تبليغاتX
دایره

دایره

بدون یک انقلاب عمیق فکری، هیچ تحولی در جامعه امکان پذیر نخواهد بود (برگرفته از سوره رعد، آیه 11 )

قواعدی برای عصیان

توجه: عصیان در این نوشته، به هیچ وجه معنای مساوی با «گناه» مصطلح فقهی ندارد بلکه معنی اعم از آن منظور است. و منظور از سیستم در این نوشته، مجموعه ای از باید ها، نبایدهای چیده شده برمبنای یک تفسیر بنیادی از هستی، یا اجزای کوچکتر آن است که انسان با براساس آن زندگی می کند و تمام این مجموعه به صورت یک واحد به هم مرتبط درآمده است.

  1.  علیرغم آنچه بسیاری بر آنند، «عصیان» از ذهن آغاز می شود، نه از واقعیت بیرونی. تا وقتی سدهای ذهنی در درون یک فرد شکسته نشود، هیچ خطایی جز از آنچه «حقیقت» تصویر شده است صورت نخواهد گرفت. البته چاره ای از خطاهای معمول انسان که از حیطه ی اختیار او بیرون است، نمی باشد؛ سخن از خطای اختیاری است. 
  2.  عصیان از یک سیستم، به معنی ایجاد بی نظمی است. اما چون عصیان، نسبت به سیستمی که مبنا فرض شده سنجیده می شود، و نظم به معنی نظمی است که در آن سیستم تصویر شده است، بنابراین سیستم ها برای کسانی که به نظم ضربه می زنند، «مجازات» را در نظر گرفته اند.
  3. بروز یک عصیان در یک جامعه، اگر چه برای عصیانگران قابل تفسیر است، اما برای کسانی که قدرت انجام آنرا ندارند تنها معنایی که دارد، بر هم زدن نظم و آرامش است.
  4.  بپذیریم یا نه، واقعیت آن است که زندگی واقعی همیشه با یک سیستم سر جنگ داشته است و واقعیت، همیشه یک سیستم، یا تفسیر رایج از یک سیستم را به چالش می کشاند.
  5. اگر واقع بین باشیم خواهیم پذیرفت که از سویی سیستم های فکری زندگی برای ادامه حیات خود نیاز به خطایابی دارند و از سوی دیگر انسان های عاصی نیاز به بروز و رساندن این عصیان به دنیای واقعی دارند. تنها سیستم هایی باقی خواهند ماند که بتواند بین ایندو تعادل برقرار کنند. بنابراین اگر یک سیستم، به هیچوجه پاسخگوی قوی ترین عاصیان نباشد و حتی مجازات هم نتواند عاصی را به سکوت وادارد، بین انسانی که عصیان می کند و سیستمی که با او در حال جنگ است، این انسان است که پیروز است، چرا که او قویتر است.
  6. رمز بقای یک سیستم فکری، دو چیز می تواند باشد: 1. طراح سیستم، تمام نقاط ضعف و قوت را در زندگی واقعی تا دورترین فاصله زمانی محاسبه و بر اساس آن سیستم را طراحی کند. 2. سیستم در درون خود بتواند روندی ایجاد کند که نتایج عصیان یک عصیانگر، به راحتی بیان و تحلیل شود آنگاه می تواند بیشترین بازدهی را از این حرکت به دست بیاورد. 
  7. در صورتی که افرادی با قدرت عصیان بالا، بتوانند بافته های درون ذهن خویش را در واقع، حتی در بعدی کوچک آزمایش کنند و بتوانند براساس ثابتات سیستم فکری پیشین، آنرا تفسیر نمایند؛ بسته به عمق نگرش به سیستم پیشین(مبنا)، قدرت عصیان، قدرت تجربه و قدرت تحلیل و پیوند سازی بین مبنا و نتیجه، خواهند توانست افرادی پیشرو باشند. 
  8. در ایجاد تغییر به سمت واقعیت جدید، نباید فراموش کرد که بیشتر انسان ها از تغییر فرار می کنند. در اینجا باید حقیقت را به زبان خود مردم گفت و برایشان تصویر نمود.
  9. اگر بپذیریم، تمام انسان ها در عین اینکه متکثّرند، اما ثابتاتی دارند که در تمام زمان ها و مکان ها واحد است. یعنی در حقیقت به نوعی «وحدت در عین کثرت» برسیم، آنگاه به هیچ وجه محال نخواهد بود که یک سیستم ثابت و موفق برای تمام افراد بشر دست یابیم. اما به هیچ وجه نباید لازمه ی زیربنایی  را که براساس آن، اصل سیستم طراحی شده است فراموش کنیم: «وحدت در عین کثرت». در چنین سیستمی، تنها چیزهایی عصیان واقعی و کشنده و مهلک هستند که با ذات واحد و مشترک بین تمام انسان ها مخالفند. لازمه بدیهی چنین سخن، متغیّر بودن مجازات در زمان و مکان است.
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 بهمن1387ساعت 15:3  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

حسنی نگو بلا بگو...

بعضی کتاب های منوچهر احترامی: ۱- خرس و کوزه عسل ۲-خروس نگو یه ساعت ۳-حسنی نگو یه دسته گل ۴- حسنی ما یه بره داشت ۵- گربه من نازنازیه همش به فکر بازیه ۶-ده تا جوجه رفتن تو کوچه  ۷- دزده و مرغ فلفلی ۸-کرم ابریشم

دوران کودکی ما به اندازه حالا کتاب و نشریات برای کودکان وجود نداشت. البته کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آنزمان ها کتاب های خوبی داشت و حسنش این بود که این کتاب ها همراه با کاست بود و گوش کردن داستان واقعا لذتی وصف نشدنی داشت. در بین کتاب هایی که در خانه ما بود، دو کتاب داشتیم که شده بود عشق مان، «حسني نگو يه دسته گل» و «دزده و مرغ فلفلی». از اول تا به آخرش را حفظ شده بودیم؛ از بس تکرارش کرده بودیم. هر کسی که خانه مان می آمد با ذوق و شوق این دو کتاب را می آوردیم و شروع می کردیم به خواندن شان. دزده و مرغ فلفلی حکایت «بلندترین داستان دنیا» بود! حکایت مرغی که توسط یک دزد ربوده می شود و صاحبش که فلفلی بود، برای یافتن مرغ دلبندش مجبور می شود به دنبال دزد نابکار تمام ایران را در تعقیب آقا دزده بگردد و البته دست آخر هم موفق می شود. آخرین تصویرش را هنوز به یاد دارم که پلیس دزد را گرفت و اگر اشتباه نکنم، حسنی هم مرغش را در آغوش گرفته بود. این کتاب یک نوع ایرانگردی، به زبان طنز برای کودکان بود و خوانندگان را با شهرهای ایران آشنا می کرد. حسنی هم داستان پسر تنبلی بود که هیچکس حاضر نبود تحملش کند، از بس کثیف و بی نظم بود. به هر کس رو می زد که همبازی اش باشد، او را با چند پسر دیگر مقایسه می کردند و  می گفتند: فلانی رو ببین چقدر تمیز و قشنگ و منظمه! «اما تو چی؟! موی بلند، روی سیاه ناخن دراز، واه واه واه»! وقتی حسنی فهمید که هیچکس با او همبازی نمی شود، بالاخره رفت و خود را اصلاح کرد!

چند روز است که از فوت  منوچهر احترامی نویسنده ی این دو کتاب می گذرد. خاطره ی این دو کتاب آنقدر شیرین و زنده است که باور رفتنش را برایم سخت می کند. شاید برای همین است که تا امروز چیزی به یادگار ننوشتم...

این مصاحبه رادیو زمانه با آن مرحوم را از دست ندهید. احترامی: الان یک کتاب حسنی ندارم و چون از حفظ هم نیستم بنابراین خودم هم از حسنی محروم هستم. همین تشویق شما است که ما را وادار می‌کند زنده بمانیم و کار کنیم، مزدمان هم همین است.

+ نوشته شده در  شنبه 26 بهمن1387ساعت 21:25  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

عکس های پدر - 1

از راست به چپ: ناشناس- ناشناس- حجة الاسلام حلیمی- حجةالاسلام ناصری امام جمعه شهرکرد- حجة الاسلام کیانرسی داماد مرحوم آیت الله صادق خلخالی- ردیف جلو: حجة الاسلام رحیمیان، رییس بنیاد شهید تهران – سید حسن ابطحی- حجة الاسلام بنکدار

از راست به چپ: ناشناس- ناشناس- حجة الاسلام حلیمی- حجةالاسلام ناصری امام جمعه شهرکرد- حجة الاسلام کیان ارثی داماد مرحوم آیت الله صادق خلخالی-
ردیف جلو: حجة الاسلام رحیمیان، نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید – سید حسن ابطحی (پدرم)- حجة الاسلام بنکدار

اربعین 1343- در راه کربلا

لینک مرتبط:
عکس منتشر نشده ای از حاج آقا مصطفی خمینی

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 بهمن1387ساعت 20:17  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

