com/u/585832/Picture/qOm-1388.jpg&quot;&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;نمایی از شهر قم &quot; align=baseline src=&quot;http://dl.getdropbox.com/u/585832/Picture/qOm-1.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;قم را از این زاویه به خوبی می توان تماشا کرد. این عکس را امروز صبح گرفتم. روی تصویر کلیک کنید تا تصویر با کیفیت اصلی را ببینید. این تمام قم است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;وقتی از این زاویه به قم می نگری خودت را به شهر نزدیک تر احساس می کنی. می توانی بهتر راجع به جایی که زندگی می کنی فکر کنی. وقتی در خلوتت خوب فکر می کنی به خوبی می توانی ببینی که این روزها برای مردم قم این سوال پیش آمده که حوزه ای که برای کوچکترین جسارت به یک شیعه یا حتی یک سخنرانی، کرسی درس تعطیل می کرد، اعتراض می کرد، یا بیانیه می داد چرا در جریانات اخیر تا این اندازه ساکت ماند؟!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 27 Aug 2009 20:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=o&amp;postid=253</comments>
<dc:creator>o</dc:creator>
<guid>http://o.blogfa.com/post-253.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ماجرای ترور 60 و تولد 61</title>
<link>http://o.blogfa.com/post-252.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;پدرم، سید حسن ابطحی- سال 1360- بیمارستان مصطفی خمینی&quot; src=&quot;http://dl.getdropbox.com/u/585832/O/Abtahi-Teror0003.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;توضیح عکس: پدرم درسال ۶۰ پس از ترور در بیمارستان مصطفی خمینی در حال نوشتن است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بالاخره بر تردیدهایش غلبه کرد و ماشه را فشرد. رگبار گلوله ها طلبه جوان را هدف قرار دادند و گلوله ای به جمجمه اش اصابت کرد. ساعتی بعد مادر وارد بیمارستان شد. پرس و جو کرد و  بالاخره راه اتاق پدر را پیدا کرد. سراسیمه وارد اتاقی شد که چند پاسدار از آن محافظت می کردند و پدر را دید که روی تخت افتاده است. سرش را باند پیچی کرده بودند اما باند کافی نبود. ملحفه ای را هم روی باند ها پیچیده بودند ولی باز خون بود که از ملحفه بیرون می زد. بی درنگ در ذهنش آمد که:«سید! مگر قرار نگذاشته بودیم که امروز من به دبیرستان بروم و جای تو کلاس را بگردانم؟!....» می توانست همانجا بشکند و خرد شود. بگرید و فغان کند که این چه روزگاری است که به سر پدر کودکانم در آمد. اما عشقش به شوهر به او نشان داد که سید به حضورش نیاز دارد و اینگونه بود که صبر کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;--------------&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امروز تولد من است. یعنی امروز 27 سال است که زندگی می کنم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چند سطری که در بالا خواندید، بخشی از زندگی خانواده من است. اتفاقی است که برای پدرم افتاد. در سال 1360 در کرمانشاه دو روحانی ترور شدند. یکی آیت الله اشرفی اصفهانی و دیگری پدر من. تیر دقیقا به سر پدر خورد، اما خدا نخواست که پدر برود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;زندگی من در طول تمام این سال ها تحت تأثیر عقیده بوده و هست. بپذیرم یا نه سلامت پدرم را عقیده از او گرفت. عقیده بود که گلوله را بر پدر من روا داشت. اما من در طول تمام این سال های زندگی همیشه تلخی ترور را چشیدم و امروز به واقع از ترور منزجرم. از کشتن بیزارم و معتقدم با محبت می شود آدم ها را ترور کرد و نه با گلوله. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هر وقت با پدرم صحبت از این بوده که آیا اگر ضارب تو را پیدا کنند او را قصاص می کنی یا نه؟ سخن از بخشش او می گوید. با اینکه 70% سلامتش را بخاطر اشتباه او از دست داد اما هیچگاه یاد ندارم که برخوردی که نشان از کینه او در دل باشد را از خود نشان داده باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وقتی به مادرم می گویم آیا او را می بخشی یا نه؟ سکوت می کند... چشمانش سرخ می شود و می گوید: شما وارثان پدرتان هستید. من چه بگویم؟! اصولا هیچوقت ندیده ام که بخواهد منتی بابت رنجی که در این 28 سال تحمل کرده بر ما بگذارد. خواهرم می گوید ضارب پدر را نمی بخشد و شاکی است از پدر که چرا می گویی او را می بخشی؟! برادرانم را نمی دانم. راستش تا بحال سر صحبت از این موضوع را باز نکرده ام.