تبليغاتX
دایره

دایره

بدون یک انقلاب عمیق فکری، هیچ تحولی در جامعه امکان پذیر نخواهد بود (برگرفته از سوره رعد، آیه 11 )

نگاهی از درون به خارج

یکی از اصطلاحات خاص حوزوی، «درس خارج» است. کلمه خارج برای بیشتر مردم یادآور سفرهای خارج از کشور است و همین مسئله دستمایه طنز کمال تبریزی در فیلم مارمولک قرار گرفته بود.

امّا دروس خارج در واقع جایی خارج از قم برگزار نمی­شوند. این کلاس­ها مانند دیگر دروس حوزوی در قم برگزار می­شوند و به این خاطر «خارج» نامیده می­شوند که روش کار در آن، صرفا بررسی استدلال­ها و مسائلی که در متن کتاب مطرح شده­ است محدود نشده و استاد به بررسی اقوال و نظرات مختلف می­پردازد و براساس دلیلی که خود بر می­گزیند، نظریه­ای را مطرح می­کند. بررسی ادلّه به صورت تدریجی صورت می­گیرد و دانشجویان وظیفه دارند به منابعی که استاد در کلاس به آن اشاره می­کند مراجعه نموده و آراء را شخصا بررسی کنند. در این کلاس­ها، استاد فقط به ذکر اقول بسنده نمی­کند و گاهی نظریه­ای کاملا جدید را بیان و از آن دفاع می­کند. بسته به روش تدریس استاد، شاگردان نیز در مباحثات شرکت می­کنند و اگر اشکالی در ذهن­ دارند مطرح می­کنند و معمولا استاد در همان جلسه پاسخ می­دهد. البته گاهی هم اتفاق می­افتد که پاسخ به جلسه بعد محوّل می­شود.

مبنای بیشتر دروس خارج فقه، کتاب «عروة الوثقی» است. رسم بر این است که علمای حوزه که احساس می­کنند به درجه اجتهاد رسیده­اند بر این کتاب تعلیقه می­نویسند. تعلیقه نویسی، یعنی روشی که نظرات و آراء فرد بر کتاب اصلی به صورت پاورقی اضافه می­شود. البته در این میان هستند، کسانی­ مانند استاد سیدعلی محقق داماد، که مبنای کار فقه را بر اساس کتاب «تحریرالوسیله» امام خمینی(ره) گذارده­اند و از راه، به تقویت حوزه قم کمک می کنند.

مبنای دروس خارج اصول، کتاب «کفایة الاصول» مرحوم آخوند خراسانی است. نام آخوند خراسانی که برای بیشتر روشنفکران ایران یادآور مشروطیت است، برای طلبه­ها درس اصول را به ذهن می­آورد. کفایه، یکی از کتب سخت حوزه محسوب می­شود که مباحث مفصّل و پیچیده اصول را به صورتی خلاصه بیان نموده است. گاه یک خط از کفایه چند صفحه شرح دارد. معروف است که یکی از علمای بزرگ قصد کرد کفایه را آسان نماید، ولی آخوند خراسانی را در خواب دید که وی را از این­کار نهی می­کند. آخوند ضمن بیان تمام مباحث اصول فقه در یک کتاب 500 صفحه­ای، به نقد نظریات شیخ انصاری و بعضی نظریات مطرح در زمان خودش می­پردازد. کتاب رسائل یا «فرائد الاصول» که حاصل مباحث شیخ انصاری است، نیز یکی از کتب مورد توجه در درس خارج اصول است.

اگر چه این دو کتاب، مبنای کار دروس خارج هستند، امّا در حیطه بررسی نظریات، اصلی­ترین کار یک مجتهد که درس خارج می­گوید، بررسی آراء و نظریات آیت الله خوئی است. وی که از اهالی خوی ایران بوده است و در نجف تحصیلات خود را نزد اساتیدی چون نایینی و آقاضیاالدین عراقی تکمیل کرد، اگر چه اعتقادی به ورود در سیاست نداشت، امّا توانست تفسیر قرآن، رجال، فقه و اصول را به کمال برساند.