اعلامیه بازی! نوستالژی دهه فجر

پخش اعلامیه های حضرت امام و گروه های انقلابی در میان خانه های مردم، یکی از روش های مرسوم اطلاع رسانی مبارزان علیه شاه بود. از مهندس توسلی شنیدم چون وضعیت مالی ایشان  در زمان شاه خوب بوده و در منزل شان تلفن داشتند، انقلابیون گویا از نجف با منزل ایشان تماس می گرفتند و پیام های امام را برای مردم ایران پشت تلفن قرائت می کردند و مهندس توسلی یا خانواده شان این پیام ها را ضبط می کردند و بعد از پیاده سازی، تکثیر و در اختیار مردم قرار می دادند. البته عوامل سازمان اطلاعات وقت هم روی این اعلامیه ها خیلی حساس بودند و آنطور که نقل می کنند حمل اعلامیه جرم محسوب می شد اما با هر سختی که بود، با دستگاه های استنسیل و یا در چاپخانه، با حفظ لوازم امنیتی، تکثیر این اعلامیه ها صورت می گرفت. اعلامیه های چاپی، البته تنها در ایران نقش آفرین نبودند و دکتر ابراهیم یزدی در کتاب «زندگینامه شهید دکتر مصطفی چمران» نقل می کند زمانی که این دو برای تحصیل در آمریکا به سر می بردند، چمران یک دستگاه چاپ برای انتشار اعلامیه ها خرید و در زیرزمین خانه اش نصب نمود و از این طریق، اعلامیه ها و جزواتی را که لازم بود برای دانشجویان منتشر می کرد. پدرم نقل می کند: در سالروز ۱۵ خرداد، اجازه برگزاری مراسم در منزل امام داده نمی شد. من با چند نفر از دوستان در مدرسه فیضیه بودیم که تصمیم گرفتیم در اعتراض به این مسئله اعلامیه ای بنویسیم و طلاب را به حضور در منزل امام دعوت کنیم. در جمعی که حجج اسلام محمدی عراقی و احمدیان هم حضور داشتند، آقای احمدیان که خط خوبی داشت اعلامیه ای نوشت و من هم عهده دار نصب آن در تابلو اعلانات شدم. پس از این کار به سرعت از فیضیه خارج شدم اما ساواکی ها مرا دستگیر کردند و پس از انتقال به شهربانی و پذیرایی با باتوم! مرا به زندان قزل قلعه در تهران منتقل کردند.

پس از انقلاب این مسئله یکی از نقاط ثابت بیشتر فیلم های انقلابی بود. دستگیری انقلابیون در حال تکثیر اعلامیه یا در حال توزیع و یا حمل آن، یکی از تصاویری بود که در ذهن من و هم سن و سالانم، هر انقلابی باید آنرا انجام می داد. دوران دهه فجر که می شد، تلویزیون سیاه و سفید 14 اینچ منزل ما پر می شد از فیلم های انقلابی و ما را به فضای آن زمان می برد. یکی از بازی های آنزمان ما شده بود «پخش اعلامیه»! به همراه برادرم مجتبی، نوه عمویم یحیی که در نزدیکی ما زندگی می کرد و خیلی با هم دوست بودیم تصمیم می گرفتیم شب ها که بر اساس روایت فیلم های تلویزیونی بهترین فرصت پخش اعلامیه بود، اعلامیه پخش کنیم. اما از آنجا که هیچ کداممان مدرسه نمی رفتیم و خواندن و نوشتن نمی دانستیم، دفترهای باطله ای که در خانه مان بود را پاره می کردیم و از کاغذهای باطله اعلامیه می ساختیم و شب که می شد، با حفظ موازین امنیتی! و به صورت کاملا پارتیزانی! اعلامیه ها را در منازل پخش می کردیم به امید اینکه مردم این اعلامیه ها را بخوانند! و از ظلم شاه رهایی پیدا کنند. برخورد اهل خانه با ما پس از پخش اعلامیه ها مثل یک انقلابی های واقعی بود که از یک کار سخت و طاقت فرسا باز می گردند و نکته مثبت این بود که همه هم فکر ما بودند! از کیفیت پخش اعلامیه می پرسیدند و ما هم با انرژی تعریف می کردیم که چگونه از دست ساواکی ها فرار کردیم! البته صبح که می شد، نتایج پخش اعلامیه ها مان را روی سطل های زباله منازل می دیدیم!

این نوشته را در دعوت دوست گرامی ام، جناب آهستان، به یک بازی وبلاگی درباره خاطرات دهه فجر نوشتم. و در ادامه سیر وبلاگی که سرکار خانم گلدختر  آغازگر آن هستند از : برادرم سید مجتبی ابطحی، سیده صالحه مرتضوی خواهر یحیی که یکبار به اشتباه یکی از دفاترش را اعلامیه کردیم!،پسر خواهرم سید محمد سعید مکی ، سیدعلی ابطحی، فرید مدرسی، سمیه توحیدلو، رضا نامداری، هادی طباطبایی، محمد صداقت، حسین مهاجر، ایران نگار، فریاد روزها، نثر ما، مهاجر، سید حمید هاشمی، محمد حسین شیخ شعاعی، محمد علیزاده،  مامان صوفی، شهرزاد همتی، عاطفه یوسفی، سحر سرافراز، وحیده مولوی، پروانه احمدی دعوت به شرکت در این بازی می کنم. به قول تورجان، این دوستان هم اگر مثل ما بیکارند و حوصله دارند در این بازی وبلاگی سهیم شوند.

 این نوشته در نوستالژی دهه فجر

دوستانی که زحمت کشیدند:
۱. سیدعلی ابطحی
۲. هادی طباطبایی
۳. سید محمد سعید مکی
۴.نثر ما
۵. سحر سرافراز
۶. سید مجتبی ابطحی
۷.عاطفه یوسفی
۸.رضا نامداری
۹.سمیه توحیدلو
۱۰.وحیده مولوی

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 بهمن1387ساعت 23:16  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

سرعت پایین اینترنت من

Feedburner، یک سایت خوب برای استفاده از فیدهامرورگر اپرا خیلی سریعتر از اکسپلورر

پایین بودن سرعت یکی از اشکالات اصلی اینترنت در کشور محسوب می شود. این مشکل مدتی است در منطقه ما تشدید شده است و کاربران را با مشکل روبرو ساخته است. این وضعیت بحرانی (سرعت فکر می­کنم حدود 15kbps و 30kbps)  مرا به استفاده از Rss یا Feed مجبور کرد که البته تجربه خیلی خوبی بود. فیدهای سایت­ها و وبلاگ­ها حجم بسیار پایینی دارند و برای همین به سرعت نشان داده می شوند و لااقل فعلا که اینطور است که فیلترینگ بر آن بی­اثر است. ویژگی مهتمر اینکه با عضویت در فید یک سایت می­توان بدون مراجعه به سایت از مطالب جدید آن آگاه شد. مثلا وبلاگ­های بروز شده و یا مطالب جدید سایت­ها. سایت BBC فارسی هم که سایتش فیلتر است، تیتر مطالبش را به صورت Rss درآورده و در عرض چند دقیقه می­توان از جدیدترین خبرها آگاهی پیدا کرد. در بین مرورگرها هم این چند وقت با Opera آشنا شدم که خیلی سریع­تر از Explorer کار می­کند و علاوه بر منوهای زیبا، Rss Reader هم دارد . اگر شما هم با مشکل سرعت پایین اینترنت مواجهید پیشنهاد می­کنم برای آزمایش هم شده این مرورگر را از اینجا دانلود کرده و تجربه کنید.

+ نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1387ساعت 15:19  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

بسیجیان پشت دروازه کنکور

بسیجیان راهی دانشگاه می شوند

چندی پیش متوجه شدم یکی از دوستانم که مشغول آمادگی برای شرکت در آزمون دکترا بود دچار سرخوردگی شدیدی شده است و انگیزه­اش را برای مطالعه از دست داده. علت را که جویا شدم متوجه شدم احتمال قبولی­اش واقعا کمتر از آن چیزی است که بتواند به او امید دهد. اکثر قبولی­های دکترای سال گذشته در رشته­ی او کسانی بودند که به عناوین مختلف از سهمیه استفاده کرده­اند. جالب اینکه علاوه بر ایثارگران، مدیران دولتی نیز از سهمیه خاص خودشان برخوردارند. تأثیر کلاس­های کنکور با هزینه­های سرسام آور برای رده­های کارشناسی ارشد و دکترا را نمی­شود فراموش کرد.  حالا حساب کنید که از میان افرادی که از سهمیه برخوردار نیستند، چند درصد از قشر محروم می­توانند به مدارج عالی تحصیلی دست یابند؟!

در بین سهمیه­هایی که برای حضور در دانشگاه تعریف شده، جدیدا مقرر شده است تا مازاد سهمیه ایثارگران که البته دیگر افراد کمی صلاحیت استفاده از آن را دارند، به بسیجیان فعال تعلق گیرد. این مسئله از زمان تصویب آن موجب سوالات فراوانی در اذهان عمومی شد تا جایی که گروهی از بسیجیان دانشگاه­های مختلف کشور با ارسال نامه­ای به سردار جعفری لزوم این کار را زیر سوال بردند و شأن مردمی بودن بسیج را با چنین مسائلی در تضاد دانستند+ . در هر صورت مسئولان سازمان از لغو این سهمیه منع شده و تهدید شدند که در صورت کارشکنی، شغل خود را از دست خواهند داد+.