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما من نیز همچون پدر، او را می بخشم. چرا که معتقدم او و بسیاری دیگر شبیه به او گرفتار توطئه ای شدند که امروز بر سر نسل من می آید. امروز ترور پدرم را نتیجه ضعف  عملکرد عده ای و عملکرد دور از اخلاق، دین و  انسانیت عده ای دیگر می دانم. در هر حال مقصر هر که باشد، به هر حال نمی توانم اشتباهی که او کرد را فراموش کنم. نمی توانم فراموش کنم، چرا که می ترسم همین برخورد را خود من روزی که ناچار باشم با مخالفم بکنم! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;برخوردی که با جوانان این خاک می شود از نگاه من تفاوتی با آنچه بر سر پدرم آمد ندارد. چه فرقی هست بین کشتن در خیابان ها و کشتن در گوشه زندان ها؟! چه فرقی هست بین کشتن در جنگ  کشتن و  در درون خاک کشور؟ چه فرقی هست بین کشتار مردم به نام جمهوری اسلامی و با به نام جمهوری خلق؟! کشتن کشتن است. زدن، زدن است. گلوله گلوله است.  و اگر ما بخواهیم همچون سی سال پیش فکر کنیم پس چه فرقی است بین ما انسان ها و دیگر حیوانات؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;من امروز گلوله را نه برای دوستم تجویز می کنم و نه برای دشمنم. راه سختی است، اما ایمان دارم که هر چه سخت باشد، سختی اش به اندازه سختی فشردن یک ماشه نیست! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پدر من 28 سال پیش ترور  شد اما خدا خواست که بماند. و خدا می خواهد که راهش زنده بماند...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اولین روز رمضان مبارک&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اولین روز 28 سالگی ام مبارک&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 22 Aug 2009 16:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=o&amp;postid=252</comments>
<dc:creator>o</dc:creator>
<guid>http://o.blogfa.com/post-252.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تکراری برای دو حرکت</title>
<link>http://o.blogfa.com/post-251.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;27 مرداد 1384- روزنامه شرق&quot; hspace=0 src=&quot;http://dl.getdropbox.com/u/585832/Picture/Shargh-Newspaper-001.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;BR&gt;درباره تصویر: در روزهای پس از انتخابات نهم، شوک پیروزی احمدی نژاد باعث وفاق نسبی در تمام طیف های منتقد شد. آن روزها دور این بود که جریان هایی که سایه همدیگر را در بعضی مواضع می زدند، با هم جلسه بگیرند و به قول ما طلبه ها بنشینند و با هم چایی بخورند. تصویر فوق که مربوط به روزنامه شرق منتشر شده در روز پنج شنبه/۲۷ امرداد/۱۳۸۴ است به خوبی گویای همین مسئله هست. آن روز البته تمرکز تمام گروهها بر دموکراسی خواهی بود. شاید کسی نمی دانست که چهار سال بعد، خواست دموکراسی به خواست آزادی می رسد!&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;چهار سال پیش در چنین روزهایی اصلاح طلب ها با اولین شوک های پیروزی احمدی نژاد را پشت سر می گذاشتند. ضعف بزرگ این طیف را عدم توجه به کار فرهنگی در کشور می دانم. به خوبی به یاد دارم در دیداری که به همراه &lt;A href=&quot;http://tourjan.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;علی&lt;/A&gt; و به لطف استادمان حاج حسن آقا خمینی با دکتر سعید حجاریان داشتیم*، علی متذکر این نکته شد که اشکال اصلاح طلب ها عدم توجه به کار فرهنگی است و در این زمینه کم کاری صورت گرفته است. جناح چپ، البته سعی کرد انسجامی که در اثر شکست در انتخابات بوجود آمده بود را حفظ نماید که آن هم با به نتیجه ای نرسید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; مرحوم  مهندس بازرگان در کتاب «انقلاب ایران در دو حرکت» به خوبی تشریح می کند که آنچه در انقلاب اسلامی اتفاق افتاد، وفاق در پیش از انقلاب و جدایی پس از انقلاب بود. موجی که امروز موسوی آن را سامان می دهد، یک شبه یا در جریان یک انتخابات شکل نگرفت. بلکه جریانی است که از ابتدایی ترین سال های پس از انقلاب به راه افتاد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امروز