تبليغاتX
دایره

دایره

بدون یک انقلاب عمیق فکری، هیچ تحولی در جامعه امکان پذیر نخواهد بود (برگرفته از سوره رعد، آیه 11 )

خسرو شکیبایی

خسرو شکیبایی

روحش شاد

هنوز صدایش در ذهنم هست که سهراب می خواند، و هنوز خاطره فیلم هایش، در یادم هست.
سریال روزی روزگاری را که همه مان یادمان هست و مرادبیگ را نمی توانیم فراموش کنیم.
یادت گرامی!
و خدا حافظ مراد بیگ مردم ایران!



-----------
لینک مرتبط:
شکیبایی در تیتر 30 روزنامه

لینک این نوشته در بالاترین

 

+ نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 16:55  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

مکتب حسین، رسالت زینب


آنهايي كه گستاخي آن را دارند كه مرگ خويش را انتخاب كنند، تنها به يك انتخاب بزرگ دست زده‌اند، اما كار آنها كه از آن پس زنده مي‌مانند دشوار است و سنگين. و زينب مانده است، كاروان اسيران در پي‌اش، وصف‌هاي دشمن، تا افق، در پيش راهش، و رسالت رساندن پيام برادر بر دوشش، وارد شهر مي‌شود، از صحنه برمي‌گردد، آن باغهاي سرخ شهادت را پشت سر گذاشته و از پيراهنش بوي گلهاي سرخ به مشام مي‌رسد، وارد شهر جنايت، پايتخت قدرت، پايتخت ستم و جلادي شده است، آرام، پيروز، سراپا افتخار، بر سر قدرت و قساوت، بر سر بردگان مزدور، و جلادان و بردگان استعمار و استبداد فرياد مي‌زند:

«سپاس خداوند را كه اين همه كرامت و اين همه عزت به خاندان ما عطا كرد: افتخار نبوت، افتخار شهادت...»

زينب رسالت رساندن پيام شهيدان زنده اما خاموش را به دوش گرفته است، زيرا پس از شهيدان او به جا مانده است و اوست كه بايد زبان كساني باشد كه به تيغ جلادان زبانشان برده است.

اگر يك خون پيام نداشته باشد، در تاريخ گنگ مي‌ماند و اگر يك خون پيام خويش را به همه نسل‌ها نگذارد، جلاد، شهيد را در حصار يك عصر و يك زمان محبوس كرده است. اگر زينب پيام كربلا را به تاريخ باز نگويد، كربلا در تاريخ مي‌ماند، و كساني كه به اين پيام نيازمندند از آن محروم مي‌مانند، و كساني كه با خون خويش، با همه نسل‌ها سخن مي‌گويند، سخنشان را كسي نمي‌شنود. اين است كه رسالت زينب سنگين و دشوار است. رسالت زينب پيامي است به همه انسان‌ها، به همه كساني كه بر مرگ حسين(ع) مي‌گريند و به همه كساني كه در آستانه حسين سر به خضوع و ايمان فرود آورده‌اند، و به همه كساني كه پيام حسين(ع) را كه زندگي هيچ نيست جز «عقيده و جهاد» معترفند؛ پيام زينب به آنهاست كه:

«اي همه! اي هركه با اين خاندان پيوند و پيمانداري، و اي هركس كه به پيام محمد مؤمني، خود بينديش، انتخاب كن! در هر عصري و در هر نسلي و در هر سرزميني كه آمده‌اي، پيام شهيدان كربلا را بشنو، بشنو كه گفته‌اند: كساني مي‌توانند خوب زندگي كنند كه مي‌توانند خوب بميرند. بگو اي همه كساني كه به پيام توحيد، به پيام قرآن، و به راه علي (ع) و خاندان او معتقديد، خاندان ما پيامشان به شما، اي همه كساني كه پس از ما مي‌آييد، اين است كه اين خانداني است كه هم هنر خوب مردن را، زيرا هركس آن‌چنان مي‌ميرد كه زندگي مي‌كند. و پيام اوست به همه بشريت كه اگر دين داريد، «دين» و اگر نداريد «حريت» ـ آزادگي بشر ـ مسؤوليتي بر دوش شما نهاده است كه به عنوان يك انسان ديندار، يا انسان آزاده، شاهد زمان خود و شهيد حق و باطلي كه در عصر خود درگير است، باشيد كه شهيدان ما ناظرند، آگاهند، زنده‌اند و هميشه حاضرند و نمونه عمل‌اند و الگوي‌اند و گواه حق و باطل و سرگذشت و سرنوشت انسان‌اند.»

