
سید حسن نصر الله در جدیدترین نطق خود به مناسبت سالروز آزاد سازی مناطق جنوب لبنان گفت:«از سال 1948 و تاسیس کیان متجاوز اسراییل، لبنان به شکل کلی و مخصوصا جنوب و روستاهای مرزی و آب آن در دایره تهدید و طمعورزیهای اسراییل قرار داشت. از همان ابتدا نیز گزینه مردم جنوب چیزی جز دولت نبوده است. وقتی به موضعگیریهای علمای جبل عامل و سیاستمداران و شعرا باز میگردیم، میبینیم که گزینه مردم جنوب همیشه دولت بوده است. به عنوان یک مثال باارزش میتوانم از سخن امام سید عبدالحسین شرفالدین در سال 1949 یاد کنم. در آن سال پس از جنایت موسوم به حولا، امام شرفالدین نامهای برای بشاره خوری رییسجمهور وقت لبنان ارسال کرده و گفت: «جنوب لبنان، محرومیت و اهمال وزارتخانهها و دولت را پشت سر گذاشته و اکنون با مصیبت جبل عامل مواجه شده است». من خطاب به امام عبدالحسین شرفالدین میگویم که جبل عامل و جنوب لبنان با تکیه بر شما و زیر عبای شما و امام موسی صدر در نهایت شاهد پیروزی را در آغوش گرفت.»
سید عبدالحسین شرف الدین در حقیقت آغازگر حرکت سیاسی و جنبش استقلال طلبانه در لبنان بود. در بخشی از زندگی سید عبد الحسین چنین می خوانیم: « انگليس در دوره حاكميت خود, سفيرش را به بيروت براى ديدار علما فرستاد. ولى ايشان, سفير انگليس را نپذيرفت. پس از اصرار زياد دوستان, ايشان اجازه داد تا نمايندگان انگليس به ديدارش بيايند و وقتى آنان جلوى خانه وى رسيدند, امام سيد شرف الدين پنجره خانه خود را باز كرد و از آن جا در حالى كه به نمايندگان دولت انگليس نگاه مى كرد, سوره شريفه زير را قرائت كرد: (بسم الله الرحمن الرحيم, قل يا ايها الكافرون لا اعبد ما تعبدون ولا انتم عابدون ما اعبد ولا انا عابد ما عبدتم ولا انتم عابدون ما اعبد لكم دينكم ولى دين.) بعد پنجره را بست و دَرِ خانه خود را به روى آنان نگشود. سفير انگليس در حالى كه به همراهان خود نگاه مى كرد گفت: «امكان ندارد ما با مسلمانان بويژه شيعه بر سر يك ميز بنشينيم و به آنان چيره شويم.» (1)
شرف الدین در سال 1290 در کاظمین متولد شد و از هشت سالگی تحصیل دروس حوزوی خود را در جبل عامل لبنان آغاز کرد. پس از آن وی به سامرا رفت. شرف الدین در این دوره از دروس فقه و اصول شیخ حسن کربلایی (متوفی 1322 ق .) و شیخ باقر حیدر (متوفی 1333 ق .) در حوزه علمیه سامرا استفاده کرد. استاد اخلاق وی نیز آیة الله شیخ فتحعلی سلطان آبادی بود. با مرگ میرازی شیرازی حوزه سامرا از رونق سابق افتاد و طلاب سامرا به نجف کوچ کردند. شرف الدین در دوره دوم حضور خود در نجف، از درس عالمان برجسته استفاده کرد. وی علاوه بر حضور در درس شیخ محمد طه نجف (متوفی 1323 ق) و سید محمد کاظم طباطبایی یزدی (متوفی 1337 ق)، موفق شد اجازه اجتهاد خود را از دیگر اساتیدش همچون «آقا رضا همدانی، آخوند خراسانی صاحب کفایة الاصول(متوفی 1329 ق)، شیخ الشریعه اصفهانی (متوفی 1303 ق)، شیخ عبدالله مازندرانی (متوفی 1330 ق)، میرزا حسین نوری صاحب مستدرک الوسیله(متوفی 1320 ق) و سید اسماعیل صدر دریافت کند. (2)
شرف الدین اگر چه در فقه و اصول مجتهد مطلق بود اما این به معنی عدم حضور وی در دیگر صحنه های فکری نبود. او در عین حضور در عرصه های تاریخ، تفسیر، عقاید و کلام، خطیب و نویسنده ای توانا به شمار می رفت. پدرش سید یوسف شرف الدین در کودکی علاوه بر آموزش های فقهی به او صرف، نحو، لغت ، معانی ، بیان ، بدیع، شعر، انشا، تاریخ آموخته بود. بلاغت و زیبایی نثر ادبی وی در کتاب هایش مورد توجه صاحب نظران قرار گرفته است.