یکی از تفاوت­های بارز سیستم آموزش حوزوی و سیستم­های کلاسیک، روش آزادمنشانه آن است. طلبه­ها، پس از 6 سال تحصیل در مدرسه می­توانند اساتید خود را خودشان مشخص کنند و هر کس بسته به فاکتورهای بسیاری استادی را انتخاب می­کند. معمولا شاگردان یک استاد، خط مشی فکری وی را پذیرا هستند و از این رو است که استاد، تأثیر زیادی روی شاگردان دارد. دروس خارج، از این قاعده مستثنی نیستند. منش فکری، سیاسی و دینی اساتید طبعا در روش استنباط آنها منعکس است.

ابتدای هر سال تحصیلی اساتید یا شاگردان آن­ها برگه­هایی را چاپ می­کنند و موضوع درس و محل و زمان و نام استاد را چاپ می­کنند. به وسیله این راه ساده و آسان اطلاع رسانی انجام می­شود. البته سال­های اخیر برگه­هایی که حاوی لیست اساتید و دروس است، منتشر و توزیع می­شود.

لیست دروس،پایه های تابلو را پوشانده-مدرسه خان

علاوه بر مدرسه فیضیه، دو مدرسه خان که با حمایت آیت الله العظمی بروجردی تعمیر شده است و مدرسه آیت الله گلپایگانی در نزدیکی حرم، پذیرای دانش آموزان حوزه هستند. اساتید تازه کار برای تدریس در این مدارس در امتحانی که توسط خود این مدارس برگزار می شود، شرکت می کنند.

 پیشنهاد میکنم اینها را هم ببینید:
نوشته تورجان درباره دروس خارج
پای درس خارج منبر نت
داستان عالمان و حاکمان

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 0:21  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