 

منبع: حسین وارث آدم- دکتر علی شریعتی

 

-----
لینک های مرتبط:
شخصیت زینب از نگاه شریعتی
نوحه "زینب زینب" مؤذن زاده 
درباره مؤذن زاده ها

+ نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 18:4  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

تقابل سنت و مدرنیته در ناتنی مهدی خلجی

 

اول. امروز در کشور ما،نمی توان  کسی را یافت که به تمام معنا سنتی زندگی کند.
دوم. امروز در کشور ما، نمی توان کسی را یافت که به تمام معنا مدرن زندگی کند.
هر دو گزاره اول و دوم صحیح هستند. سنتی ترین افراد هم در دنیایی زندگی می کنند که برای زندگی مجبور به استفاده از ابزار نوی شده اند که عملا با زندگی سنتی در تضاد خواهد بود. پیچیده شدن دنیای ارتباطات یکی از مسائل مدرنی است که اگر با نگاه سنتی به آن بنگریم هیچ توجیهی برایش نیست ولی چاره ای جز استفاده از آن نداریم. برای نمونه، امروزه، در سنتی ترین خانواده هم تلویزیون پیدا می شود؛ و برای زندگی کردن چاره ای جز ارتباطات و استفاده از وسایل ارتباط جمعی مانند تلویزیون، رادیو، ماهواره یا اینترنت نیست. از سوی دیگر بخواهیم یا نخواهیم، سنت­ها مثل خون در رگهایمان جاری است و بریدن از بعضی از آنها مثل جان کندن می ماند. حتی اگر کسی بخواهد ایرانی باشد و کاملا مدرن زندگی کند، چون بنیان قدرت در ایران با سنت گره خورده است نمی تواند همیشه، آنگونه که می خواهد زندگی کند. زندگی هر کدام از ما، به نوعی دچار چالش هایی است که زندگی مدرن و زندگی سنتی دارد. چالش هایی که باعث ایجاد بسیاری از بیماری های جسمی و روحی که درمیان جوانان ایران شایع است. اما  بیشترین فشار را کسانی تحمل می کنند که در عمق سنت زندگی می کنند، و نمی توانند خود را به زندگی سنتی محدود کنند. چرا که از درون شاهد تقابل­هایی هستند که حل آنها بسیار سخت و پیچیده است. در ادبیات کشور ما، افراد بسیاری سعی در بیان این تقابل ها داشتند و هر کدام به نوعی در تصویر کشیدن آن موفق بوده اند. چند سال پیش، رمانی از مهدی خلجی با عنوان ناتنی منتشر شد. ناتنی، بیانگر داستان زندگی پسری است که رفته رفته با زندگی سنتی اش در تضاد قرار می گیرد و راهی جز بریدن از سنت و پناه به زندگی دیگر نمی یابد. او که در اثر فشار پدر، در خانواده­ای کاملاً سنتی و مردسالار به زور، مجبور به ادامه تحصیل در حوزه علمیه قم و تحمل فضای سنتی حاکم بر آن می شود رفته رفته درمیابد که فضای حوزه هیچ سنخیتی با روحیات و افکار وی ندارد و هر چه می کوشد خود را با این فضا همسان کند، بیشتر نا­ امید می شود. فؤاد، شخصیت اصلی داستان، فشار فضای سنتی قم را از همه جهت احساس می کند. از سویی، پدرش او را به خاطر ادامه تحصیل در دبیرستان، مورد ضرب و شتم قرار می دهد. و از سوی دیگر فضای حوزه، آنقدر سنتی است که کتاب­های هدایت و نوشته­های اینگونه را بایستی با پوشش کتاب لمعه (از کتب درسی حوزوی) بخواند. اما بالاخره، پا از قم بیرون می­گذارد و با تهران، یعنی فضایی کاملا مدرن نسبت به قم، آشنا می شود و همین آشنایی باعث تشدید تغییرات درونی او می شود. همراه این تغییرات، رفته رفته در حوزه نیز با آدم­هایی که متفاوت فکر می کنند آشنا می شود. فواد، شخصیت زیرک و تیزهوش و درعین حال فوق العاده حساسی دارد. شخصیتی که سعی می کند آنطور که درست می داند زندگی کند که با مخالفت جامعه و اطرافیانش روبرو می شود و خود او نیز شیخ علی پناه اشتهاردیقدرت هضم تضادهای موجود را ندارد. شاید بتوان گفت ناتنی بیش از آنکه یک رمان باشد، فلسفه­ی عملی یک زندگی است. بیشتر شخصیت ها و اتفاقاتی که در این رمان بیان می شود واقعیاتی است که در قالب داستان آمده و حتی اسامی نیز تغییر نیافته است. خود من از شاگردان آقای جاویدی بوده­ام. و از نزدیک مرحوم شیخ جواد تبریزی را می دیدم که پیاده به گلزار شهدای قم می آمد و از علی می شنیدم که آن مرحوم را می دیده که صبح ها نان سنگک می گرفت. شیخ علی پناه اشتهاردی هم که همین چند روز پیش فوت کرد. زیرزمین مدرسه کرمانیها، را هم به یاد می آورم؛ حتی نام استاد پرنده غیبی را، من هم شنیده ام.