این هفته برای انجام یک کار اداری به سپاه علی ابن ابیطالب رفتم. اتفاقا کارم به بخش نیروی انسانی بسیج مربوط بود. بسیجیان برای استفاده از سهمیه کنکور، مشغول ارائه مدارک بودند و آنها که مدارکشان کامل بود، کد رهگیری دریافت می­کردند. جالب اینکه یکی از متقاضیان به مسئول مربوط می­گفت: گویا این سهمیه آخر کار 5% بیشتر نمی­شود. و  مسئول مربوط هم پاسخ داد: به جای این حرف­ها کمی بیشتر درس بخوان!

البته پیش از این، برای بسیجیانی که قصد گذرندان دوران سربازی را دارند تسهیلات خاصی در نظر گرفته شده است تا بسته به میزان فعالیت در پایگاه از طول مدت دوران سربازی­شان کاسته شود که این مسئله با توجه به آموزش­های نظامی بسیج، شاید می­توانست صورت منطقی­ای به خود گیرد اما  برای بسیاری از ناظران، این سوال مطرح است که تعلق سهمیه بسیج به بسیجیان فعال بر چه اساسی صورت گرفته است؟! ورای سیستم ناقص و سوال برانگیز تشخیص صلاحیت در این سهمیه که به راحتی می­تواند مورد سوء استفاده قرار گیرد، آیا مصوّبان این طرح توجه دارند که به بهانه­ی توجه به اعتقادات و تحکیم مبانی دینی چه ضربه­ای به سطح علمی کشور می­زنند؟! مگر حضور در چند فعالیت با عنوان بسیج چه مجوزی برای حضور در مراکز علمی می­شود؟

به فرض که تمام دانشگاهی­ها را هم بسیجی کردیم، وقتی بنیه­ی علمی بسیجی ضعیف باشد چه نتیجه­ای جز تخریب آرمان­های دینی و انقلابی­مان حاصل می­شود؟! آیا این درست است که افتضاحی که در داستان مدرک یکی از مدیران ارشد پیش آمد را با سهمیه­های دانشگاهی جبران کنیم؟! اگر سیستم بسیج ما درست بود، بسیجیان را انسان­های درسخوانی بار می­آورد که برای ورود به کنکور نیاز به سهمیه نداشته باشند. اگر می­خواهیم مدیران در کلاس استیضاح مجلس، توحید خود را کامل نکنند، بهتر است راه دیگری را دنبال کنیم.

+ نوشته شده در  جمعه 18 بهمن1387ساعت 19:44  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

مراسم لغو شده بازرگان در حسینیه ارشاد

روز گذشته برای شرکت در مراسم سالگرد مرحوم بازرگان به حسینیه ارشاد رفتیم، که متأسفانه با درب بسته­ی حسینیه ارشاد روبرو شدیم. هنوز این سوال بی­پاسخ مانده که چرا این برخوردها با افرادی که سهم به سزایی در پیروزی انقلاب داشتند می­شود؟! آنهم افرادی که وجهه دینی بارزی داشتند. و چرا مراسمی که معمولا حتی حسینیه را هم پر نمی­کرد و بیشتر حاضران را هم افراد سالخورده تشکیل می­داد با ممانعت روبرو می­شود؟! اما امسال مسئله­ای که چهره زشتی داشت، برخورد بد نیروهای امنیتی بود. علاوه بر آنچه تورجان نوشت، برخورد واقعا زشت و تحقیرآمیز چندین نیروی امنیتی با یک جوان را شاهد بودیم که واقعا دردآور بود. معلوم نیست چه کسی پاسخگو خواهد بود؟!

پلاکاردی بر سر در حسینیه ارشاد زده بودند تا خبر از لغو دوباره مراسم سالگرد مهندس بازرگان بدهند- عکس از تورجان

پیرمرد را با وضع توهین آمیزی بازداشت و لححظاتی بعد آزاد می کنند! عکس از تورجان

+ نوشته شده در  جمعه 18 بهمن1387ساعت 0:59  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

خطوط قرمز در انتشار اخبار

نشست كاتلين كارول، معاون ارشد و جان دانيشوسكي، سردبير خبرگزاري آسوشيتدپرس آمريكا بامدير عامل خبرگزاري فارسنشست كاتلين كارول، معاون ارشد و جان دانيشوسكي، سردبير خبرگزاري آسوشيتدپرس آمريكا بامدير عامل خبرگزاري فارس

روز گذشته چند تن از مسئولان خبرگزاری آسوشیتد پرس (AP) دیداری از خبرگزاری فارس  داشتند که گزارش آن ساعاتی پیش مخابره شد+. در بخشی از گزارش فارس می­خوانیم:

«معاون ارشد رياست كل آسوشيتدپرس درباره اينكه آيا در خبرگزاري آسوشيتدپرس خطوط قرمز و محدوديت هايي دارند و آنها چه هستند، گفت: من نمي‌دانم كه منظور شما از خط قرمزها چيست، اما ما سعي مي‌كنيم كه غير از آن چيزي كه هستيم خودمان را ارائه نكنيم و ازخودمان چيزي را ارائه نمي‌كنيم.»

به دو نوع نگرش فارس و AP توجه کنید! خبرنگار فارس می­پرسد: «آیا در خبرگزاري آسوشيتدپرس خطوط قرمز و محدوديت هايي دارند و آنها چه هستند؟» معنای این سوال این است که مسئله­ای که در یک دیدار کوتاه چندساعته برای خبرنگار فارس مهم بوده این است که «خطوط قرمز» در AP چیست؟ و در نظر او، چندین خط قرمز باید باشد برای همین از لفظ «آنها» استفاده می­کند. نکته قابل توجه پاسخ "كاتلين كارول " معاون ارشد رياست كل خبرگزاري آسوشيتدپرس است. «من نمي‌دانم كه منظور شما از خط قرمزها چيست، اما ما سعي مي‌كنيم كه غير از آن چيزي كه هستيم خودمان را ارائه نكنيم و ازخودمان چيزي را ارائه نمي‌كنيم.» پاسخ وی به زبان خودمانی این است: «ما هیچ خط قرمزی جز دروغ نداریم.»  

باید پذیرفت که خبرنگاری هم مانند هر شغل دیگر وقتی بصورت حرفه­ای دنبال شد محدودیت­های خاص خود را بدنبال خواهد داشت. مثلا همان که خود کارول به فارسی­ها می­گوید: « یكي از چالش‌هاي خبرگزاري‌ها اين است كه بدانند مخاطبان آنها چه مي‌خواهند و واكنش‌ آنها به اخبار چگونه است. ما تلاش مي‌كنيم كه اخبار را به زبان‌هاي مختلف براي مردم مختلف در جهان ارائه كنيم و در اين زمينه پيچيدگي‌هايي وجود دارند كه بسيار مهم هستند.»

اما این که این محدودیت­ها آیا خطوطی را به عنوان خطوط قرمز به دنبال می­آورند یا خیر؟ و اگر بلی، آن خطوط دقیقا کدام هستند؟ این سوالی است که در ذهن بسیاری از تحلیل گران مطرح است. واقعیت این است که لااقل در زمانه ما هنوز هم حداقل خط قرمز هر خبرگزاری چیزهایی است که منابع اصلی تغذیه آن است. مثل منابع مالی و یا منابع انسانی رده بالا پس اصولا نمی­توان به آسانی پذیرفت که ما خبرگزاری کاملا مستقل داریم! اما اینکه چگونه خطوط قرمز را رعایت کنیم که خبرگزاری مورد خدشه قرار نگیرد، مسئله مهمی است که خبرگزاری­های رسمی ایران به هیچ آنرا جدی نمی­گیرند. اعتماد به اخبار داخل ایران، از طرف مردمی که به نوعی انتقادی به حاکمیت دارند به شدت پایین آمده است و همین مسئله بود که با آغاز شبکه تلویزیونی BBC  از سویی شاهد موجی از تحلیل­ها بودیم و از سوی دیگر موجی از تهدید­ها برای جلوگیری از ارتباط با این شبکه و این خبر را ضمیمه کنید به این مسئله که درصد بالایی از جوانان از  ما از ماهواره استفاده می­کنند.

نباید فراموش کرد که این برخوردها به طور قطع پاسخگو خواهد بود، اما برای کوتاه مدت! ولی برای دراز مدت باید چاره­ای اساسی اندیشید، تا ضمن آنکه بتوانیم خبرهای صحیح را به مردم برسانیم، لااقل لاف این را بزنیم که «خط قرمزمان دروغ است». سیاست صحیح این است که بدانیم کدام راست را کجا بگوییم و چگونه خبر را پردازش کنیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 0:0  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

از قم تا تهران چقدر فاصله است؟


درس­های حوزه علمیه قم امروز تعطیل است چرا که بنا به روایتی که عالمان قم آنرا پذیرفته­اند، امروز شهادت امام حسن مجتبی(ع) است.  دیروز پس از اتمام درس، آیت الله سید علی محقق داماد جلسه بعدی را موکول به روز چهارشنبه کرد و وقتی با پرسش شاگردان ازعلت روبرو شد توضیح داد که چون سه­شنبه به روایت قوی روز شهادت امام حسن مجتبی(ع) است دروس حوزه قم تعطیل است. گویا از زمان مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری این رسم بوده که روز هفتم صفر را در قم عزاداری می­گرفتند.  ایشان همچنین اشاره کردند این مسئله در تهران مورد توجه قرار نگرفت و به یکی از اختلافات قم و تهران تبدیل شد تا اینکه پس از انقلاب در بعضی تقویم­ها به این مطلب اشاره کردند.