از نجف تا لبنان

مرجع حوزه­ها

اگر قرار باشد برای فقه امروز شیعه یک مرجع فکری معرفی نمود این مرجع، قطعا حوزه علمیه نجف است. آغاز روند شکل گیری این حوزه را می­توان مهاجرت شیخ طوسی(قرن5) از بغداد به نجف دانست. شهر نجف که پیش از شیخ طوسی تنها عدّه­ای از شیعیان را در خود جای داده بود با ورود شیخ طوسی به آکادمی علوم اسلامی-شیعی تغییر شکل داد. حوزه نجف، متأثّر از شیخ طوسی و استاد وی شیخ مفید، در ابتدای آغاز به کارش فضای رادیکالی نداشت و عالمان شیعه سعی در برقرار ارتباط با علمای سنّی مذهب بودند. کتاب الخلاف شیخ طوسی یکی ار نتایج همین روند است. تا مدّت­ها پس از شیخ طوسی حوزه نجف پویایی سابق را نداشت چرا که گستره علمی شیخ و منش اخلاقی علمای شیعه، باعث می­شد کمتر کسی جرئت نقد آراء وی را پیدا کند. این فضا با شوکّی که ابن ادریس حلّی با نظریات عقل محور به اجتهاد وارد نمود شکسته شد. حوزه نجف پس از شیخ طوسی همیشه به یک میزان پویا نبود، و در بعضی زمان­ها حوزه علمیه کربلا، کاظمین و حلّه فعّالیت بیشتری داشتند، امّا وجود مرقد امام اوّل شیعیان در نجف، باعث شد هیچگاه این حوزه از محوریت نیفتد. ضمن آنکه امنیّت بیشتر این شهر برای شیعیان به حفظ کتب منبع و کتابخانه­های شیعه در این شهر کمک می­نمود. حوزه نجف، تا حدود دو قرن پیش از وحید بهبهانی، به شدّت مشی اخباری داشت، امّا با آمدن بهبهانی از ایران به نجف، اخباریّون جای خود را به اصولیّون دادند و همین مشی به عنوان مشی غالب بیشتر عالمان شیعه تا امروز نیز ادامه پیدا کرده است. بهبهانی تنها عالم ایرانی نبود که به نجف رفت بلکه بسیاری از عالمان نجف را ایرانی تبارانی تشکیل می­دادند که برای کار علمی به آنجا نقل مکان کردند. اساتید بزرگ مطرح در فقه امروز شیعه، ایرانیانی هستند که به حوزه نجف رفتند و نفوذ فارس زبانان به حدّی بود که  تدریس دروس به زبان فارسی حتّی در بین اساتیدی که اصالت عرب هم داشتند مرسوم بود. این مسئله در کنار نبود مرجع دینی برجسته در ایران، قدرت سیاسی بزرگی به علمای نجف داده بود. حضور میرزای شیرازی که از شاگردان شیخ انصاری در نجف بود در سیاست ایران و اعلام فتوای تاریخی تحریم تنباکو به علمای نجف نشان داد که تا چه حد در بین توده مردم ایران نفوذ دارند. همین امر، موجب پیشگامی علما در مشروطه شد. میرزای نایینی که رهبر تئوریک مشروطه محسوب شده و آخوند خراسانی که بیشتر جنبه مدیریت را به عهده داشت، با ورود به بازی سیاست می­رفتند تا قدرت سیاسی حوزه نجف را به اوج خود برسانند. امّا پس شکست مشروطه این حوزه به شدّت سرخورده شد. میرزای نایینی در سفری که به قم داشت، دستور جمع آوری کتاب تنبیه الامّة را صادر کرد و برای جلب نظر مقدّسین قم فتاوای شدیداً سنّتی داد. وی در کنار سید ابوالحسن اصفهانی، دیگر عالم بزرگ حوزه نجف با رضاشاه دیدار نمود و همانند بسیاری از علما و روشنفکران آنزمان به تأیید جمهوریت رضاخان پرداخت. ارتباط فکری نجف و قم، تأثیر این شکست را به قم کشاند و علّت اصلی مخالفت شدید آیت­الله العظمی بروجردی با ورود حوزه قم به سیاست را باید در همین ناکامی­ها و رکود حوزه نجف جست و جو کرد. رفته رفته حوزه نجف بازهم خود را یافت و اوج حضور دوبار روحانیون این حوزه را در انقلاب 1920 و اینبار به روش مسلّحانه شاهدیم. امّا این حرکت روحانیون نیز با شکست روبرو شد. پس از این ضربه، دیگر شاهد فعّالیت خاصّ سیاسی در این حوزه نیستیم و حوزه علمیه نجف عملاً به سمت رکود فعالیت سیاسی-مبارزاتی رفت که این مسئله تأثیر خود را بر مبانی نظری فقهی گذاشت و شاهد عالمانی هستیم که عملا مشی سکولار را پیش گرفتند. امّا با این وجود این حوزه هیچگاه دچار رکود حیات علمی نشد و فقهایی مانند آیت الله خویی به میدان آمدند که باعث شدند برتری علمی نجف بر قم حفظ شود. بررسی آراء خویی یکی از کارهای اصلی در تمام دروس خارج فقه و اصول امروز قم است. عدم وابستگی مالی حوزه­ علمیّه نجف به قدرت­های دولتی باعث استقلال بیشتر این حوزه شده است که نتیجه آن اتخاذ تدابیر مالی محکمتری از سوی عالمان حوزه نجف است. آیت الله سیستانی، امروز یکی از متنفّذترین شیعیان دنیا محسوب می­شود که در بیشتر نقاط دنیا به جذب نیرو می­پردازد. نباید فراموش کرد که اگر چه حوزه نجف، امروزه از پویایی کمتری برخوردار است امّا این مسئله به معنی بی رغبتی عالمان شیعی برای بازگشت به حوزه­ نجف نیست. بلافاصله پس از آزادی عراق که فضای امن­تری نسبت به امروز بر این کشور حاکم بود بحث بازگشت بعضی از مراجع مطرح قم به نجف، به صورت کاملا جدّی مطرح شد و مطمئنّا با بازگشت امنیّت به عراق پویایی سابق را بازخواهد یافت.