 

 مرحوم آیت الله العظمی شیخ جواد تبریزی- عکس: رسا نیوز

 حجة الاسلام جاویدی و مرحوم آیت الله بدلا در مدرسه کرمانیها- قم 1380

می توان گفت مسئله اساسی که ناتنی مطرح می کند، سنت یا مدرنیته نیست، بلکه درد یک انسان است. و این سوال که آیا راهی هست که انسان­­، کمتر درد بکشد و کمتر تنهایی را احساس کند؟ آیا حقیقت دانستن یک ایده، بایستی منجر به حذف فکر غیر باشد؟ با تمام اطلاعات منحصر به فردی که این نوشته می تواند از فضای حاکم بر درون یک جامعه سنتی به ما بدهد بایستی اعتراف کرد که ناتنی نیز نتوانسته است مشکل تقابل را حل کند. چه، اساس این تقابل به نظر خلجی تضاد است. تضادی که قدرت «تحمل» را از هر دو طرف می گیرد. و این درست است که فضای پیچیده ای برای شخصیت اول داستان ترسیم می شود، اما واقعیت این است که وی از درک و تحمل این پیچیدگی عاجز می شود و به جای حل مسئله، به نوعی به پاک کردن صورت مسئله و خروج از ایران، می رسد. تقابل سنت و مدرنیته، اگر چه بیش از اندازه پیچده است، ولی غیر قابل جمع نیست. اگر نگوییم، تمام فشارهایی که سنتیان بر مدرن اندیشان وارد می کنند، قابل فهم است، می توان گفت بخش اعظم این فشارها قابل درک است. و اگر از دید آنها به مسئله نگاه کنیم، کاملا منطقی است. در طرف مقابل نیز همین گونه است. بنابراین ناتنی، پاسخ یک مسئله نیست بلکه تنها بیان تناقضاتی است که خلجی سعی در بیان آنها در قالب یک رمان را دارد. البته، رمانی که از حیث ادبیات، دچار ضعف های جدی است و متن ناتنی به هیچ وجه از استحکام برخوردار نیست.

 متن کامل رمان ناتنی را می­توانید در  رادیو زمانه  بخوانید.

 

لینک همین نوشته در بالاترین


-----
لینک های مرتبط:
خلجی در ویکی پدیا
مصاحبه ای با خلجی- رادیو زمانه
در سوگ تن های شکسته- بررسی ناتنی- نوشته عبدی کلانتری
به سوی دو قبله نماز خواندن
طلبه هاي شيخ کانت و ميرزا منتسکيو
مثل تکه ای از وطنی که برايمان باقی مانده است

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 0:56  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