با این همه اگر رادیو را روشن کنید، یا تلویزیون ببینید متوجه خواهید شد که امروز جشن است! چرا که یکی از ایام دهه فجر مصادف با روز میلاد امام کاظم(ع) شده است. بنابراین از نگاه یک آدم عادی، امروز از آن روزهایی است که هم جشن است و هم عزا!

داستان اقامه­ی جشن و عزا و اختلافات قم و تهران و سردرگمی مردم به همین­جا ختم نمی­شود. اختلاف عمیق­تر قم و تهران به دینداری و زندگی ما باز می­گردد و در این میان باز هم مردم هستند که مانده­اند باید به کدام ساز برقصند؟* تهران همیشه مظهر تجدد بوده و بالطبع با مظاهر مدرن و قم همیشه مظهر سنت و بالطبع با مظاهر زندگی سنتی. هنوز هم پوشیدن مانتو در قم یک هنجار شکنی محسوب می­شود و حتی حجاب بد با چادر کمتر از مانتو سوال برانگیز است! این در حالی است که علیرغم تمام فشارهای نیروی انتظامی وضعیت حجاب در تهران به یک امر شخصی تبدیل شده است.

همیشه عالمان دینی سعی داشتند تهران را به آنچه دین می­گفت رهنمون باشند و سیاستمداران تهران همیشه با واقعیت زندگی مردم روبرو بودند. البته این مسئله تنها به پیش از انقلاب مربوط نمی­شود و حتی در زمان امام راحل هم از این اختلافات زیاد بوده است و هنوز هم ادامه دارد و این یکی دیگری را بی دین می داند و دیگری این یکی را ناتوان از درک واقعیت.

اما نه عالمان غرق در سنّت و نه سیاستمداران غرق در مدرنیته، هیچکدام نمی­توانند درد مردمی را که سعی می­کنند با حفظ مبانی سنّتی در دنیای مدرن زندگی کنند متوجه شوند و باز هم این مردم هستند که بیشترین هزینه را می­دهند  ولی چشم امیدشان به کسی است که بتواند بین این دو ربطی برقرار سازد. اگر امام خمینی مورد توجه دینداران و سیاستمداران قرار گرفت، به خاطر قدرتی بود که در جمع این دو داشت.

------
 این مطلب در آینده نیوز
این مطلب در شیعه نیوز

*: این بخش از متن با توجه به بحثی که در قسمت نظرات دنبال شد، تغییر یافت. متن پیش از اصلاح: "داستان اقامه­ی جشن و عزا و اختلافات قم و تهران، داستان دینداری و زندگی ما است و در این میان مردم هستند که مانده­اند باید به کدام ساز برقصند؟"

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 بهمن1387ساعت 13:35  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

زیاد بنویس! مجبور می شوی خوب بنویسی

نوشتن هیچوقت مثل حرف زدن نیست، حتی اگر زیاد باشد. حرف گفته می­شود و از بین می­رود اما نوشته می­ماند و همین است که ناخودآگاه آدم را مجبور به یادگیری می­کند.

چند وقتی است به این فکر می­کنم که برای خوب نوشتن باید در یک بازه زمانی، زیاد نوشتن را تجربه کرد. مهم نیست چه موضوعاتی، و چگونه؟ فقط باید نوشت تا ذهن با زیاد نوشتن و سریع نوشتن خو بگیرد. البته پیش­تر همیشه علی این را به من می­گفت که مرتب بنویس، حتی چند سطر! ولی انصافا زیاد نویسی، یک چیزی بیشتر از مرتب نویسی است. یک چیزی مثل انبوه سازی و مرتب ساختن است درمورد خانه!

امشب کرمی به جانم افتاد که باید درباره یک موضوع چند سطر هم که شده بنویسی! ولی تا ساعت  12 شب فقط 25 دقیقه فرصت باقی است و موضوعی جز علت این کار به ذهنم نرسید که بتوانم بنویسمش.

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 23:47  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

عکس منتشر نشده ای از حاج آقا مصطفی خمینی

سید مصطفی خمینی فرزند ارشد امام خمینی بود که به همراه امام از ترکیه به عراق تبعید شده بود +.اما متأسفانه وی در عراق از دنیا رفت. از همان زمان بین انقلابیون شایع شد که حاجاقا مصطفی توسط ساواک به شهادت رسیده است. به هرحال با توجه به رابطه عاطفی خاص حاج آقا مصطفی و امام خمینی، این مسئله ضربه روحی بدی برای امام بود. اما موجب نشد مبارزه علیه شاه و استبداد زمین بماند بلکه به تقویت مبارزه کمک نمود. امام در این باره فرومود: این حادثه جزء ناچیزی از حوادثی است که بر فرزندان اسلام می گذرد +. در ایران، مراسم­های مختلفی به عنوان مجلس حاج آقا مصطفی گرفته شد که به اعتراف ساواک + با سخنرانی ضد شاه تبدیل به مجلسی انقلابی می­شد.

حاج آقا مصطفی خمینی و پدرم در جمع زائران پیاده کربلا- اربعین 43

(از راست به چپ: مرحوم سید مصطفی خمینی – فرد درحال جمع کردن چادر: مرحوم ستاری- ناشناس – حجة الاسلام عباس قضایی- پدرم، سید حسن ابطحی)

عکس بالا تصویری از حاج آقا مصطفی خمینی است که در اربعین سال ­43 است در راه نجف به کربلا گرفته شده است. زیارت امام حسین(ع) در مناسبت­های خاص مستحب است. شبهای قدر، شبهای جمعه، تاسوعا و عاشورا و از همه مهمتر اربعین حسینی و نیمه شعبان. در دو مناسبت اخیر، گروه­های بسیاری از ساکنان شهرهای مختلف عراق با پای پیاده به زیارت امام حسین می­روند. در بین راه، گروه­های بسیاری از طوایف مختلف عرب از میهمانان امام حسین(ع) پذیرایی می­کنند.

پدرم می­گفت حاج آقا مصطفی هم همراه ما با پای پیاده به زیارت امام حسین می­آمد و گاهی در مواقع استراحت برایمان صحبت می­کرد. حجة الاسلام شریعتی که از یاران قدیم امام است، می­گفت ما با گروهی از جمله سید حسین آقا خمینی که آن زمان­ها نوجوان بود با ماشین می­رفتیم تا وسایل استراحت زائران را آماده می­کردیم. گروه زائران، فاصله حدود 80 کیلومتری را حدود دو شبانه روز طی می­کردند و پس از زیارت بازمی­گشتند.

 پدرم، سید حسن ابطحی در جمع دوستان -پیاده روی به سمت کربلا اربعین 43

از راست به چپ: فرد ردیف جلو ناشناس- ردیف عقب: آقای رشتی – پدرم،سید حسن ابطحی – ناشناس


پدرم، سید حسن ابطحی در جمع دوستان -پیاده روی به سمت کربلا اربعین 43

از راست به چپ: ناشناس- ناشناس- پدرم، سید حسن ابطحی – آقای رشتی – مرحوم اصغر آقا تهرانی- حجة الاسلام حلیمی- ناشناس- ناشناس

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 1:47  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

از نگاه اخلاقی تا اجبار در اینترنت

«شاید بتونیم بفهمیم کی دینامیت رو کشف کرده؟!» - غافل از اینکه پاسخ این سوال رو به راحتی می شه توی اینترنت پیدا کرد!

با آمدن اینترنت، اطلاعات برای همه به آسانی قابل دسترسی است و دیگر به مراجعات خسته کننده و وقت گیر و بی مورد نیازی نیست.

اما بسیار اتفاق افتاده است وقتی در اینترنت به مطلبی مراجعه می­کنیم با صفحات حذف شده­ی خالی از اطلاعات روبرو می شویم.

نباید انکار کرد که وقتی اطلاعاتی در اینترنت قرار داده می­شود، دیگر نمی­توان گفت تنها مالکش خود منتشر کننده آن اطلاعات است چرا که پایه و اساس اینترنت برمبنای اشتراک آسان اطلاعات بین تمام کاربران است. خصوصا اینکه در اینترنت برای اتصال اطلاعات به یک مطلب، تنها یک لینک کافی است و ارجاع دادن به آسانی ممکن است. بنابراین وقتی مطلبی را منتشر می­کنیم به هر دلیلی نباید دیگر فکر پاک کردن آن باشیم.

ولی نمی­توان از این حقیقت گریخت که پاک شدن اطلاعات حقیقتی دردناک است و پاک کردن اطلاعات حقیقتی دردناک­تر!

مثلا اگر اهل وبلاگ نویسی باشید شاید تجربه کرده باشید گاهی نویسنده از تمام آثارش بدش می­آید و فکر می­کند این، آن چیزی نیست که از اول وبلاگ را به قصد آن شروع کرده است. یعنی شاید دیگر آن خلوص را احساس نمی­کند. کم نیستند کسانی­که در این مواقع همه مطالب و حتی آدرس وبلاگ را هم پاک می­کنند.

فکر می­کنم این کار اشتباه است.