 


 

حوزه علمیه متفاوت

با اینکه حوزه علمیه لبنان از لحاظ میزان اثر گذاری علمی هیچگاه به پای حوزه­های ایران و عراق نرسیده است، امّا از گذشته تا امروز برخی از علمای لبنانی توانسته­اند جایگاه خود را در حرکت علمی-سیاسی شیعه تثبیت نموده و علاوه بر حضور در وادی فکری جهان تشیّع تأثیرات سیاسی مهمّی نیز برجای گذارند. بنابر بعضی روایات تاریخی، ورود تشیّع به لبنان با نام ابوذر غفاری صحابی بزرگ پیامبر و یار تبعیدی علی(ع) گره خورده است. خلیفه سوم که تحمّل انتقادات گزنده وی را نداشت او را به شام تبعید کرد، امّا معاویه نیز تاب وی را نیاورد و او را روانه یکی از روستاهای جبل عامل نمود و این امر، آغازی بر گسترش تشیّع در لبنان شد. جبل عامل که منطقه­ای کوهستانی و مرزی بین سوریه و فلسطین اشغالی است و از لحاظ منابع مالی هم اهمیت خاصّی نداشته تا جلب توجّه کند، فضای آرام­تری را برای شیعیان به وجود آورد تا علیرغم فشارها و کارشکنی­ حکومت­هایی که سنّی مذهب بودند بتوانند به حیات خود ادامه دهند. شیعه در لبنان آرام آرام به رشد خود ادامه داد. متأسفانه بخش عظیمی از اطلاعات حیاتی شیعیان لبنانی در حمله عثمانی ها در قرن 11 از بین رفته است. امّا در هر صورت حیات فکری لبنان با ظهور علمایی همچون شهید اوّل در قرن هشتم که یکی از استوانه­های فقه شیعه به شمار می­آید و کتاب لمعه وی هنوز هم یکی از متون اصلی فقهی شیعه است جان تازه­ای گرفت. شهید اوّل که بار علمی خود را در حوزه نجف بسته بود، با ورود به لبنان حیات تازه­ای به حوزه­های علمیه منطقه جبل عامل داد. نفوذ فکری و تأثیر اجتماعی وی به گونه­ای شد که حاکمان سنّی مذهب وقت، تاب وی را نیاورده و به دستور حاکم شرع، او را اعدام نمودند. پس از وی حوزه علمی لبنان قدرت پیش را از دست داد، امّا با توجه به اطلاعات به دست آمده براساس سنّت اجازه روایت در بین عالمان دین، می­توان گفت حیات فکری در این کشور قطع نشد. اوج قدرت حوزه­ فکری لبنان، پس از شهید اوّل در زمان شهید ثانی(قرن10) بود. شهید ثانی که در فقه و اصول یکی از عالمان مطرح در زمان خویش محسوب می­شد، توانست فقه شیعه را بر مبنای کتاب لمعه شهید اوّل پیش ببرد. شرح لمعه شهید ثانی، هنوز هم از کتب درسی حوزه­های علمیه به شمار می­آید. در اقلّیت بودن شیعیان لبنان از یک سو و بروز اغتشاشات فرقه­ای و فشار حاکمان عثمانی از سوی دیگر، ریسک زندگی برای عالمان شیعه این منطقه را بالا می­برد. دادن لقب شهید به دو عالم مطرح لبنانی، نشانگر وجود همین فشارها بر عالمان و شیعیان لبنان است. علیرغم وجود حوزه عراق که مرجع اصلی دینی شیعیان بود وجوهات شرعی که محلّ درآمد اصلی طلّاب محسوب می­گردد کمتر به لبنان می­آمد و از همین منظر، حوزه و عالمان آن، همیشه با مشکلات مادّی روبرو بودند. اگر چه شهید اوّل دعوت ایرانیان به این کشور را نپذیرفت، امّا عالمان لبنانی از قرن 10 به ایران آمدند تا علاوه بر مشروعیت بخشی به