شرف الدین به درخواست پدر، در 32 سالگی به سرزمین مادری خویش، لبنان بازگشت. وی سه سال در «شحور» اقامت کرد و پس از آن به دعوت مردم صور، به آنجا رفت. با حضور وی شهر شیعه نشین صور وضعیت متفاوتی با پیش از آن را تجربه نمود. عبدالحسین که شاهد وضعیت بد اقتصادی شیعیان صور بود کاملا به این موضوع واقف بود که در چنین وضعیتی امکان رشد فرهنگی نیست. از همین روی وی علاوه بر سازماندهی خدمات برای شیعیان، به فکر ساخت محلی برای پرورش فکر و فرهنگ شیعی برای مردمش افتاد. در همین راستا وی ابتدا حسینیه ای تأسیس کرد. و سپس یک مجموعه آموزشی- فرهنگی برای جوانان تأسیس کرد. نادی الامام الصادق، مدرسه جعفریه، مسجد و مدرسه دخترانه الزهرا از جمله این بنا ها بودند.
شرف الدین از کودکی در یک جامعه تک صدا زنگی نکرده بود و همچون دیگر عالمان لبنانی پرورش یافته نجف، چه در لبنان و چه در عراق با افکار اهل سنت هم آشنا بود. وی شاهد برخورد بد بعضی از عالمان شیعه با دیگر مسلمین بود. و خوب از وضعیت اختلافات شیعه و سنی و نتایج منفی آن بر جامعه اسلامی آگاه بود. از همین رو همیشه یکی از دغدغه های ذهنی اش یافتن راهی برای از بین بردن چالش های مذهبی بود. از نگاه شرف الدین «نزاع بین شیعه و سنی در تمام مسائل اختلافی، یک درگیری صغروی است. و کسانیکه دقیق و عمیق می نگرند متوجه هستند که در مسائل اصلی و کبروی اختلافی بین این دو فرقه نیست.»(3)
عبد الحسین یکی از سردمداران نظریه وحدت اسلامی است. وی اولین کسی بود که در کتابی جداگانه، به صورتی تحقیقی به بررسی این موضوع و لوازم و راهکارهای عملی آن پرداخت و آن را تحت عنوان «الفصول المهمة فی تألیف الامة» منتشر ساخت. انتشار این کتاب تقریبا همزمان با انتشار کتاب تنبیه الامة و تنزیه الملة نایینی بود. نظریات وی در این کتاب و پی گیری آن توسط شیخ محمد تقی قمی، به تآسیس دارالتقريب مذاهب اسلامى در قاهره انجامید. (حوزه/124/جايگاه سيد شرف الدين در تقريب مذاهب اسلامى/ غلامرضا جلالى) وی در کتاب خود گفت و گوی بین مذاهب اسلامی را «به ساحَت گفتمان اعتقادى ـ كلامى مى برد و اين را مى توان نتيجه بازخوانى پروژه فكرى سيد جمال الدين اسدآبادى، در طرح نظريه وحدت دانست كه بدون شك اشراف و توجهى نيز به مناظره هاى كلامى مثل شيخ مفيد و سيد مرتضى در دوران خلافت اسلامى داشته است.»(4)
او برای اثبات نظریات خویش در دفاع از حریم شیعه کتاب «النص و الاجتهاد» را به رشته تحریر درآورد. در این کتاب وی 100 مورد از مسائلی را که صحابه و یا تابعین در مقابل واقعیت غیر قابل انکار تاریخی اظهار نظری مخالف نظر پیامبر کرده اند را بر می شمارد و در انتهای کتاب مسلمانان را به وحدت دعوت می کند.