اگر چه حرکت منتقدین وضع موجود را موسوی، کروبی، هاشمی و خاتمی سامان می دهند اما باز هم همین ضعف به چشم می خورد. و مبانی فکری و نقاط ایجابی افکار کمتر مورد توجه قرار می گیرد. شاید انتخاب مردم همین باشد و کشش جامعه ما بیش از طرد وضعیت نامطلوب نباشد، اما این مسئله نباید موجب آن شود که روزی همین نخواستن ها را فراموش کنیم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روندی که پیش و پس از انقلاب شکل گرفت، سیر طبیعی مجموعه از افکار بود که از مبانی فکری متفاوت به یک نتیجه رسیده بودند یعنی حذف شاه. اما اینکه پس از شاه چه باشد، را طیفی مشخص می کرد که از سوی جناح های منتقد بعنوان رهبر پذیرفته شده بود؛ یعنی روحانیت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مبانی فکری روحانیت نیز کاملا مشخص بود.آشکار است که از دل مبانی سنتی، تفکر عرفی در نمی آید. البته شاید نظر شخص امام آنقدرها مخالف عرفی سازی نبود، اما به هر حال امام نماینده طیفی بود که مخالف اصلی این تفکر به شمار می آمدند. از همین روی بود که امام سعی کرد با حفظ مبانی سنتی، راهی به سوی عرف بگشاید. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; -------&lt;BR&gt;*.دیدار با سعید حجاریان به راستی برایم به یاد ماندنی بود. حجاریان را مردی دوست داشتنی، اخلاقی و متعهد دیدم که پس از ترور نیز از تلاش دست نکشید. هنوز صدایش در گوشم هست که متواضعانه می گفت: آقا چرا شما زحمت کشیدین؟! می گفتین ما میومدیم قم خدمتتون! برخوردی که تا بحال از هیچکدام از بزرگانی که دیده ام سراغ ندارم. زندانی کردن حجاریان با وضعیت جسمی واقعا دردناک وی کار زشتی است که مسببانش قطعا محکوم هستند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خواندنی ها:&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://tourjan.blogfa.com/post-423.aspx&quot;&gt;برای سعید حجاریان&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 20 Aug 2009 21:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=o&amp;postid=251</comments>
<dc:creator>o</dc:creator>
<guid>http://o.blogfa.com/post-251.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در فقه جایی برای اخلاقیات ندیده اند</title>
<link>http://o.blogfa.com/post-250.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;با حجت الاسلام و المسلمین احمد احمدی تبار  در مورد بررسی وضعیت اخلاق در حوزه به گفتگو نشستیم تا از نگاه ایشان بتوانیم مسئله وضعیت اخلاقی در حوزه را واکاوی کنیم. احمدی تبار که از سال ۵۲ وارد حوزه علمیه شده است، از شاگردان آیات عظام تبریزی، فاضل لنکرانی به شمار می رود. حضور وی در متن جامعه و تغییرات اجتماعی کشور نگاه متفاوتی به وی داده است از همین روست که وی در عین آنکه با روایات انس دارد، جامعه را با نگاهی امروزی و واقع بینانه تحلیل می کند. او اگرچه از وضعیت حوزه انتقاد دارد، اما صرفا به انتقاد بسنده نمی کند و برای برون رفت از وضعیت مورد انتقادش راهکار عملی ارائه می دهد. حجت الاسلام و المسلمین احمدی برای تمام سوالتمان فرصت داشت و با حوصله پاسخمان را داد.&lt;/EM&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;با بررسی اجمالی وضعیت حوزه در چند دهه گذشته، متأسفانه شاهد نوعی تغییر وضعیت اخلاقی در بین طلبه ها هستیم. به نظر شما چرا چنین مسئله ای پیش آمده است؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در تحلیل وضعیت طلاب، به هیچ وجه نباید حوزه را به صورت بریده و منقطع از جامعه ارزیابی کرد. حوزه و طلبه ها از متن جامعه برآمده اند و در متن جامعه هستند، بنابراین طبیعی است که با مشکلاتی که جامعه با آن روبرو است مواجه باشند. مسئله ای که درمورد جامعه ایران نباید از یاد برد این است که جامعه ما در مرحله گذار قرار دارد. یعنی یک جامعه کاملا سنتی به سمت مدرن شدن در حال حرکت است. در اینگونه جوامع بسیاری از تعاریف دچار تحول می شوند. بسیاری از چیز هایی که تا پیش از این «درست» شناخته می شد، در واقعیت و متن جامعه تغییر کرده و «نادرست» تلقی می شود و بالعکس بسیاری از نادرست ها تبدیل به درست می شود. طبیعی است در این وضعیت خیلی چیزها تغییر کند و ما شاهد تنش های بسیاری باشیم. همانطور که گفتم طلبه های