حکومت تازه تأسیس شیعه صفوی، خلأ فکری آنرا نیز پر کنند. همین مسئله باعث ایجاد پیوند فکری میان حوزه ایران و لبنان شد. شرایط خاص زندگی در لبنان، و فضای متکثّر فرهنگی این کشور باعث آن شده تا حوزه علمیه این کشور شکلی خاصّ به خود بگیرد. لبنان، کشور فرهنگ­های مختلف است و از همین منظر حوزه­های علمیه آن، تحمّل و مدارای بیشتری را نسبت به حوزه نجف که جایگاه اجتماعی تثبیت شده­ای دارند، از خود نشان می­دهند و عالمان مطرح حوزه علمیه لبنان چاره­ای جز تبادل فرهنگی با دیگران نمی­دیدند. حضور علمای برجسته شیعه لبنانی در ایران مانند محقق کرکی، شیخ حرّ عاملی و شیخ بهایی از آغازین سال­های به قدرت رسیدن سلسله صفویه از نتایج همین تبادل فرهنگی است که تأثیرات عمیقی بر نظام فکری و سیاسی ایران گذاشت. متد اجتهادی محقق کرکی هنوز هم مورد توجّه علمای شیعه است و نیز هیچ فقیهی نیست که بدون استناد به «وسائل الشیعه» شیخ حرّ عاملی به اجتهاد بپردازد. حوزه لبنان تنها به فقه و اصول نمی­پرداخت و ادیبات و شعر نیز در این حوزه رواج داشت. براساس تحقیقات علّامه امینی در کتاب الغدیر، یک چهارم ادیبان روایت­گر غدیر در قرون 10 تا 12 را عالمان جبل عامل لبنان تشکیل می­دادند. لبنان که پایتخش به عروس خاورمیانه شهرت داشت، در قرون معاصر توجّه قدرت­های استعمارگر قرار گرفت. قرابت این کشور با فلسطین و مسئله اشغال آن توسط اسرائیلی­ها نیز علّت دیگری شد تا علیرغم رسیدن به نوعی همزیستی مسالمت آمیز در میان فرقه­های مختلف لبنانی و گروه­های سیاسی، این کشور در معرض خطرات جدّی خارجی قرار گیرد. وجهه غالب حوزه­ علمیه لبنان در این زمان را می­توان حضور در حرکت­های اجتماعی و سیاسی دانست. عالمان شیعی مانند سيد محسن امين (1284 هـ.) و سید عبدالحسین شرف الدّین از عالمان شاخص حوزه لبنان بودند و علاوه بر اثر گذاری بر فضای زندگی شیعیان لبنانی به تغییر جوّ سیاسی علیه استعمار فرانسه و مسئله فلسطین، به کلّ لبنان کمک شایانی کردند. با تمام حال حوزه علمیه لبنان ارتباطش را با ایران قطع ننمود. در عین آنکه روشنفکران ایرانی مانند علی شریعتی مشی مجتهدان لبنانی مانند شرف الدّین و سید محسن امین را می­ستودند، علمای لبنان مانند شیخ محمّد جواد مغنیه به روحانیون و روشنفکران انقلابی ایران خوراک فکری می­دادند. به وصیّت شرف الدّین، سید موسی صدر به لبنان رفت تا ادامه دهنده راه شرف الّدین باشد. امّا مخالفان از قدرت گرفتن این روحانی شیعه هراسیدند و چاره­ای جز حذف وی را نداشتند. شاید همین برخوردها بود که به رادیکال­تر شدن فضای حاکم بر حوزه­های علمیه لبنان کمک کرد. سران حزب الله لبنان را شاگردان محمد حسن فضل الله، عالم دیگر مطرح در زمانه ما تشکیل می­دهند. سید حسن نصرالله روحانی لبنانی رهبر حزب الله اگر چه شاگرد وی نیست، امّا قدرت گیری حزب الله لبنان می­تواند آغازی بر اتّصال حوزه علمیه لبنان و روحانیون این منطقه با قدرت سیاسی باشد.