شرف الدین در عین حال که منادی وحدت بود اما «بحث خلافت و امامت را موضوعى پايان يافته نمى دانست. او بر اين نظر بود: اين گذشته تاريخى, بخشى از هويت جمعى شيعه است. احساس آن را داشت كه تشيع, در يك اعتراض و نقد تاريخى, بروز و ظهور يافت و اگر پشتوانه هاى اين نقد, فهم نشود و استمرار نيابد, به بريدگى و گسست هويتى مى انجامد و شيعيان را در نقطه خلأ وجودى قرار مى دهد.»(5) وی معتقد بود اقامه عزای برای امام حسین باید به صورت علنی برگزار شود. او حتی مخالفتی با تعزیه نداشت: «اگر رويدادهاي ملال انگيز اهل بيت به صورت نمايش برگزار شود، اثر خوبي بر دل ما خواهد گذاشت، ولي اين برنامه بايد از روي اصول صحيح به اجرا درآيد».(6)
شرف الدین جمله معروفی داشت. او معتقد بود: «سياست، شيعه و سنى را از هم جدا كرده و بايد سياست آنها را با هم جمع كند.»(7) از همین روی وی با ظرافت خاصی با اهل سنت برخورد می کرد. تسلط شرف الدین بر آراء اهل سنت و قدرت بالای او در دفاع از عقاید شیعه در کنار داشتن درد واقعی دین، باعث شد تا در اواخر سال 1329قمری دیار خویش را رها کند و به مصر رود تا نظریات و افکار خویش را شخصا منتشر کند. توجه شرف الدین به «جامع الازهر» بود و در آنجا با مفتی بزرگ و استاد الازهر شیخ سلیم بشری المالکی آشنا شد. در مصر، شرف الدین ضمن مکاتبه با شیخ سلیم با دیگر عالمان و دانشوران اهل سنت نیز ملاقات و مباحثات علمی ، دینی و فلسفی داشت. بزرگان آنان مانند مانند شیخ محمد نجیب ، شیخ محمد سلموطی، شیخ محمد عبده و شیخ عبدالکریم الکتانی ادریسی ، با نوشتن اجازات و تاءییدات علمی ، مقام علمی و فکری شرف الدین را گرامی داشتند و از او تجلیل کردند. ارتباط فکری سید با شیخ سلیم به صورت نامه نگاری ادامه یافت. نتیجه، 112 نامه بود که در مجموعه ای تحت عنوان «المراجعات» منتشر گردید. دکتر علی شریعتی که از روشنفکران دینی منتقد نسبت به وضعیت روحانیت سنتی در ایران محسوب می شد در مقابل مشی شرف الدین در المراجعات به تمجید از وی می پردازد و می گوید:«کتاب المراجعات سید شرف الدین که مناظره علمی وی با شیخ سلیم عالم اهل سنت، نمونه اعلای منطق تشیع علوی در عصر حاضر است»(8) المراجعات البته تنها کتاب شرف الدین نیست که این روش در آن دنبال شده و وی در دیگر کتب خویش نیز در عین آنکه اهل سنت را به عنوان یک واقعیت خارجی می پذیرد، به بررسی و اثبات نظریاتش می پردازد.
«علم خلاف, یکی از گرایش های علم فقه است که به تخصصی برتر از علم فقه نیاز دارد؛ تسلط بر اصول، مبانی و منابع فقه که از آن به اجتهاد تعبیر می شود، مرتبه والایی است که به انسان توانایی می دهد احکام شرعی فرعی را بر طبق مذهب خاصی از راه ادله تفصیلی بشناسد، ولی رتبه بالاتر را کسی تصدی می کند که علاوه بر کسب این ملکه و تسلط بر مذهب خویش، آرا و ادله مذاهب دیگر را نیز بشناسد و بتواند با موازنه بین آنها رأی برتر و قول صحیح را برگزیند و با ادله ای که خود صحیح و مبرّی از نقص می داند، قول صحیح را اثبات کند.»(9) توجه شرف الدین به فقه مقارن و علم الخلاف از دیگر خصایص وی در بررسی نظریات دینی است. او همچون بزرگان فقه شیعه مانند شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی در اجتهادات فقهی خود به آراء و منابع اهل سنت توجه داشت و ابایی نداشت که برای استدلال های خود به روایات صحیح مسلم، مستدرک و تلخیص استناد کند.(10)