ما هم در چنین وضعیتی به سر می برند و بسیاری چیزها برایشان تغییر کرده است. اما نتیجه یکی است و این قشر همچون دیگر اقشار جامعه دچار تنش می شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;پس حضرتعالی این وضعیت را صرفا ناشی از وضعیت گذار در جامعه می دانید؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تأثیر و تأثّرات بین جامعه و طلاب یک واقعیت است و نمی توان منکر آن شد ولی در نگاه به وضعیت طلاب نباید صرفا به این مسئله محدود شد. جدای از وضعیت جامعه، متأسفانه در درون خود حوزه شاهدیم که بحث اخلاق و مباحث اخلاقی جزء بحثهای جدی ما نیست. بعلاوه بعضی از عزیزان هم مباحث اخلاقی را در یک خلاء مطرح می کنند، چون واقعیت عینی زندگی را در نظر نمی گیرند. نتیجه این می شود که طلبه در مواجهه با جامعه می بیند آموزه های استاد امکان بروز عملی ندارد. در نتیجه به جای اینکه این مباحث راهگشای عملی در زندگی اش باشد، او را دچار دوگانگی می کند و عملا به نتیجه مثبتی نمی رسد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;ببینید! شاگرد پای درس استاد خیلی چیزها را می آموزد و طبیعتا باید به خوب شدن جامعه بیانجامد ولی عملا می بینیم که اینطور نیست. جای این سوال هست که چرا آموخته های استاد به نتایج عملی منتهی نمی شود؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این حرفتان ناشی از این است که به تعریف علم و عالم توجه ندارید. براساس آنچه ما از روایات ائمه معصومین می آموزیم،  صرف آموخته ها «علم» نیست و در نتیجه عالم کسی نیست که زیاد می داند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;علم در روایات بر سه پایه استوار است: 1. انگیزه 2. فراگیری 3. عمل. مجموع این سه امر در کنار یکدیگر، علم و همان عنایت الهی می شود که نور است. پس نباید فراموش کنیم که هیچ کدام از این سه بخش به تنهایی علم نیست. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;راه شناخت این علم هم آثار آن است. یکی از آثارش خشیت الهی است که خداوند می فرماید: «انّما یخشی الله من عباده العلماء» پس اگر علم خشیت نیاورد آنوقت دیگر نمی توان به آن علم گفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;حجت الاسلام و المسلمین احمد احمدی تبار&quot; hspace=0 src=&quot;http://dl.getdropbox.com/u/585832/O/Ahmadi-Tabar.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=Arial size=4&gt;&lt;STRONG&gt;معمول کتاب های اخلاقی براساس اصول کتاب های اخلاقی یونان باستان نوشته شده&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;ولی یک طلبه تازه کار چطور می تواند این مسائل را دریابد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این اشکال وارد است. در حقیقت طلبه های امروز الگویی ندارند که بتوانند براساس آن رشد کنند. در حالیکه پیش از انقلاب اینطور نبود. پیش از انقلاب استاد ها با طلبه می جوشیدند ولی حالا حتی وقت اشکال شنیدن هم ندارند و خیلی لطف کنند می گویند تماس بگیرید تلفنی مسئله را حل کنیم. اگر دنبال رشد و تعالی طلبه هستیم باید پیگیر مسائلش باشیم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;متأسفانه الان  بین استاد و شاگرد رابطه نیست یا اگر هم باشد آنقدر تعارض بین رفتار و سخن استاد هست که شاگرد فرصت رشد پیدا نمی کند و همه اش دنبال حل این تعارض ها است. در حالیکه عملا الگوها هر چقدر قویتر باشند تأثیرشان عمیق تر است. ما نیاز به اساتیدی داریم که به درس، به راه، به تربیت به معنی واقعی مومن باشند و خودشان هم عامل باشند تا بتوانند موثر واقع شوند و افراد مهذّب و متخلّق تربیت کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;از نگاه شما قدم اوّل در تهذیب نفس چیست؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اساس تهذیب به تلقی انسان از خودش باز می گردد. تا تلقی انسان از خودش درست نشود، انتظار تهذیب صحیح نیست. وقتی انسان خود را یک جسم مادی بداند، طبیعتا چنین انسانی تمام تلاش و کوشش رسیدن به رفاه، امنیت و آزادی.... است. بنابراین چنین انسانی همّها علفها (تمام توجهش به ارضاء غرائض مادی خودش) خواهد بود. اما اگر تلقی شما از انسان این بود که انسان موجودی متعالی و دارای روح الهی است، این انسان به دنبال های نیازهایی ورای نیازهای مادی و غریزی