 

 

 این دو مقاله در شماره اخیر نشریه شهروند امروز(۶۷) منتشر شد.

 لینک این دو نوشته در شهروند امروز:
نجف، مرجع حوزه های علمیه
لبنان، حوزه متفاوت

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مهر1387ساعت 13:7  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

دیدار با آیت الله سیستانی

سال گذشته ماه رمضان در عراق بودم و در یکی از شب­هایی که در نجف بودیم به همراه پدر و برادر کوچکترم به دیدار آیت­الله سیستانی رفتیم. آیت الله سید علی حسینی سیستانی امروزه به عنوان اصلی­ترین مرجع دینی شیعیان دنیا شناخته می­شود. این فقیه ایرانی تبار به ولایت فقیهی که در ایران تجربه شد، معتقد نیست ولی از سیاست نیز کناره نگرفته است. برنامه ایشان در شب­های ماه رمضان بر این منوال بود که حدود یک ساعت پس از اذان، ملاقات­های مردمی ایشان با اقشار مختلف برگزار می­شود.

شارع الرسول

دفتر آیت­الله سیستانی در شارع الرسول در نزدیکی حرم حضرت علی(ع) و در انتهای کوچه­ای بن­بست است که به خاطر تدابیر امنیتی، حفاظت شدیدی از این دفتر به عمل می­آید. نیروهای اصلی حافظ دفتر ایشان را نیروهای سپاه بدر تشکیل می­دهند. در صحبتی که با یکی از محافظان جوان بیت داشتم، متوجه شدم وی چند سال در ایران آموزش دیده و دوباره به عراق بازگشته است. او که جوان باهوشی بود از احوال سیاست ایران هم بی­خبر نبود و مشی محافظه کاران را بر اصلاح طلبان یا به قول او «اصلاحیّون» ترجیح می­داد و  به احمدی نژاد علاقه داشت و از خاتمی دل خوشی نداشت.

دیدار ایرانی­ها با ایشان آنقدر سخت و پیچیده نیست، مسئول ملاقات ها یک ساعت پس از افطار گذرنامه افرادی را که قصد دیدار دارند جمع می­کند، البته این دیدار فقط برای مردها امکان دارد. همانطور که اشاره شد به خاطر مسائل امنیتی همه چیز تحت نظر است. پس از یک مرحله تفتیش، تمام اشیائی که همراه افراد هست از آنها گرفته می­شود حتّی اجازه ورود دستمال و مهر یا تسبیح هم اجازه هم داده نمی­شود. برای موارد لازم نیز تدارک دیده شده است و برای نمونه عصای پدرم را گرفتند و یک عصا با مشخصات معلوم به وی دادند. پس از بازرسی بدنی در اتاق انتظار منتظر ماندیم. ملاقات کنندگان تنها به ایرانی­ها محدود نمی­شدند. پس از حدود دو سا انتظار، قرار شد به دیدار ایشان برویم. کوچه باریکی به عرض دو متر بود که باید آنرا طی می­کردیم. در طی این راه یک مرحله دیگر هم بازرسی صورت گرفت تا به مقابل در خانه آیت الله رسیدیم.

دفتر ایشان در یک زیرزمین بود. فضای اطراف تمام سفید رنگ بود و خیلی ساده. وقتی وارد می­شدی دو اتاق پیش رو و در اطراف آن چند اتاق دیگر به چشم می­خورد. ما را به یکی از این اتاق­ها که بعد فهمیدیم کنار اتاق ایشان ایشان است راهنمایی کردند و آنجا باز نیم ساعت منتظر ماندیم. یکی از روحانیونی که همراهمان بود به شوخی به مسئول دفتر گفت از عیدی­های عید غدیر برای تبرک به ما هم بدهید که وی هم در مقابل سکّه­های کوچکی که جنبه تزیینی داشت برایمان آورد.

 دیدار با آیت الله پس از این­همه انتظار خسته کننده برایم به یاد ماندنی بود. پیرمرد ریش سفیدی با عمامه سیاه و جثّه کوچک در کنار اتاق به احترام ما ایستاد و با همگی­مان دست داد. محافظ همراه ایشان، اجازه دست­بوسی نمی­داد امّا در عین حال بعضی­ها دست ایشان را بوسیدند.