این روش در حالی بود که هیچ خدشه ای به جایگاه فقهی و اصولی وی وارد نبود. وی در طول حیات خویش به عالمانی چون سید صدر الدین صدر و پسرش سید رضا صدر، سید حیدر صدر و پسرش سید اسماعیل صدر، سید علی صدر و پسرش سید مهدی، سید محمد هادی میلانی و پسرش سید نور الدین، شیخ محمد حسین مظفر، سید محمد صادق بحر العلوم، سید شهاب الدین مرعشی نجفی، سید محمد علی قاضی طباطبایی، شیخ محیی الدین ابن شیخ عبدالله المامقانی، سید عباس میلانی، سیدمصطفی خوانساری، سید احمد شبیری زنجانی و پسرش سید موسی شبیری زنجانی که هم اکنون از مراجع تقلید سرشناس قم است اجازه اجتهاد داد.(11)
v
شرف الدین در شرایطی که مردم لبنان خواستار استقلال کشور و رهایی از زیر سلطه عثمانیها بودند، وارد مبارزات سیاسی شد. او برای شکل دادن به قیام همگانی و هماهنگ کردن حرکتهای ضد فرانسوی در سرتاسر کشور، علما و رهبران جبل عامل را برای تشکیل یک کنگره عمومی در شهر «وادی الحجیر» در مرز لبنان و سوریه فرا خواند و در ضمن سخنرانی در این کنگره ، علیه فرانسویان فتوای جهاد داد. «موضع گیری های ضد استعماری شرف الدین, بویژه سخنرانی اش در دیدار با رهبران سیاسی و دینی در وادی حجیر در 1920 موجب شده که بسیاری از نویسندگان, وی را تحسین و تکریم کنند. اما در مقابل برخی از نویسندگان که مواضع او را به گونه ای دیگر تحلیل و تفسیر می کنند و از مواضع و اعمال وی انتقاد کرده اند. به هر حال شرف الدین در پی این حرکت های سیاسی بر ضد استعمار فرانسه مجبور به ترک جنوب لبنان شد. نخست به دمشق, سپس به مصر و از آنجا به فلسطین رفت و نهایتاً در 1921 به صور بازگشت.»(12)
|
در دورانی که او با سلطه فرانسه در لبنان مبارزه می کرد فلسطین تحت سیطره انگلستان قرار داشت و هنوز مساءله فلسطین به صورتی که بعد از سال 1948 م . مطرح شد. در نیامده بود، ولی زمینه آن آماده می شد. در آن دوران ، شرف الدین مهاجرت یهودیان جهان به خاک فلسطین را برای آینده آن کشور خطرناک می دانست و به همین جهت ، همواره خطر می دانست و به همین جهت ، همواره خطر یهودیان صهیونیست را برای فلسطین تذکر می داد
v
شرف الدین سفرهای متعددی به کشورهای اسلامی داشت. وی علاوه بر شهرهای نجف، کربلا، کاظمین و سامرای عراق به مصر، فلسطین، دمشق، مکه و مدینه هم رفت. این سفرها عمدتا به انگیزه و هدف کسب علم و دانش, کمک و یاری مردم، مبارزه سیاسی و بیداری توده ها، بسط و تبیین حقانیت شیعه و ایجاد وحدت میان مسلمانان انجام می شد. وی نخستين عالم شيعى بود كه در مسجدالحرام به امامت پرداخت و همه به او اقتدا كردند (13) شرف الدین به ایران نیز آمد و شهرهای مشهد و قم را از نزدیک دید. شرف الدین در سفر خود به قم میهمان پسرخاله خود سید رضا صدر از مراجع ثلاث حوزه قم بود و در مشهد نیز میهمان حاج آقا حسین قمی، از مراجع بنام آنزمان بود. (14) او توجه خاصی به ایران داشت و از همین روی می گفت: «حفظ الله الایمان بحفظ ایران» خدا ایمان (تشیع) را با ایران حفظ کرد.(15).
v
اگر چه بخشی از تألیفات سید در جریان حمله فرانسوی ها به کتابخانه وی در آتش سوخت اما در عین حال آثاری همچون:« الفصول المهمة، الکلمة الغراء فی تفضیل الزهراء، المراجعات، النص والاجتهاد، ابوهریره، المجالس الفاخره فی ماتم العترة الطاهرة، فلسفة المیثاق و الولایة، اجوبة مسائل موسی جارالله، مسائل فقهیه، کلمة حول الرویة، الی المجمع العلمی العربی بدمشق، ثبت الاثباب فی سلسلة الرواة، مؤ لفوااشیعة فی صدر الاسلام ، زینب الکبری و بغیة الراغبین فی احوال آل شرف الدین» به دست ما رسیده است.