اولا به همان دلیلی که اول ذکر شد یعنی این مطالب دیگر برای ما نیست و شاید به این مطلب لینک داده­ شده است. و دوما به دلیل اینکه این کار نوعی فرار از واقعیت است. واقعیت این است که قصد و نیت ما در نوشتنمان تأثیر می­گذارد و هیچ راه فراری از این تأثیر نداریم. پاک کردن گذشته راه رسیدن به آینده نیست، راه درجا زدن است. اگر امروز به نتیجه رسیدیم که در هدفی که داشتیم خالص نبودیم و خوب کار نکردیم، این نتیجه­ای است که پس از این همه کار ویا خرابکاری به آن رسیده­ایم. پس این خرابکاری­ها خیلی ارزشمند هستند.

شاید ما همیشه دوست داریم یک انسان ماورایی(Super Man) باشیم؟! یک انسان خالص که تنها و تنها به هدفش می­اندیشد. اما چرا باید از بدیها و کثافت­هایمان «فرار» ­کنیم؟! واقعیت این است که هر کدام از ما از بدی­ها به خوبی می­توانیم برسیم. پس بگذاریم این بدی­ها هم بماند.

فراموش نکنیم همین­ بدیهای خوب شده است که راه را برای بسیاری باز خواهد کرد. مثلا اینکه بدانیم آدمی که امروز در کار خودش یک فرد معروف شده، از کجا شروع کرده، چه اشتباهاتی داشته، چگونه می­اندیشیده و امروز کجا است از هر کتابی برای انسان بیشتر رهنمون خواهد بود چرا که این تصویر یک حقیقت عینی است.

قدرت انسان در زیبا کردن زشتی­ها است و زیبایی تنها در کنار زشتی است که معنا پیدا می­کند.

با تمام این اوصاف حتما زیاد اتفاق افتاده که در اینترنت اطلاعاتی را از دست داده­اید و یا پس از مدتی در نت، به صفحه­ای مراجعه کردید ولی دیگر آنرا نیافتید. اینطور وقت­ها از ته دل یاد کاغذ و دفتر می­افتیم که لااقل مثل دنیای مجازی به راحتی از بین نمی­روند.

اما اینترنت هم برای خودش آرشیوی دارد که سر زدن به آن شاید خالی از لطف نباشد.

اگر اطلاعاتی را از دست داده­اید که بدان نیاز دارید به آدرس http://www.archive.org/web/web.php مراجعه کنید. در قسمت The Wayback Machine آدرس سایت مورد نظرتان را وارد کنید تا اطلاعاتی که از این سایت آرشیو شده­ است برایتان به نمایش آید.

البته متأسفانه آرشیو تمام سایت­های اینترنت فعال نیستند. برای فعال کردن ذخیره آرشیو یک سایت یا وبلاگ به قسمت Archive That بروید و سایت مورد نظرتان را در کادر وارد کنید.

حالا که فهمیدیم اینترنت هم آرشیو دارد، فراموش نکنیم که اگر حتی اگر بخواهیم دیگر فراری از مطالب منتشر شده نداریم! 
بهتر است پیش از اینکه به اجبار زمان دچار شویم، وضعیت را بهتر درک کنیم.

 

+ نوشته شده در  شنبه 12 بهمن1387ساعت 1:51  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

از ترکیه تا ایران

بر اساس این سه خبر، شما چه فکر می کنید؟

 

خبر اول IRIBnews:

به گزارش واحد مرکزی خبر ، منوچهر متکی قرار است امروز در اجلاس اقتصادی داووس حضور یابد و سیاست‌ها و مواضع جمهوری اسلامی ایران را در خصوص مهم‌ ترین مسایل منطقه ‌ای و بین ‌المللی تشریح کند. مجتبی ثمره هاشمی، مشاور ارشد رییس جمهوری اسلامی ایران نیز دشب به زوریخ سوییس سفر کرد. حدود 40 تن از سران و نخست‌ وزیران کشورهای مختلف جهان همراه بیش از 1400 شرکت اقتصادی از 90 کشور در مجمع جهانی اقتصاد داووس گردهم‌ آمده ‌اند.

متن کامل خبر

 

خبر دوم Farsnews:

اعتراض نخست وزیر ترکیه به رییس جمهور اسراییل

خبرگزاري فارس: رجب طيب اردوغان نخست وزير تركيه ساعاتي پيش در جريان اجلاس اقتصاد جهاني در داووس، در حضور سران كشورهاي جهان كه شيمون پرز رئيس جمهور اسرائيل نيز در ميان آنان بود، شخص وي و سياست‌هاي دولت رژيم صهيونيستي را به شكلي بي‌سابقه و غير منتظره مورد حمله قرار داد.

 متن کامل خبر

 

خبر سوم IRIBnews:

به گزارش واحد مرکزی خبر، منوچهر متکی در حاشیه اجلاس داووس گفت: ترکیه یکی از کشورهایی بود که عکس‌العمل‌های خوبی را به جنایت‌های رژیم صهیونیستی در نوار غزه نشان داد. در این جلسه عمرو موسی، دبیرکل اتحادیه عرب و بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل نیز حضور داشتند. وی افزود: حتی شاهد تظاهرات یک میلیون نفری مردم این کشور برای محکوم کردن جنایت‌های این رژیم بودیم.

متن کامل خبر 

 

----
لینک مرتبط:
اقدام فعال اردوغان در مقابل انفعال ما- برساحل سلامت

+ نوشته شده در  جمعه 11 بهمن1387ساعت 23:55  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

چرا یک دکتر تومور شناس یهودی، پدر روحانی مسیحی شد؟

 

آنچه در پی می­آید برگردان مقاله ای از نیوزویک است که به تازگی در صفحه «دین» سایت این هفته­نامه قرار داده شده است.


در جستجوی پناهگاه معنوی

تعداد شگفت آوری از آمریکایی­هایی تغییر مذهب می­دهند.

پدر آلبرت هم مانند اکثر اعضای جمعیتش در کلیسای اپیسکوپال (وابسته به اسقف) خیابان جونز در جورج تاون واشینگتون دی-سی در چنین کلیسایی که پیروی اسقف باشد بدنیا نیامد.

در حقیقت او 20 سال پیش برای اولین بار بعنوان یک دکتر یهودی به این خیابان پا گذارد. وی از همان روزهای دبیرستانش، تحقیقات گسترده­ای انجام داد تا یک مأمن و پناهگاه معنوی بیابد یعنی همان زمان که آموزش زبان عبری را دنبال می­کرد. او می­گوید: من خیلی مذهبی نبودم، ولی من معمولا هر چیزی را که راجع به دین می­توانستم به دست بیاورم، می­خواندم. قطع نظر از اینکه آن نوشته به کدام مسلک عقیدتی مرتبط است.

وقتی او می­خواهد تصمیم منطقی­اش را برای ورود به کشیشی توصیف کند، نگاه نافذ او از پشت عینک­های ته استکانی­اش مقهور کننده می­شود. او می­گوید: این انتخاب هنوز هم برای بعضی از اعضای خانواده­اش بسیار درد آور است، ولی برای خود او این تصمیم بیش از آنکه تغییری ایمانی باشد، صرفا یک تغییر شغلی بود.

اما به هرحال او خودش را با اینکار تطبیق داد. ولی پدر آلبرت به هیچ وجه تنها نیست. تعداد شگفت آوری از آمریکایی­ها درحال تغییر دینشان به دین دیگر هستند. برآوردی که توسط یک جمعیت مسیحی در زمینه دین و زندگی سیاسی انجام شده است، بیانگر آن است که 44 درصد آمریکایی­ها براساس اظهارات خودشان، مذهبی متفاوت از مذهبی دارند که از کودکی با آن بزرگ شده­اند. البته حتی اگر میزان تغییراتی را که مربوط به تغییر بین پروتستان را به حساب نیاوریم هنوز این رقم(بیست و هشت درصد) واقعا درصد بالایی را تشکیل می­دهد. البته چون پیش از این، هیچگاه این تحقیق صورت نگرفته بود تا محققان این موسسه مسیحی نتایج خورد را با نتایج آن مقایسه کنند، این محققان دوباره به میدان بازگشتند تا علاوه بر مسائل دیگر این مسئله را مطرح کنند که  چه تعداد از افرادی که دین خود را تغییر می­دهند، سرانجام به دوباره دین و مذهب دوران کودکی خود باز می­گردند؟

آلبرت اسکاریاتو در شغل پیشینش متخصص تومور شناسی از طریق پرتو افکنی بود. او معمولا شب­ها آرامش نداشت و  به خاطر رنج و ناراحتی­ مریض­هایش بیقرار بود. او تقریبا همیشه درحال جدال با سرطان بود، ولی در نیمه­های دهه 80 میلادی ایدز هم به عنوان یک مهاجم قوی مطرح شد – اسکاریاتو، مسئله­ای را به زیرکی احساس کرد. او می­گوید: معمولا جوان­هایی که مبتلا به ایدز بودند با درد سینه پهلو به او مراجعه می­کردند و پس از چند روز می­مردند. نمیدانم اگر یک روز من جای آن مرد برروی برانکارد بودم چه می­کردم، و این امر مرا به درک مشترک و همدردی با بیمارانم خیلی نزدیک کرد.