خواهد بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;انسان سرمایه ای در وجودش دارد و بدنبال کمال خودش است و کوشش می کند به آن برسد. اگر تلقی انسان این باشد که صرفا یک جسم مادی است تمام توجهش را به مادیات متوجه خواهد کرد. اما اگر تلقی انسان از خودش این شد که من موجودی الهی هستم و می خواهم به خدا برسم و خلیفة الله باشم، آنموقع این انسان به دنبال ظرفیت هایی می گردد که خود را رشد دهد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 391px; HEIGHT: 522px&quot; alt=&quot;حجت الاسلام و المسلمین احمد احمدی تبار&quot; hspace=1 src=&quot;http://dl.getdropbox.com/u/585832/O/Ahmadi-Tabar2.jpg&quot; align=right vspace=1 border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;طلبه های امروز الگویی ندارند که بتوانند براساس آن رشد کنند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt; آیت الله بهجت به دوستم فرمود:« تا کی حرف؟! بروید و براساس آنچه که میدانید عمل کنید»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;توجه به اخلاق چگونه می تواند راهگشای تهذیب باشد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;توجه به اخلاق اعم از کتاب های اخلاقی یا اساتید اخلاق در صورتی می توانند در جهت تهذیب نفس قرار بگیرند که فرد اراده جدی برای تهذیب نفس داشته باشد و صرفا بدنبال آموختن معارف اخلاقی نباشد بلکه بدنبال رفتار براساس آموزه های اخلاقی باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روزی با یکی از دوستان آیت الله بهجت را دیدیم که در خیابان ارم ایستاده بودند، دوستمان گفت برویم و نصیحتی از ایشان بگیریم. وقتی پیش ایشان رفتیم ایشان گفتند:«تا کی حرف؟! بروید و براساس آنچه که میدانید عمل کنید».&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;برای کسانی که اراده جدی برای تغییر وضعیت روحی خود را دارند، آیا علم اخلاق به عنوان یک ابزار برای نیل به این هدف کاربردی دارد یا نه؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;علم اخلاق به دنبال نشان دادن فضایل و رذایل به انسان است. این فضایل و رذایل بسته به هدفی که انسان در زندگی به دنبال آن است تغییر می کند. برای انسانی که به دنبال زندگی الهی است، طبیعتاً این فضایل و رذایل بر همین اساس تعریف می شوند. تهذیب نفس کار بست همان دستورات اخلاقی است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با توجه به مبنای زندگی الهی که پیش تر توضیح دادم، فضیلت اخلاقی عبارت از هر چیزی است که ما را به خدا برساند و چیزی که ما را از خدا باز بدارد، رذیلت است. یکی از اهداف انبیاء الهی هم نشان دادن خوبی ها و بدی ها به انسان است. البته شناخت خوبی ها و بدی ها بصورت فطری در وجود انسان ها هست و انبیاء هم آمده اند تا همین آگاهی فطری را گسترش دهند. ولذا در روایات مسئله ی وجود دو حجت الهی برای انسان مطرح است. یک حجت ظاهری و یک حجت باطنی که حجت ظاهری انبیاء هستند و حجت باطنی عقل و سرمایه های فطری انسان است. در روایت آمده است شخصی به نام وابصه اسدی پیش پیامبر رفت تا از تمام خوبی ها و بدی ها بپرسد، حضرت بدون آنکه وابصه سوالش را مطرح کند، فرمود: وابصه می خواهی بگویم برای چه پیش من آمدی و پاسخت را بگویم؟ وابصه پاسخ داد: بله یا رسول الله. پیامبر فرمود: تو پیش من آمدی تا از تمام خوبی ها و بدی ها آگاهت کنم تا خوبی ها را انجام دهی و بدی ها را ترک کنی. وابصه گفت: به خدا همینطور است یا رسول الله. پیامبر فرمود: خیر چیزی است که موجب اطمینان نفس تو می شود و شر چیزی است که اضطراب نفس تو را به همراه دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پیامبر به جای اینکه لیستی از خوبی ها و بدی ها را ارائه دهد، یک معیار اصلی مطرح کرد که آنهم به درون انسان باز می گردد. این نگاه هم در حقیقت اشاره به همان آیه مبارکه «فألهمها فجورها و تقویها» دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;به نظر حضرتعالی آیا این تعریف به نسبیت اخلاق نمی انجامد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خیر؛ نسبی نمی شود. ببینید ما در روایات می بینیم که اول بحث خودشناسی مطرح می شود و می گوید: سرمایه هایت را بشناس، همین حرکت، ترا به خدا می رساند. خدا هم خودت را به خودت معرفی می کند. اصل این مسئله در خود انسان هست که خوبی و بدی چیست؟ در قرآن می فرماید: «بل الانسان علی نفسه بصیرة و لو القی معاذیره». در خود وجود انسان هست. البته در بعضی انسان ها در گذر زمان گرد وخاک می گیرد در نتیجه چیزهای دیگری در انسان جای می گیرد ولی اینها اصالت ندارد. انبیاء الهی آمده اند با تذکر و یادآوری این زنگارها را از وجود انسان پاک کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;آیا کتاب های اخلاقی موجود می تواند ما را به اخلاق برساند؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معمول کتاب های اخلاقی براساس اصول کتاب های اخلاقی یونان باستان نوشته شده. کتاب طهارة الاعراق قدیمیترین و قوی ترین کتاب اخلاق شان است یا کتاب اخلاق ناصری. در اخلاق ناصری چون براساس اخلاق یونانی است حتی بحث از اخلاق شراب خوری نیز مطرح می شود که این مسئله خود نشانگر آن است که این اخلاق اسلامی نیست بلکه همان اخلاق یونانی است که با نگاه یک فرد مسلمان نوشته شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همانطور که امروز بسیاری از کتاب هایی  که با عناوین مدیریت اسلامی یا روانشناسی اسلامی  و... در بازار می بینیم، بر همین اساس نگاشته شده اند. یعنی اصل حرف، همان مباحث دانشمندان غربی است که روایات به آن ضمیمه شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;ولی صرف این کار که اشکالی ندارد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مسئله ای که از نگاه شما مغفول مانده این است که اساس اخلاق غربی بر نگاه دنیایی مبتنی است. بنابراین خوبی و بدی را براساس سود و زیان دنیوی تعریف می کند و در چنین نگاهی خدا مطرح نیست. مثلا هدف راستگویی جلب اعتماد مردم است. در حالیکه در اخلاق اسلامی اولا هدف قرب الی الله است. این نگاه حتی اگر در ظاهر نتایج یکسان با اخلاق غربی داشته باشد ولی ماهیتا یکی نیستند و هر کدام نتایج خاص خود را بدنبال دارد. تفاوت دیگر اخلاق اسلامی با اخلاق غربی این است که اصولا ما در اسلام اخلاق جدا از باقی مسائل دینی نداریم. اخلاق جزئی از تمام باید ها و نباید ها در زندگی یک انسان مسلمان است. در نتیجه مباحث اخلاقی ما جزء فقه است. همه مباحثی که ما بعنوان مباحث و دستورات اخلاقی نگاه می کنیم، دستورات فقهی ما است. یعنی باید ها و نباید های زندگی یک مسلمان تنها نگاه فقهی صرف را در خود ندارد و نگاه اخلاقی در درون آن جریان دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;ما در لسان فقها زیاد می شنویم که یک حکم فقهی لزوما حکمی اخلاقی نیست. ولی با توجه به این سخن حضرتعالی، حیطه اخلاق جدا از فقه نیست؟ &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نمی توان گفت حیطه اخلاق جدا از فقه است. البته الان فقه محدود به عبادات و معاملات است در حالیکه اخلاق هم بخشی از فقه ما است که کمتر بدان توجه شده است. اخیرا با جمعی از دوستان بحث هایی را جمع بندی کرده ایم که بحث فقهی دارد ولی بحث نشده. مثل فقه تربیت، فقه اخلاق، فقه روابط اجتماعی و... پس می بینیم که خلاء کار فقهی-اخلاقی هست. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر با دقت به مبانی دینی بنگریم متوجه می شویم ما اصولی داریم که بر همه فقه حاکم است. فقیه در استنباطات فقهی اش باید نگاه جامع به مجموعه معارف داشته باشد اما در عین حال متأسفانه بعضی فقها گاهی به این اصول زیربنای احکام دین توجه ندارند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مثلا بعضی نظرات فقهی با اخلاق متعارض است. نمونه آشکارش همین باب حیل شرعی  که بعضی ها وجهه شرعی برایش قائل شده اند. ولی بعض دیگر فقها مثل مرحوم امام خمینی اصلا چنین چیزی را قبول نمی کنند. یا در بحث تشاح بین ائمه جماعات. امام خمینی در اینجا می فرماید اگر دعوا کنند به هیچکدام نمی شود اقتدا کرد چون عدالتشان زیر سوال می رود برای همین این بحث را مربوط به جایی می دانند که حالت تعارف دارد. ولی می بینیم که در اینجا بعضی فقها مرجحّات ذکر کرده اند که این در اثر عدم توجه به اصول زیربنایی احکام است. در تک تک مسائل فقهی نگاه اخلاقی مطرح می شود و حضور دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;آیا در خود فقه کار مجزایی روی اخلاقیات شده است؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;متأسفانه