تبلیغات انتخاباتی در ایران و آمریکا

احمدی نژاد، پیروز انتخابات نهم ریاست جمهوری 

روند انتخابات کشور آمریکا حداقل یک سال طول می کشد(+) و کاملا طبیعی است در چنین بازه زمانی، کاندیداها فرصت کافی برای معرفی خود و اهداف و روش هایشان را برای مردم دارند. مدتی پیش، برادرم فیلمی از مناظره میان چند کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا در شبکه CNN را تماشا می کرد(+) و بعضی قسمت ها را هم  برای من ترجمه می کرد. نکته­ای که به نظرم جالب آمد، محتوای سوالات مجری بود. سوالات بیشتر مصداقی بودند تا مفهومی. برای نمونه، سوال از این نبود که آیا شما حامی عدالت اجتماعی هستید یا خیر؟ آیا شما قانون مدار هستید یا خیر؟ آیا به فکر آزادی هستید؟ سوالات اینگونه بود: به نظر شما حقوق یک معلم چقدر باید باشد؟ زیر 20هزار دلار یا بالای بیست هزار دلار؟ یا سوال دیگر: اگر یک پناهنده غیرقانونی در حین رانندگی دستگیر بشود، چه مجازاتی برایش درنظر می­گیرید؟ و سوالات دیگری از این جنس(+).  یکی از نقاط ضعف سیستم انتخابات ایران، توجه به مفاهیم و  فراموش کردن مصادیق است. متأسفانه به خاطر نبود احزاب قوی و فرصت کم برای شناخت کاندیداتورها، اصولا فرصت بحث مصداقی پیش نمی آید و یک کاندیدا اگر از حداکثر وقتش هم استفاده کند، به سختی بتواند به شهرهای اصلی کشور سفری کند و در نشست هایی شرکت کند و به بعضی سوالات جزیی پاسخ دهد. بدیهی است که در این مدت زمان کوتاه، شعارهای تبلیغاتی دهان پرکن بیشتر جواب می دهد تا یک راهکار عملی. برای نمونه، وقتی طرح ماهیانه 50 هزار تومان برای هر ایرانی توسط کروبی مطرح شد، خیلی ها مسخره کردند و شاید حق هم داشتند چون طرح جدیدی بود و نیاز به توضیح و تفصیل و حتی فرهنگ سازی داشت. در مقابل، در دوره کاندیداتوری خاتمی به خاطر شرایط خاص کشور، شعار قانون گرایی و آزادی مطرح شد و رأی آورد ولی اساسا کسی فرصت بحث نداشت که بگوید آخر با کدام راهکار؟ و اساسا این آزادی که می گویی حدودش چیست و راهکار اجرایش کدام است؟ در دوره کاندیداتوری احمدی نژاد هم شعار عدالت بر سر زبان ها افتاد و باز کسی نپرسید این عدالت مصادیقش چیست؟ راهکارهایش کدام است؟ چون اساسا فرصت این کارها نبود. البته باید اعتراف کرد که احمدی نژاد تیم تبلیغاتی خوبی داشت. وی با استفاده از نام رجایی، از جهاتی به مصداق نزدیک تر شد. او در کنار استفاده از شعار تبلیغاتی عدالت، از عکس های ساده­ای استفاده می کرد، که تصویر رجایی را به همراه داشت. با این روش، ناخودآگاه روش اجرای عدالت  و مصداق آن، در اذهان عمومی، همانی تداعی می شد که رجایی بدان عمل کرده بود. البته طبیعتا تقدس نام رجایی ممکن بود زیر سوال برود که به نظر عده ای هم زیر سوال رفته بود و این کار با مخالفت همسر شهید رجایی روبرو شد. اگر چه در ایران، رسم این بود که پس از انتخابات، رییس جمهور جدید به دیدار خانواده رجایی برود ولی علیرغم پیگیری های احمدی نژاد، وی با عدم پذیرش خانواده اش روبرو شد (+). اما به هرحال در دوره انتخابات و پس از آن، همیشه سعی شده تصویر احمدی نژاد، فردی ساده زیست با زندگی کاملا عادی نشان داده شود. مردم مداری و عشق به خدمت و جهاد، در شعرهای تبلیغاتی هم منعکس بود(+). طبیعتا تمام اینها أثرات مثبت و منفی خود را در قشر مخاطب این تبلیغات گذاشت.

 

لینک این نوشته در بالاترین

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 1:30  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

عبرت از گردش های 180 درجه ای

مجتهد شبستری در حسینیه ارشاد


آقای رسول جعفریان، اخیرا در نوشته ای با عنوان «عبرت گرفتن از یک چرخش 180 درجه ای» به بررسی برخی تغییرات فکری آقای مجتهد شبستری پرداخته است. ایشان در این نوشته چنین می گویند که "بنده البته اين قبيل تغييرات را چندان طبيعي نمي‌دانم و آنان را بيش از آن‌که ناشي از نوعي دگرگوني فکري دروني و از سر تأمل باشد، نشأت گرفته از تأثيرات بيروني و يک انحراف تلقي مي‌کنم. واقعا اگر بحث جنبه تغيير فکر از زاويه دروني و استدلالي داشته باشد،‌ به هر روي قابل تقدير است." در مورد این مقاله، چند نکته قابل توجه است:

اول. صرفنظر از شخص جناب شبستری و شخص جناب جعفریان، قضاوت درباره چرایی یک تغییر موضع فکری و انحراف دانستن آن، مسئله­ای فوق العاده مهم است که نیاز به مدارک قطعی دارد. متأسفانه در مقاله مذکور، هیچ دلیلی بر این مدعای نویسنده مبنی بر ادعای «انحراف» شبستری، ارائه نشده است.