اسکاتریاتو، با دیدن شهامت و بردباری و ثابت قدمی روزانه بیمارانش، احساس فروتنی می نمود. در عین حال بسیار ناامید می­گشت. او سابقه بیمار را می گرفت، آزمایشات لازم را روی بیمار انجام می داد و برای بیمار شرح ماوقع بیماری را می داد و بیان می کرد که چه کاری از دست اون به عنوان پزشک ساخته است. او می­گوید: ولی من سوالات دیگری را هم که در چشمان آنان بود را می­دیدم. سوالات ناگفتنی را. مثلا این سوال که چرا این حادثه برای من اتفاق افتاد؟ آیا من کیفر گناهی را می­دهم؟ اما در ملاقاتهای او و بیمارانش، به ندرت فرصتی برای مطرح شدن چنین مباحثی بود. او می­گوید: من هر روز دسته­های کاغذ داشتم. وی اضافه می کند: هر روز دسته ای کاغذ به ارتفاع 30 سانت کنار تلفن ام بود که نیاز به امضای حروف اول اسم من داشت.

سرانجام در 1989 نزدیک­ترین دوستش دچار ایدز شد. او که از بچگی اینطور بزرگ شده بود، پس از این اتفاق، او و دوستش شروع به شرکت در جلسات کلیسا کردند. دوستش پیروی از او را آغاز کرده بود اما ابتدا با کلیسای جامع بین المللی در واشینگتون و سپس کلیسای کوچکتر، و نزدیک­تر خیابان جان در  جورج تاون. پیش از آغاز بستری شدن دوستش در بیمارستان برای انجام یکسری آزمایشات پزشکی ،وی در روز یک شنبه به کلیسا رفت. خطابه در مورد این بود که چگونه مسیح صلیب –سندی از شکنجه­های ناگفتنی – را به دوش گرفت و آنرا به یک نماد تبدیل کرد؟ پیش از آنکه بعضی مردم برای انجام مراسم مذهبی کلیسا زانویشان را خم کنند، کشیش پرسید: چه چیز در زندگی ما بسیار تحمل ناپذیر است؟ به گونه­ای که عمیقا غیر قابل گفتن است. چگونه می توان با کمک خدا، آن امر سخت و تحمل ناپذیر را تبدیل به امری مثبت و موثر کنیم؟ اسکاریاتو درهمان حال که روی صندلی­های کلیسا نشسته بود و عمیقا شگفت زده شده بود با خودش گفت: «این همان کاری است که احساس می­کنم که برای انجام آن دعوت شده­ام.»

او در سال 1990 در عین حال که به طبابت ادامه می داد، پروسه­ی درخواست خودش را برای حضور در دوره­ی آموزشی کلیسا آغاز کرد. یک هیئت تقریبا 8 نفره از ناحیه کلیسا با وی در طول مدتت بیش از چند ماه، ملاقات­های زیادی کردند. پس از موفقیت در جلب نظر مثبت کلیسا، او آماده بود تا تحصیل در مدرسه علوم دینی را آغاز کند، اما برای پرستاری از دوست مبتلا به ایدزش یک سال تأخیر کرد اما­ وی در سال 1993 فوت کرد. 27 آگوست 1993 آخرین روزی بود که اسکاریتو بعنوان یک دکتر پرتو درمانی سرطان کار کرد. دو روز بعد او در کلیسای کوچک مدرسه دینی ویرجینیا تکنولوجیکال نشسته بود.

پدر آلبرت می­گوید او در مکان پرستشی که مردم با شبهه و سوالات با آغوش باز پذیرفته می شوند، بیشترین راحتی را دارد. او در برخورد با مسائل جنسی منصف است و به راحتی با این واقعیت روبرو می­شود که هنوز هم ممکن است گرایش جنسی وی، معضلی برای برخی افراد در کلیسا باشد. دقیقا در صبح انتصاب وی بعنوان کشیش در خیابان جان، یک نفر اعتراضی را به در درب کلیسای مارتین لوتری کوبید.

کلیسا انبوه از مردم بود. هنگامیکه حضار در کلیسا و اسقف اعتراض واقع شده در تالار کلیسا را شنیدند، کشیش پیش نماز که یک خانم بود طبق برنامه­ ترتیبی داده بود تا بلند ترین سرود خوانده شود. میانجی برای بازگرداندن نظم، پدر آلبرت بود و اسقف هم بخاطر این مسئله، وی را ترفیع داد. کلمات وی تشویق 10 دقیقه­ای حضار را در پی داشت.

پس از آن کلیسا رشد کرد. پدر آلبرت می­گوید  برای اینکه  تمام گروه را پیروی کلیسای اسقفی اعلام کند به شدت تحت فشار است. وی بعنوان کسی شناخته شده که با قدرت بیانش، مواعظ مطابق کتاب مقدس را به گونه ای بیان می کند که بتواند در زندگی روزانه بکار رود و پیامی از عدالت اجتماعی را در بر داشته باشد. در حال حاضر وی بیشتر وقتش را برای خدمت کردن به بیماران و افراد در حال احتضار و رسیدگی به فقرا صرف می­کند. آیا او دلتنگ تخصص قدیمی­اش می شود؟  پاسخ خودش این است: «من حس می کنم که هیچگاه آن را ترک نکرده ام!»

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 بهمن1387ساعت 23:52  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

از اجماع تا شورای فتوا

آنچه در پی می­آید متن کامل مقاله­ای است که با اندکی تغییر در ضمیمه هفتگی روزنامه اعتماد ملی منتشر شد.

از اجماع تا شورای فتوا

زیربنای تمام احکام دینی –اعم از فقهی، کلامی، اخلاقی، یا هر حکم دیگر- را ارتباط این احکام با خدا تشکیل می­دهد. در دین اسلام، شخص پیامبر اکرم عهده دار این ارتباط است. بر همین اساس تمرکز عالمان دینی بیش از همه بر بررسی متونی است که به نقل سخنان و عمل پیامبر و جانشینانش می­پردازد. امّا جای این سوال هست که آیاعالمان  دینی در سطوح مختلف می­توانند به عنوان منبعی برای فهم حکم دین خدا مورد توجه قرار گیرند؟ یا تنها باید به کتاب خدا و قول نبی و جانشینانش بسنده کرد؟

 با نگاهی اجمالی به فقه شیعه می­توان دریافت که از نظر عالمان دینی، کتاب، سنت، عقل و اجماع منابع اصلی فهم احکام دینی هستند. از میان این چهار منبع، تنها منبع چهارم است که ارتباط تنگاتنگی با مردم دارد. اجماع در لغت چند معنا دارد اما  دو معنی اتفاق کردن جماعت بر کاری وعزم کردن بر کاری، بیشتر مورد اشاره قرار گرفته است(1). براساس تعریفی که شیخ انصاری ارئه می­دهد در اصطلاح علم اصول، به اتفاق جمیع علمای یک عصر، اجماع گفته می­شود(2).

اجماع اگر چه در مذهب اهل سنت نیز به همین معنا و یا معانی نزدیک به آن، بعنوان یکی از دلایل استنباط حکم شرعی برشمرده شده است اما نگاهی دقیق­تر بیانگر تفاوت ماهوی اجماع شیعی و سنّی است. عالمان شیعه، اهل سنت که پس از رحلت پیامبر با ابوبکر اجماع کردند، برای آنکه مشروعیتی الهی به روند انتخاب خلیفه پس از پیامبر ببخشند، به ناچار مجبور شدند حدیثی از پیامبر را مستند انتخاب غیر مشروع خلیفه قرار دهند. پیامبر فرمود: «لاتجتمع امّتی علی الخطا» (امت من برای انجام کار اشتباه هم عقیده نمی­شوند.) این حدیث به ضمیمه بیعت مسلمین با ابوبکر دلیل اصلی مشروعیت خلافت وی از نگاه اهل سنت شمرده می­شود.

اگرچه به نظر عالمانی چون سید مصطفی محقق داماد استدلال به این روایت مخدوش است(3) اما گروهی از شیعیان ضمن پذیرش این حدیث این سوال را مطرح می­کنند که مگر علی و شیعیانش جزء عالمان و بزرگان امّت پیامبر نبوده­اند؟ و بر چه اساسی به نظرات این گروه در عمل توجه نشد؟

از نظر عالمان شیعه، نیاز مبنایی اهل سنت به اجماع برای تصحیح نظری عملکرد گذشتگان در مسئله خلافت، باعث شد تا در گذر زمان اجماع به عنوان یکی از ادلّه­ی اصلی همسنگ کتاب و سنت مطرح شده و در نبود منابع کافی برای استنباط حکم فقهی بتواند خلاء محسوس را با توجه به نیاز روز افزون به احکام فقهی در اثر حضور در قدرت برای بزرگان اهل سنت پر کند. شیخ انصاری در اینباره می­گوید: هم الاصل له و هو اصل لهم ، اجماع برای اهل سنت اصلی است که اساس این گروه را می­سازد در صورتی­ که این اصل ساخته­ی خودشان است(4).

در مقابل، شیعه اگر چه در اقلیت بود امّا حضور امامان به عنوان مرجع فکری­ای که مشروعیتی الهی دارند در عین حذف این گروه از صحنه­ی سیاست، باعث شد تا کمتر نیازی به رشد سریع فقه در میان شیعیان احساس شود. با وجود تمام فشارهای سیاسی و اجتماعی بر شیعیان این گروه با رهبری امامان­ و با تحمل فشارهای فراوان توانست به حیات فکری خود ادامه دهد و از همین رو با به وجود آمدن فضای باز فکری، بحث­های علمی بین طرفداران دو گروه در می­گرفت.