ایشان برایمان صحبت کردند و از دیدار ایرانی­ها که هموطن ایشان بودند اظهار خوشحالی نمودند. پس از آن در صحبت­هایی ما را به توجه به دینداری و توجه به تقوا فراخواندند و به ما توصیه کردند از این فرصت پیش آمده برای حضور در ماه مبارک رمضان در کنار حرم امیرالمومنین استفاده کنیم. ایشان در ضمن اشاره داشتند دین ما تنها به حیطه عبادات محدود نمی­شود و شیعیان بایستی در حوزه اجتماعیات هم پیشرو باشند. برای نمونه بایستی نسبت به تحصیل و امور نوجوانان و جوانان توجه داشت و لازم است گروههای معتمد در محلّه­ها به امر تحصیل توجه نشان دهند و ایشان را تشویق کنند.

البته این، تنها گروه­های ایرانی نبودند که به دیدار ایشان می­آمدند و علاوه بر افراد مختلف از کشورهای دیگر، مسئولان عراقی نیز به دیدار ایشان می­آمدند. در یکی از شب­هایی که در نجف بودم، ابراهیم جعفری  اوّلین نخست وزیر دولت عراق پس از صدام حسین به دیدار ایشان آمد.

ابراهیم جعفری به دیدار آیت الله آمد

لینک همین نوشته در بالاترین

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مهر1387ساعت 9:23  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

بوی مهر حوزه و مدرسه

آغاز سال نو

ایرانی­ها هر کجا که باشد و هر کیش و اعتقادی که داشته باشد، مشترکات زیادی با هم دارند. یکی اش همین اوّل مهرماه که برای همه ما یادآور آغاز روزهای مدرسه و تحصیل­مان است.

برای آنهایی که دلیلی برای مدرسه رفتن داشتن برایشان بود، روز خوشحالی و برای بسیاری دیگر روزی که ایکاش تعطیل بود و به قول معروف اگر 364 روز سال تعطیل باشد و روز آخر سال کلاس داشته باشی، لذت بخش است اگر آن روز را هم تا نزدیک مدرسه بروی و بگویند تعطیل است.

از زمان دولت خاتمی هم مهرماه بوی رییس جمهور گرفت و هر ساله رسم بر این شد که رییس جمهور سوالی را از دانش­آموزان بپرسد و به بهترین پاسخ­ها جایزه دهد.

نمی­دانم معلّم­ها چه حسّی دارند؟! امّا می­دانم بعضی­شان که از لحاظ اقتصادی در مذیقه هستند و مجبورند چندجا کار کنند تا زندگی را بگذرانند، نباید حسّ و حال زیاد خوشی داشته باشند و دلخوشی­ای هم اگر هست ذوق وشوق دیدار معصومیّت دانش­آموزانی است که با آنها زندگی کرده­اند چرا که بعضی معلّم ها، معلّمی را زندگی می­کنند، هرچقدر هم که سختی بکشند. در اخباری که امروز شنیدم احمدی نژاد و وزیر آموزش و پرورش از حل شدن مشکلات معیشتی معلّمان سخن می­گفتند. حذف طرح نمره­ای از سیستم آموزش دوره ابتدایی و آموزش قرآن از کلاس سوّم ابتدایی از دیگر طرح­های وزیر جدید بود.

 من ده سالی هست از مدرسه جدا شدم امّا هنوز این روز برایم خاطره انگیز است.

در این ده سالی که در حوزه هستم، روز آغاز سال یک روز مشخص نیست و هر سال معمولا پیش از اوّل مهرماه با برپایی مراسمی در فیضیه درس­ها آغاز می­شود.

دروس حوزه علاوه بر تعطیلی های رسمی کشور، دو تعطیلی ثابت دارد، یکی ماه رمضان و دیگر دهه اوّل ماه محرّم که در این دو مناسبت دروس حوزه تعطیل می­شود تا طلبه­ها برای تبلیغ دین به دیگر نقاط کشور بروند.

