فقیه پرده نشین (بانو مجتهده امین)

اجتهاد ديني هنوز دانشي مردانه محسوب ميشود. اگر چه از نگاه فرزند امام خميني، خانم فريده مصطفوي «دليل قاطعي نداريم. زيرا بناي عقلا در رجوع جاهل به عالم يا جاهل به متخصص اختصاصي به مردان ندارد.»(1) اما در هر حال در ابتداي بيشتر رسالههاي توضيحالمسائل فقهي آمده است: «از مجتهدي بايد تقليد کرد که مرد، بالغ، عاقل، شيعه دوازده امامي، حلالزاده، زنده و عادل باشد.»(2) اگر چه هستند عالماني که به جواز تقليد از زنان معتقدند اما آنچه معروف است خلاف اين حکم است. بنابر نظر معروف اگر زني تمام قيود ديگر را داشته باشد، باز هم به دليل اين استنباط نميتواند حتي مرجع تقليد زنان باشد. از همين روي زناني که توانايي ورود به عرصه عالمان ديني را پيدا ميکنند مورد توجه قرار گرفتند.
بانو مجتهده امين از جمله بانواني است که مراحل تحصيل دروس علمي حوزوي را تا درجه اجتهاد پيگيري كرد. توجه امين به درس به گونهاي بود که در زندگينامه خود نوشتهاش چنين آورده است: «تقريبا از 9 سالگي عشق خواندن و نوشتن در من پيدا شده بود. همبازيهايم به من ايراد ميگرفتند که چرا تو نميآيي بازي کني. ولي من عشقم فقط درس بود». استاد وي آيتالله حاج ميرسيدعلي نجفآبادي ميگويد: «روزي كه شنيدم فرزند ايشان فوت کرده، فکر کردم خانم ديگر درس را تعطيل خواهد کرد ولي برعکس، دو روز بعد ديدم خدمتکار ايشان به سراغ من آمد و از من خواست که براي تدريس به منزل ايشان بروم و من از اين علاقه او به تحصيل سخت حيرت کردم و وقتي رفتم با کمال تعجب او را آمادهتر از هميشه ديدم.» مجتهده امين موفق به گرفتن اجازه اجتهاد و نقل روايت از «آيتالله حائري يزدي» موسس حوزه علميه قم، «آيتالله آقا محمدرضا نجفي»، «آيتالله سيدمحمدکاظم شيرازي» و «آيتالله اصطهباناتي» شد. او خود نيز به «آيتالله مرعشينجفي»، «زهيرالحسون» و «بانو علويههمايوني» اجازه نقل روايت داد.
سيده نصرت بيگم امين در سال ۱۲۶۵ شمسي در اصفهان متولد شد. طبيعي بود که شرايط آن زمان (اواخر قاجاريه و ابتداي پهلوي) اجازه تحصيل را به دختران نميداد اما وضعيت خوب مالي و فرهنگي خانواده نصرت بيگم باعث شد، مادرش در چهارسالگي وي را براي آموزش قرآن به مکتب بفرستد. پس از آن نيز به دليل علاقه شخصي امين و عدم ممانعت خانواده، دروس حوزوي را آغاز کرد و ادامه داد. وي تحصيل حوزوي را نزد استاداني چون شيخ ابوالقاسم زفرهاي معروف به حاج آخوند (از اساتيد معروف اخلاق بود که به زهد شناخته ميشد)، حسين نظامالدين کچويي، سيدابوالقاسم دهکردي(از شاگردان شيخ زينالعابدين مازندراني و حاج ميرزاحسين نوري)، ميرزا علي آقا شيرازي (از شاگردان درس آيات عظام شيخالشريعه اصفهاني، آقا سيدمحمد كاظم يزدي و آخوند خراساني)، ميرسيدعلي نجفآبادي و شيخ مرتضي مظاهري فراگرفت.(3) بانو امين توجهش را صرفا به فقه و اصول محدود نکرد. او تحت تأثير اساتيد خود به عرفان، حکمت و فلسفه اسلامي نيز روي آورد. از ديدگاه آيتالله جوادي آملي«اين بانو با حرکت جوهري عمر کرد، يعني کوشيد از درون متحول شود.»(4) او در اين زمينه مورد توجه عالماني چون علامه طباطبايي بود. مرحوم علامه جعفري نيز درباره بانو امين ميگويد: «با توجه به آثار قلمي که از خانم امين در دسترس ما قرار گرفته است، به طور قطع ميتوان ايشان را يکي از علماي برجسته عالم تشيع معرفي نمود و روش علمي ايشان هم کاملا قابل مقايسه با ساير دانشمندان بوده، بلکه با نظر به مقامات عاليه روحي که ايشان [به درک آن] موفق شدهاند، بايد ايشان را از گروه و نخبهاي از دانشمندان به شمار آورد.»
وصاياي اخلاقي متعددي از وي به جاي مانده است: «اول چيزي كه بايستي متذكر شويم و در اطراف آن كنجكاوي نماييم اين است كه آيا ما كي هستيم و از كجا آمدهايم؟ خدا رحمت كند كسي را كه بداند از كجا آمده و در كجا نشو و نما ميكند و به كجا بازگشت مينمايد. زيرا كسي كه خود را شناخت؛ البته مبدا و منتها و خط سير و نقطه قرارگاه وجود خود را هم ميشناسد و ميداند كه در نردبان ترقي و تكامل حائز چه مقام و مرتبهاي گشته و در چه پلهاي از درجات و مراتب صعود به سوي حق تعالي سير مينمايد.»
امين به فرهنگسازي در عرصه عمومي توجه خاصي داشت. بر همين اساس بود که به مقابله با موافقان بيحجابي در سالهاي پيش از انقلاب پرداخت. نوشتههاي او در باب دفاع از پوشش ديني با عنوان «يک بانوي ايراني» منتشر ميشد. علاوه بر حضور در صحنه فکري، وي در سال 1344 با سرمايه شخصياش دبيرستان مكتب فاطمه(س) را در اصفهان تاسيس كرد تا زمينه تحصيل دختران در محيطى سالم را فراهم كند. توجه اين بانوي مجتهد ايراني به حضور زنان در جامعه در محيطي عاري از فساد البته در بزنگاههاي تاريخي مانند کشف حجاب نيز نمايان است. دغدغه فکري وي در اين زمينه، موجب نگارش کتاب روش خوشبختي شد. وي در اين کتاب متذکر ميشود: «همانگونه که اگر عضوي از اعضاي بدن به بيماري مبتلا شود، ساير اعضا سالم نميمانند، اگر زنان يک جامعه ـ که از ارکان آن هستند ـ فاسد شوند، جامعهاي را به فساد ميکشند، بهخصوص اگر فساد يا گناهشان علني باشد.» بانو امين در خرداد 1362 شمسي مصادف با رمضان 1403 قمري درگذشت. مرقد وي در تکيه امينالتجار واقع در تخت فولاد اصفهان است.
پينوشتها:
1- کيهان فرهنگي- ش 106/ ص 19
2- رساله توضيح المسائل آيتالله العظمي سيستاني-مساله2
3- فصلنامه بانوان شيعه/ شماره 1/ بانو نصرت بيگم امين/ نويسنده: طيبه چراغي
4- کيهان فرهنگي-شمار 106
-----
منتشر شده در اعتماد ملی