اولین رگه­های حضور اجماع در ادبیات شیعه در بحث­های فکری میان شیعیان و اهل سنت به چشم می­خورد. از امام هادی نقل شده که می­فرماید: یقول رسول الله لاتجتمع امّتی علی ضلالة، فاخبر ان جمیع ما اجتمعت علیه الامة کلّها حق. رسول خدا فرمود امّت من بر گمراهی همراه هم نمی­شوند، پس ایشان خبر داده­اند که آنچه تمام امّت بر آن اجتماع کرده­ حق است(5).

بکار گیری این ادبیات در لسان ائمه باعث آموزش روشی جدلی در بحث با اهل سنت شد که از مسلّمات طرف مقابل برای اثبات مدعای خود استفاده می­کند. برهمین اساس، اولین نشانه­های حضور اجماع در شیعه را نه مباحث فقهی، بلکه مباحثات کلامی و اعتقادی دانسته­اند. این ادبیات، اگرچه روشی برای ارائه بحث­های کلام محسوب می­شد اما در عین حال بیانگر متدی برای فهم احکام دینی بود.

 فشار سیاسی حاکم بر اپوزیسیون شیعه، با تاکتیک­هایی همچون تقیه تا حدودی دفع می­شد اما این روش­ها تبعاتی را برای پیروان ائمه در پی داشت. از جمله اینکه گاهی حکم شرعی برایشان مشتبه می­شد. مثلا امام وقتی به خاطر حضور جاسوسان حکّام و یا کارمندان دستگاه ظلم، در خطر قرار می­گرفت به جهت درک شرایط سیاسی و برای دفع خطر، حکمی صادر می­نمود که با گفته­های پیشین خودش در تعارض بود. اجماع در این میان توانست راهگشای فهم ماهیت اصلی دین باشد چرا که مشی کلّی شیعیان و این محذوریت­ها برای عالمان آشکار بود.

در زمان امام دوازدهم، غیبت کبری و قطع ارتباط کامل با امام باعث ایجاد بحران­های جدیدی در بین شیعیان شد و از این منظر عالمان دینی وظیفه سنگینی بر دوش خود حس کردند چرا که بنا به ضرورت اجتماعی باید پاسخگوی نیازهای پیروان ائمه بودند. شیعه که تا پیش از این در هر مسئله­ای می­توانست نظر امام را جویا باشد دیگر چنین امکانی نداشت و این امر موجب ایجاد تحرکات علمی عمیقی در بین محققان شیعه شد. جمع آوری منابع حدیثی، انسجام فقه و پیگیری جدّی تر علم اصول از نتایج همین فقدان است.

با بروز توجه بیشتر عالمان به علم فقه، اجماع به عنوان یکی از منابع استنباط حکم فقهی مطرح شد. اگرچه پیش از سید مرتضی اجماع در میان شیعیان به عنوان طریقی برای فهم حکم امام مطرح بود اما در اینزمان وی این مسئله را به عنوان یک نظریه اصولی مطرح کرد که پس از او، توسط شاگردش شیخ طوسی پیگیری شد.

شکل گیری و تثبیت عملی اجماع که در این زمان، نه در علم کلام بلکه بیشتر در فقه کاربرد داشت نیز توسط این دو عالم بزرگ پیگیری شد. شیخ طوسی در استدلال­های فقهی خود به وفور از اجماع استفاده کرد که بخشی از این مسئله متأثر از مشی فقاهتی اهل سنت قلمداد شده است.

البته این مشی در حقیقت ادامه­ی روشی بود که ائمه­ی شیعه در بحث­های کلامی به پیروانشان آموخته بودند. شیخ تأثیر عمیقی بر فقه شیعه گذارد و سایه­ی وی تا حدود یکصد سال بر فقه گسترده بود، به صورتی که فقهای پس از او در حقیقت مقلّد شیخ محسوب می­شدند و نتوانستند چیز جدیدی بر فقه و اصول بیفزایند. ابن ادریس امّا با نگاه نقّاد خویش توانست نظریه­های رایج اصولی و فقهی طوسی را به چالش بکشاند که البته این رویه­ی وی، انتقاد شدید عالمانی که به سیطره شیخ طوسی خو کرده بودند را به دنبال داشت.

با بررسی فقه از زمان شیخ طوسی تا امروز به این نتیجه می­رسیم که اجماع در هیچ زمانی کارکرد خود را از دست نداد. اجماع در فقه، با عباراتی همچون اعتقادنا، لااجد فیه خلافا، لاخلاف فیه، اجمع علماءنا، للاجماع و الفاظی مانند آن در ذیل بررسی مسائل مختلف مورد توجه قرار گرفته است.

به لحاظ نظری، اجماع در هیچ زمانی در نظر شیعه به عنوان یک اصل در کنار کتاب و سنت قرار نداشته و ندارد. تمام اعتبار اجماع بر اساس استناد به قول معصوم است. سید مرتضی می­گوید: اذا کانت علة کون الاجماع حجّة کون الامام فیهم فکلّ جماعة کان قول الامام فی اقوالها فاجماعها حجة(6). وقتی پذیرفتیم که علّت حجیّت اجماع به وجود قول امام در بین اجماع کنندگان باز می­گردد می­توانیم بگوییم سخن هر گروهی که قول امام در بین اقوال­شان باشد حجّت و مورد پذیرش است. به قول آخوند خراسانی «تمام اعتبار اجماع براساس قطع به رأی امام است» (7) پس از هر راهی این قطع حاصل شود می­توان بدان عمل نمود.

اما در بررسی دقیق­تر متوجه می­شویم که عالمان در پاسخ به این سوال که چگونه می­شود از اجماع امّتی که امکان خطا دارد نظر امام معصوم را فهیمد به این نتیجه می­رسیم که این نظریه از زمان پیدایش تا به امروز بر محمل­های گوناگون سعی کرده با پاسخ به این سوال اساسی به حیات خود ادامه دهد. مرحوم مظفر در جلد دوم از اصول فقه خود 4 روش فقها را برای پاسخ به سوال فوق را نقل می­کند:1. طریق حسّی: در صورتی که مطمئن باشیم امام هم جزء اجماع کنندگان هست ولی شخص امام را نمی­شناسیم. در این فرض، مخالفت کسی­که معلوم است ضرر نمی­زند، اما مخالفت یک ناشناس مضر به اجماع است زیرا ممکن است همو امام باشد. این نظریه مدافعان بسیار کمی دارد(8)­ 2.  قاعده لطف: براساس همان دلیلی که لزوم وجود امام را اثبات می­کند، امام باید به جامعه­ی مسلمین توجه داشته باشد و اگر انحرافی را در جامعه دید باید به نوعی راه را برای هدایت باز کند. شیخ طوسی، محقق تستری، محقق قزوینی، و شهید صدر از مدافعان این نظریه به شمار می­آیند(9). آخوند خراسانی البته این نظریه را مردود می­داند  3. حدس: یقین کند که آنچه به دست فقهای امامیه رسیده­ است از طرف امام معصوم بوده. لازمه این قول آن است که مخالفت معلوم یا مجهولی با یک نظر واقع نشده باشد. 4. تقریر: اجماع در جایی صورت گیرد که امام هم در جریان قرار گرفته باشد. که در صورت سکوت امام، این سکوت مانند تقریر ایشان است که ذیل بحث سنت بررسی می­شود و دلیل بر صحت عمل اجماع کنندگان می­شود.

اگرچه به نظرمظفر و بعضی دیگر از محققین اصول، هیچکدام از این چهار روش، عملا نمی­توانند برای ما که درعصر امام زندگی نمی­کنیم موجب قطع باشد و در حقیقت بحث حجیّت اجماع به جایی نمی­رسد اما نباید از حق گذشت که بعضی از این نظریات در برهه­های زمانی متفاوت توانستند راهگشای حرکت معنوی شیعه باشند. برای نمونه، پس از غیبت امام زمان با توجه به قطع ارتباط با امام، اجماع لطفی مورد توجه قرار گرفت. قاعده­ی لطف که یک قاعده­ی کلامی است یکی از ادله­ی اصلی شیعیان بر وجود لزوم امام است. لطف خدا که حضور پیامبر را در ابتدا لازم می­کند دلیل آن است که پس از پیامبر نیز این این لطف ادامه داشته باشد و بار امانت لطف الهی را امام بر دوش دارد. همین نگاه به امام، باعث رونق جایگاه نظریه اجماع لطفی شد چرا که این این رویکرد توانایی آن را داشت تا ضمن انسجام بخشی به شیعیان، حلقه­ی ارتباط با عالم بالا را که ظاهرا غایب شده بود به اقلیت شیعه بازگرداند و بدین ترتیب از فشار حاصل از غیبت امام می­کاست(10).

 اگر چه در گذر زمان عالمان به بررسی صحت هرکدام از این راه­ها برای اثبات حکم شرعی ­پرداخته­اند  ولی با بررسی دقیق به این نتیجه می­رسیم که اجماع به هیچ وجه دلیلی همرتبه با دیگر ادله­ نیست و ذکر اجماع به عنوان یکی از ادلّه­ی چهارگانه برای فهم حکم شرعی تنها جنبه­ی تدافعی در مقابل اهل سنت داشته است. محقق حلّی در شرایع ذیل بحث شروط لازم برای شاهد، ضمن مطرح کردن لزوم عدالت می­گوید: کل مخالف فی شیء من اصول العقائد ترد شهادته، سواء استند فی ذلک الی التقلید او الی الاجتهاد. شهادت هرکس که مخالف یکی از اصول اعتقادات شیعه باشد پذیرفته نیست، چه این اعتقاد یک اعتقاد تقلیدی باشد یا خودش براساس اجتهاد خویش بدان رسیده باشد.