v

زهرا صدر مادر عبدالحسین، از خانواده معروف صدر بود. سید موسی صدر، فرزند سید رضا صدر، پسر خاله سید شرف الدین از همین جهت با او نسبت فامیلی داشت. وی که روحانی جوان و خوشفکری بود علاوه بر آنکه تحصیلات خود را تا مرحله اجتهاد در حوزه پیگیری کرده بود از تحصیلات دانشگاهی نیز غافل نشد. سید شرف الدین در ارتباطات خود با سید موسی وی را عالمی جوان، توانا و خوشفکر یافت که می تواند ادامه دهنده راهی باشد که وی در لبنان آغاز کرده بود. از همین روی وی وصی خود را سید موسی صدر معرفی کرد. «بحث رفتن ايشان به لبنان زماني كه مرحوم سيد عبدالحسين شرف الدين در لبنان بودند مطرح بود. ايشان مسافرتي به لبنان داشته و حدود دو سه ماهي در لبنان سكونت داشتند و از نزديك با مسائل لبنان آشنا مي شوند، و متقابلا مرحوم شرف الدين هم با شخصيت علمي و مديريتي ايشان كاملا آشنا شده و ظاهرابه اطرافيان اعلام مي كنند كه بعد از من اگر امام موسي صدر به لبنان بيايد بهتر است. لذا اين كار باعث شده بود كه بزرگان شهر صور، علما وريش سفيدان جمع شده و از امام موسي صدر براي هجرت به لبنان دعوت كنند.» (16)
« صدر در اواخر سال 1338 و به دنبال توصیههای حضرات آیات بروجردی، حكیم و شیخ مرتضی آل یاسین، وصیت مرحوم آیتالله سید عبدالحسین شرفالدین رهبر متوفی شیعیان لبنان را لبیك گفته و به عنوان جانشین آن مرحوم، سرزمین مادری خود ایران را به سوی لبنان ترك نمود. اصلاح شئون اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شیعیان آن روز لبنان از یكسو، و استفاده از ظرفیتهای منحصر به فرد لبنان جهت نمایاندن چهره عاقل، عادل، انساندوست و سازگار با زمان مكتب اهل بیت به جهان از سوی دیگر، اهداف اصلی این هجرت را تشكیل میداد. »(17)
«مرحوم شرف الدين با حضور خود در لبنان توانسته به مباحث وحدت و انسجام اسلامي از منظر تئوريك بپردازد، و امام صدر آن منظر تئوريك را در عرصه عمل هم عينيت بخشيد.»(18)
v
سید عبد الحسین شرف الدین در روز دوشنبه 8 جمادى الثانيه سال 1377 هجرى در بیمارستانی در دمشق از دنیا رفت. پیکر وی دو روز پس از وفات و تشییع در بیروت ، بغداد، کاظمین و نجف، در سمت جنوبی صحن امام علی علیه السلام و مجاور آرامگاه استادش، فقیه بزرگ سید محمد کاظم یزدی به خاک سپرده شد.
|
|
---
پاورقی ها:
-
اذكياء الفقها والمحدثين/ محمدرضا حكيمى/285
-
موسوعة الامام سید عبدالحسین شرف الدین-سید منذر حکیم- دار المورخ العربی/ج1
-
همان. ج2/ص 428
-
حوزه/124/ سيد شرف الدين و نظريه گفت وگو/سید محمد عیسی نژاد
-
حوزه/124/ علامه شرف الدین نماد دفاع از اهل بیت و پاسداری از وحدت/سید عباس صالحی
-
المجالس الفاخره في ماتم العتره الطاهره/ سيد عبدالحسين شرف الدين
-
موسوعة الامام سید عبدالحسین شرف الدین /ج1/ ص9
-
تشیع علوی و تشیع صفوی/دکتر علی شریعتی/ص 73
-
فصلنامه فقه (کاوشی نو در فقه اسلامی)/ شماره 42 / علامه شرف الدین و فقه مقارن
-
همان
-
موسوعه سید عبد الحسین شرف الدین/ ج1/ 206
-
دائرة المعارف اسلام/ج9/ ص 314- به نقل از دو ماهنامه آینه پژوهش/ شماره 89/علامه شرف الدین در نوشته های خاورشناسان
-
حوزه/124/جایگاه شرف الدین در تقریب مذاهب اسلامی/غلامرضا جلالی
-
آیینه پژوهش/89-90 / مسافرت های شرف الدین، اهداف و نتایج اجتماعی آنها/سید حمید حسینی
-
موسوعه سید عبد الحسین شرف الدین/ ج1/ ص 9
-
پگاه حوزه / شماره 225/ نشست علمي انسجام اسلامي، تجربه و انديشه امام موسي صدر
-
سایت روایت صدر
-
پگاه حوزه/شماره 225/ نشست علمي انسجام اسلامي، تجربه و انديشه امام موسي صدر
-----
این نوشته در صفحه حوزه عتماد ملی امروز منتشر شد.