البته متأسفانه تعطیلی در نظام حوزوی به همین دو مناسبت محدود نیست و به خاطر جایگاه دینی و سیاسی ممکن به طور مفید یک استاد در یک سال تحصیلی حدود 100 تا 120 جلسه درس برگزار می­کند. که البته در مورد بعضی اساتید این عدد حتّی به 90 جلسه هم می­رسد.

لینک مرتبط:
آغاز سال تحصیلی جدید در ایران

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 مهر1387ساعت 17:53  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

بنویسیم «نمایشگاه» بخوانیم «فروشگاه»

دیشب با علی سری به نمایشگاه بین المللی قرآن کریم واقع در مصلّی تهران زدیم.

می­توان گفت خوبی این نمایشگاه این است که فقط نمایشگاه قرآن نیست و موسّسات فرهنگی و علمی که به نوعی با قرآن ارتباط دارند نیز حضور دارند و هرکدام محصول خودشان را عرضه می­کنند. بعضی­ها می­فروشند، بعضی ها بلوتوث می­کنند و بعضی­ها هم فرم عضویت پر می­کنند. از خود قرآن گرفته تا کتب مرتبط و نرم افزار قرآن و تا سایت قرآنی و خبرگزاری قرآنی تا روش­های حفظ قرآن و فیزیک نوین در قرآن. سریال­های قرآنی مثل حضرت یوسف هم حضور داشتند و ابتدای درب ورودی، صحنه­ای از مصر شده بود که به ایران آورده باشند.

بیشتر بازدید کنندگان جوان و نوجوان بودند که البته بعضی هم با پدر و مادرشان آمده بودند. بازدید کنندگان گشتی در نمایشگاه می­زدند و بعضی­شان از بن کارت الکترونیکی کتاب با تخفیف استفاده می­کردند و آنان که تا اذان می­ماندند از فیض «افطاری مجّانی» بهره می­بردند امّا کمتر بازدید کننده­ای را دیدم که چیزی خریده باشد.

جمعیت آنقدر نبود که بشود گفت «حضور پرشور» امّا برای همین جمعیت هم، فضای مصلّی به هیچ وجه مناسب برپایی نمایشگاه­ها نبود. سالن­ها برای نماز جماعت تهیه شده و پارتیشن بندی هم جوابگو نیست ضمن آنکه تهویه مناسبی هم صورت نمی­گرفت.

می­توانم بگویم بیشتر بازدید کنندگان صرفا برای «دیدن» آمده بودند و کمتر کسی را می­دیدی به دنبال فکری باشد و تبادل نظری بکند و استادی باشد که جوان­تر ها باشند و بنشیند و سوالی بکند و پاسخی بگیرد. جایی را هم ندیدم که صحبت از شبهات جدید به قرآن باشد و هنوز هم دغدغه اصلی برگزار کنندگان نمایشگاه این بود که «نام کوچکترین سوره قرآن» چیست و شماره فلان آیه را به فلان شماره S.M.S کنید تا جایزه بگیرید. راستی دغدغه تشکیل زندگی جوانان بود هم بود و نشست­های مهارت زندگی برگزار می­شد امّا نشست «تعقّل» را جایی ندیدیم. مگر در قرآن نیامده که حتّی عربی آمدن قرآن هم برای تشویق انسان­ها به «تعقّل» است؟!

انگار در این نمایشگاه قرآن آیاتش را به فراموشی سپرده بودند و از حداقل­ها دلخوشی­ای ساخته بودند برای ما مومنان! چندی پیش بود که یکی صدای یکی از نمایندگان مجلس را از رادیو می­شنیدم که سخن از سالانه شدن این نمایشگاه می­گفت و این که این نمایشگاه برای ایران کسب آبرو کند.

در راه بازگشت به نمایشگاه­های کشورهای دیگر که هدف اصلی­شان «ایجاد فرصت رشد» است غبطه می­خوردیم و پس از جمع­بندی به این نتیجه رسیدیم که تابلویی را که نوشته شانزدهمین نمایشگاه بین المللی قرآن بخوانیم:

«شانزدهمین فروشگاه بین المللی قرآن»

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 مهر1387ساعت 19:10  توسط سید مرتضی ابطحی  |