در حاشیه سخن حلّی، شهید ثانی می­گوید اصولی که می­توان با اجماع به آن تمسک کرد تنها به اصول دین محدودند و به هیچ وجه نمی­توان اعتقاداتی فرع بر اصول را که در علم کلام از آن بحث می­شود با اجماع بدست آورد(11). به نظر وی همین که بین سید مرتضی و استادش، شیخ مفید بحث و اختلاف وجود دارد نشان از آن است که در مسائل فرعی نمی­توان به اجماع تمسک کرد.

اما با نگاهی دقیق­تر شاید بتوان ضمن تأیید بخشی از سخن فوق و نظریات اینگونه گفت بررسی برخورد فقها با اجماع در فقه، نشان از آن دارد که حتّی عالمان بزرگی همچون شیخ انصاری که رأی به عدم حجیت اجماع در اصول فقه داده­اند به ناچار در نظریات فقهی به اجماع استناد و براساس آن حکم به احتیاط کرده­اند که همین اجماعات و نقل آنها برای عالمان بعدی منبع استنباط احکام شده است.

اگرچه در زمان حاضر، آقای احمد مبلّغی با انجام کاری تحقیقی در «موسوعة الاجماع فی فقه الامامیة» که هم اکنون جلد نخست آن به چاپ رسیده است ضمن بررسی اجتهادی مسئله اجماع، به بررسی اجماعات وارده در فقه امامیه پرداخته است اما تا پیش از این کار تحقیقی بر اجماعات فقهی در مسائل مختلف صورت نگرفته بود.

 مشی علما به این صورت بوده که هرکدام با بررسی آراء و نظرات دیگر عالمان حکم به اجماع می­دادند و به اصطلاح اجماع محصَّل(اجماعی که خود فرد تحصیل کرده و بدست آورد) را بیان می­کردند. اما با توجه به نبود امکان تحقیق، گاه بعضی از علما به جای آنکه خودشان در مورد یک مسئله تحقیق کنند و با کنارهم گذاشتن اقوال علما به این نتیجه برسند که این مسئله اجماعی هست یا نه؟ به اقوال عالمان پیشین تکیه می­کردند و اگر در  مسئله از یکی از عالمان موثق اجماعی نقل شده بود، همان را نقل می­نمودند. این اجماع را اجماع منقول می­گویند.

وجود اجماعات منقول در فقه باعث شد یکی از مباحث اصلی مورد بررسی ذیل مسئله اجماع در اصول فقه، این سوال باشد که آیا اجماعی که از یکی از عالمان شیعه نقل شده حجت هست یا نه؟ اگرچه عده کثیری اجماع منقول را حجت نمی­دانند(12) اما ورای پاسخ مثبت یا منفی اصولی به سوال فوق، با بررسی اجماعات منقول در فقه به این نتیجه می­رسیم که بسیاری از آنچه را که فقها اجماع می­دانستند در حقیقت اجماع نبوده است و به صورت تسامحی به چند رأی فقهی همسان هم اجماع نقل می­شده است. این اجماعات توسط عالمان بعدی مورد بررسی و نقد قرار می­گرفت اما جالب توجه آنکه خود منتقدان گاهی در عمل براساس همان رویه­ای عمل می­نمایند که منتقد آن بودند.

به نظر می­رسد این ناهمخوانی نظریات اصولی با عملکرد فقهی، در حقیقت به ضعف نظریه پردازی در علم اصول باز می­گردد. چرا که کارکرد اصلی اجماع که نشان دادن روش کلّی شیعیان در طول تاریخ بوده است در این نظریات مورد توجه قرار نگرفته است. از همین رو است که گاه می­بینیم براساس قواعد اصولی، مجتهد نباید به اجماع اعتماد نماید اما وقتی نوبت به بیان حکم فقهی می­رسد، پس از بررسی نظریات مطرح شده در یک مسئله توسط علمای پیشین به قطع می­رسد که نمی­تواند برخلاف اجماع عمل نماید. بنابراین در عین آنکه نباید از اجتهاد باز ماند، نباید به بهانه عدم حجیت اجماع از این ذخیره­ی به جای مانده­ ازعلمای پیشین غافل شد.

در زمان معاصر، مرحوم بروجردی توجه زیادی به اجماع و شهرت نشان داد و سعی می­کرد حتی الامکان در مقابل قول اجماع علمای پیشین یا قول مشهور فتوا ندهد. آیت الله بروجردی با رسیدن به جایگاه رفیع مرجعیت توانست ضمن سرپرستی دینی شیعیان، ارتباط خوبی با اهل سنت برقرار نماید. اما همانطور که عمادالدین باقی می­گوید، «پس از رحلت آيت‌الله بروجردي، خلاء مرجعيت و مشكلات ناشي از آن رخ نمود. به ويژه «تضعيف اقتدار قطب مذهبي در برابر قدرت سياسي» و همچنين «سرگرداني مردم در تقليد» و «دورافتادگي روزافزون مراجع از مسائل مستحدثه و پاسخ‌هاي درخور به مسائل و فرزند زمان خويشتن بودن». در چنين شرايطي آيت‌الله مطهري با استناد به رأي عده‌اي ديگر از اقطاب حوزه، نظريه مرجعيت شورايي يا شوراي فتوا را مطرح كرد.»(13)

طالقانی و سید مرتضی جزایری دو عالم هم فکر مطهری بودند که این نظریه را در مقالاتی در کتاب «بحثی درباره مرجعیّت و روحانیت» مورد بررسی اجمالی قرار دادند. این نظریه در عمل با شکست روبرو شد و مورد اقبال جامعه دینی قرار نگرفت اما تا به امروز بعنوان یکی از راهکارهای حل مباحث جدید فقهی مطرح است.

اگرچه شورای فتوا شباهت­هایی با اجماع دارد اما به هیچ وجه نباید تصور کرد که ایندو یکی هستند. شورای فتوا در حقیقت طرحی است که براساس آن جمعی از مراجع مطرح، گردهم آیند تا با بررسی مسائل جدید و منابع فقهی بتوانند به نتیجه واحد برسند و در غیر اینصورت رأی اکثریت به عنوان رأی شورا مطرح شود(14). اما همانطور که اشاره شد اجماع در حقیقت بررسی اقوال علمای پیشین در یک مسئله و پاسخ به این سوال است که آیا این حکم در بین تمام عالمان دینی یکسان بوده یا مخالفی هم دارد؟ تا از این راه نظر امام معصوم فهمیده شود.

بنابراین نباید شباهت ظاهری شورای فتوا با اجماع را موجب یکی دانستن ایندو دانست همانطور که اختلاف شورای فتوا با اجماع عمیق­تر از آن است که در شورا نظر مجتهدان زنده بررسی می­شود ولی در اجماع، نظر مجتهدانی که در قید حیات نیستند.

متأسفانه پس از گذشت پنج دهه از طرح این نظریه، هنوز آنطور که شایسته است این مسئله مورد توجه و بررسی حوزه­های علمیه قرار نگرفته است. اما می­توان گفت همانطور که فقه شیعه در مواجهه با واقعیت موجود جامعه یعنی رجوع اهل سنت به اجماع توانستند از روشی که ائمه پیش پایشان گذاشته بودند استفاده کنند و اجماع را-هرچند با تفاوت ماهوی- به فقه شیعه بکشاند، رفته رفته واقعیت نیاز جامعه حوزه­ها را به سمت کار گروهی بر مسائل تخصصی فقهی سوق خواهد داد اما با توجه به موانع موجود، و پیچیدگی­ها و قابلیت­های خاص جایگاه مرجعیت و ارتباط آن با مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نمی­توان قطعا گفت که این روند لزوما به شورای فتوا منتهی خواهد شد.

-----------

  1. نگاه کنید به لغت­نامه دهخدا ذیل واژه اجماع.
  2. فرائد الاصول/ شیخ انصاری/ج1/ص184
  3. مباحثی از اصول فقه/ سید مصطفی محقق داماد/ ج2/96
  4. فرائد الاصول/ شیخ انصاری/ج1/ص184
  5. تحف العقول-304
  6. الذریعة/آقا ضیا عراقی/ ج2/ ص 630.
  7. کفایة الاصول/آخوند خراسانی/ص288
  8. فرائدالاصول/ شیخ انصاری/ج1/ص 192
  9. موسوعة الاجماع فی فقه الامامیه/ احمد مبلغی/ ج1/ ص 99و100
  10. نگرشی تاریخی به اجماع/احمد مبلغی/ مجله فقه/ ص 290
  11. مسالک الافهام/شهید ثانی/ج14/ص172
  12. علم اصول/آیت الله موسوی بجنوردی/ص310
  13. هفته نامه شهروند امروز/ ش 16- 25  شهریور1386
  14. بحثی درباره مرجعیت و روحانیت/ص 217

  ویرایش مجدد در پنج شنبه ۱۰/۱۱/۸۷ ساعت ۰۱:۳۰

+ نوشته شده در  شنبه 5 بهمن1387ساعت 16:2  توسط سید مرتضی ابطحی  |