در فقه جایی برای اخلاقیات ندیده اند برای همین بخشی از بحث های اخلاقی راجع به اخلاق رذیله را در مکاسب محرمه مطرح می کنند و بخشی را هم در کتاب الجهاد تحت عنوان جهاد با نفس آورده اند. ولی در معارف روایی ما بحث های مفصل تری مطرح شده است. مثلا پیامبر اکرم می فرماید: انّی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق. اولین سوالی که پس از این روایت مطرح می شود این است که مکرمه های اخلاقی چیست که در روایات هم مکرمه های اخلاقی را مشخص می نماید. مثلا در روایت از امام صادق داریم که فرمودند: انّ الله تبارک و تعالی خصّ رسوله (ص) بمکارم الاخلاق. فامتحنوا انفسکم، فان کانت فیکم فاحمدوالله عزّ و جلّ و ارغبوا الیه فی الزیادة منها، فذکرها عشرة: الیقین و القناعة و الصبر و الشکر و الرّضا و حسن الخلق و السخا و الغیرة و الشجاعة و المروّة. وقتی به این روایت توجه می کنیم، می بینیم اعتقادات و باورهای دینی اساس اخلاق اسلامی است. و عبادت و رفتار همگی از اخلاق هستند. اینها براساس مباحث علوم اخلاقی رایج بررسی نمی شود و لذاست که ما در جاهای دیگر مشکل پیدا می کنیم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;----&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این مصاحبه در شماره ۵۹ پگاه حوزه/ویژه حوزه های دینی منتشر شد. فایل این مصاحبه به صورت PDF را در &lt;A href=&quot;http://dl.getdropbox.com/u/585832/PDF/Pegah-Ahmadi%20Tabar.pdf&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt; ببنید.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 14 Aug 2009 12:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=o&amp;postid=250</comments>
<dc:creator>o</dc:creator>
<guid>http://o.blogfa.com/post-250.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تبار شناسی طباطبایی های یزدی</title>
<link>http://o.blogfa.com/post-249.aspx</link>
<description>
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;سید محمد کاظم طباطبایی از تبار سادات طباطبایی است و نسبش به امام حسن مجتبی(ع) می رسد. وجه تسمیه این سلسله از فرزندان امام حسن مجتبی جد اعلای ایشان به نام ابراهیم طباطباست. ابراهیم طباطبا در زمان خود شخصیت قابل توجهی بود و از اصحاب امام صادق علیه السلام بود و در زمره راویان احادیث آن امام است. طباطبائی ها در طول تاریخ از مدینه پراکنده شده و گروهی به ایران، گروهی به مصر، مراکش، هند، یمن، عراق، شام و دیگر بلاد رفته اند. بر اساس منابع تاریخی، در این خاندان شخصیت های بزرگی پدید آمدند که یا به علم و زهد و یا به امارت و ریاست و مقام اجتماعی قابل توجهی رسیده اند.  یکی از علل پراکندگی فرزندان طباطبا، حرکت های سیاسی و اجتماعی ایشان بر علیه دستگاه خلافت عباسی بوده است که به خاطر فشارهای حکومتی مجبور به مهاجرت به نقاط دیگر بوده اند. در ایران امروز، طباطبائی های قم و کاشان، طباطبائی های تبریز (که از آن جمله) طباطبائی های بروجرد (که از جمله ایشان مرجع بزرگ معاصر آیةالله العظمی بروجردی است) طباطبائی های یزد (که از آن جمله صاحب عروه آیةالله العظمی سید محمدکاظم یزدی است) طباطبائی های اصفهان (که از آن خاندان حکیم در عراق اکنون مشهورند) و طباطبائی های زواره است (که از جمله ایشان دانشمند علامه مرحوم محیط طباطبائی است). خاندان طباطبائی یزدی فرزندان عالم بزرگ شیعه مرحوم آیةالله العظمی سید محمدکاظم طباطبائی یزدی صاحب کتاب مشهور عروة الوثقی هستند. وی از جمله فقهای بزرگ و نامدار سده های اخیر است که در یزد و اصفهان و مشهد به تحصیل پرداخت و پس از آن به نجف اشرف مهاجرت کرد و در آنجا به درجات عالی فقاهت رسید و بعدها مرجع شیعیان جهان شد. فرزندان سید، هر یک در محیط علمی این خانواده رشد کردند و از شخصیت های علمی بارز آن دوره شدند. در میان فرزندان سید، سید محمد که از همه بزرگتر بود به مدارج بالای فقهی نایل شد و از خود آثار علمی بر جای نهاد ولی متأسفانه در زمان حیات سید با شرکت در حرکت علیه استعمار انگلیس از دنیا رفت.&lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;&lt;hr /&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; src=&quot;http://dl.getdropbox.com/u/585832/Picture/navadegan.jpg&quot; alt=&quot;نوادگان آیت الله سید کاظم یزدی صاحب عروه&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;ایستادگان: مؤذن و خادم مدرسه سید*.&lt;br /&gt;ردیف عقب از راست: سید حسین فرزند سید علی ـ سید کمال فرزند سید احمد ـ سید تقی فرزند سید محمد ـ سید حسن فرزند سید حسن.&lt;br /&gt;ردیف جلو از راست: سید جمال فرزند سید احمد ـ سید جواد فرزند سید اسماعیل (پدر سید عبدالعزیز) ـ سید محسن فرزند سید احمد ـ ناشناس ـ سید محمدباقر فرزند سید محمد (متولی مدرسه سید) ـ سید نظام فرزند سید احمد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;
&lt;/p&gt;&lt;hr /&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;فرزندان دیگر سید مانند سید علی و دیگران نیز به موقعیت های علمی بالایی در نجف رسیدند و تنها سید احمد بود که در مدتی که در تهران اقامت داشت، در وقایع مشروطه و ارتباط با شيخ فضل الله نوري در ایران شرکت داشت.  بعدها نیز خاندان طباطبائی یزدی در نجف از خاندان های علمی مشهوری بود که با اداره کتابخانه و مدرسه سید و تأسیس مدرسه ای دیگر ـ توسط سید اسد الله طباطبائی فرزند دیگر سید ـ چراغ فقاهت و علم خاندان سید را همچنان روشن نگاه داشتند. مدرسه سید یکی از مدارس عمده نجف بود که حوزه نجف در دوره شکوه خود در سده گذشته، فعالیت عمده خود را در آنجا داشت و عالمان بسیاری در آنجا تدریس نموده و عالمان بسیاری در آنجا تحصیل کردند که بعدها به کشورهای دیگر مهاجرت کردند و از شخصیت های علمی و اجتماعی بلاد شیعه شدند. از جمله شخصیت هایی که در این خاندان در سالهای متأخر نام آور بودند یکی مرحوم علامه محقق سید عبدالعزیز طباطبائی کتابشناس و نسخه پژوه بزرگ معاصر بود و دیگری نیز عارف شهیر مرحوم آیةالله سید عبدالکریم کشمیری بود. آیت الله کشمیری از جمله عارفان بنام معاصر و نوه دختری سید بود. براساس اطلاعات گرد آوری شده در سایت &lt;a href=&quot;http://www.tabatabaiyazdi.com/&quot;&gt;http://www.tabatabaiyazdi.com/&lt;/a&gt;  امروز 277 نفر از نوادگان سید یزدی در آسیا، 17 نفر در اروپا، 21 نفر در آمریکا و 3 نفر در استرالیا زندگی می کنند. در میان نام های خانوادگی نوادگان دختری سید می توان به انصاری قمی، طیب زاده حائری، مصباح موسوی اشاره کرد. خاندان مرعشی نیز از نوادگان دختری سید یزدی محسوب می شوند. حاصل ازدواج مریم طباطبایی یزدی، نوه سید و فرزندسید احمد طباطبایی یزدی 4 پسر و  5 دختر شد. عفت مرعشی مرعشی، همسر آیت الله هاشمی رفسنجانی رییس مجلس خبرگان رهبری نیز از همین خانواده است که با دو واسطه به سید می رسد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;-------&lt;br /&gt;*. مدرسه سید، از مهمترین مدارس حوزه نجف بوده است و عمده بزرگان حوزه نجف در آن تحصیل نموده یا به تدریس پرداخته اند. مدرسه ای که حدود هشتاد حجره داشت و به دلیل رعایت نظم و بهداشت مورد توجه همگان بود . به گونه ای که هیات های علمی خارجی برای بازدید به آن مدرسه می رفتند. متأسفانه اکنون بعد از سالهای خاموشی حوزه نجف، جز یادگاری از حضور پر جنب و جوش طلاب، چیزی باقی نمانده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;-----------------&lt;br /&gt;این نوشته در اعتماد ملی روز يکشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۸  منتشر شد. &lt;br /&gt;PDF این صفحه را در &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://dl.getdropbox.com/u/585832/PDF-Hoze/EtemaadMelli_983_14-11-5-88%28Yazdi-Orve%29.pdf&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt; ببینید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;مرتبط با همین نوشته:&lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://o.blogfa.com/post-247.aspx&quot;&gt;&lt;strong&gt;منتقد خراسانی؛ مدافع آزادی: آیت الله سید کاظم یزدی&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://o.blogfa.com/post-248.aspx&quot;&gt;&lt;strong&gt;عروة الوثقی یا میزان اجتهاد&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 11 Aug 2009 18:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=o&amp;postid=249</comments>
<dc:creator>o</dc:creator>
<guid>http://o.blogfa.com/post-249.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