دوم. یک متفکر بخواهد یا نخواهد، در زمان است و زمان و زمانه، تأثیرات خاصی بر یک فکر دارند.  این ادعا که دست شستن از یک ایده، وقتی زمان آن گذشت دلالت بر انحراف فکری مدافع آن می کند، تا چه اندازه می تواند صحت داشته باشد؟ جعفریان چنین می نویسد: "... مقصودم به طور روشن، نوشته‌ها و جزوه‌هاي کوچک و بزرگي است که روزگاري کساني نوشته‌اند يا متن آن را به صورت خطابه ايراد کرده‌اند و‌ اندکي بعد، درست زماني که آب‌ها از آسياب‌ها افتاده، از آن نوشته‌ها دست شسته و توبه کرده‌اند." آیا همه اندیشمندانی که بر اساس اندیشه رایج زمانه خود می اندیشند و پس اساس گذر زمان، به واسطه تحقیقات خودشان پی به بی بنیانی آن می برند، خائن هستند؟ و آیا اساسا باورهای انسان بایستی همیشه بر یک منوال باشد؟ اگر اینطور است، آیا کوپرنیک، که یک باور علمی را در زمان خود شکست، به علم خیانت کرد؟!

سوم. مشخص نیست منظور ایشان از «اندکی بعد» در مورد آقای شبستری، دقیقا چه زمانی است؟ آیا از ده سال پیش از انقلاب تا سالهای دهه هشتاد که شاهد حضور دوباره مجتهد بودیم، آن هم با توجه به حجم وسیع و پیچیدگی تغییرات اجتماعی این سال ها، «اندکی بعد» محسوب می شود؟

چهارم. آقای شبستری، 4 دهه پیش چنین می گوید: «اسلام يک جهان بيني خاص است که نظام‌هاي مختلف اقتصادي، حقوقي، اخلاقي، اجتماعي و سياسي خاصي بر اين جهان بيني بنيانگزاري شده است». بنده خودم شاهد بودم که سال گذشته، در دفاع از سیستم عبادی اسلام و خصوصا نماز گفت: «نظام اسلام، یک سیستم به هم پیوسته است. اینکه ما بخواهیم بخشی را بگیریم و بخش دیگر را رها کنیم، به نتیجه نمی رسیم.» آیا این دو سخن یکی نیست؟(1)

پنجم. آقای جعفریان، تغییر فکر آقای شبستری را نقطه ضعف ایشان دانستند. حال سوال اینجاست: آیا تغییر فکر، به واسطه تغییر زمان، در همه افراد چنین تحلیلی را به دنبال دارد؟ آیا نه این است که ما در افرادی همچون امام خمینی، آیت الله مطهری، آیت الله بهشتی و بسیاری بزرگان تغییر مواضع 180 درجه ای را شاهد بودیم؟
برای نمونه جا دارد به این نکات توجه فرمایید:

1. امام خمینی در کتاب کشف اسرار، نظراتی را ایراد می کنند که به هیچ وجه با نظرات چند دهه بعدشان انطباق ندارد. اگر چه این کتاب، در دسترس است و لازم به «کشف» نیست لکن به خاطر همین نظرات، بعد از انقلاب هیچ گاه تجدید چاپ نشد. علاوه بر آن، مسائلی همچون پذیرش قبول رهبری و بازگشت به تهران، تغییر نظر در مورد تأسیس حزب جمهوری و عزل آقای منتظری، و موارد بسیاری دیگر از تغییر مواضع امام نیز از این دست موارد هستند. آیا می توان گفت این نقطه ضعف امام محسوب می شود؟ یا واقع بینی امام، ایشان را به این نتایج رساند؟

2. بر همگان مبرهن است که آقای مطهری واسطه ی اصلی مطرح شدن دکتر شریعتی در حسینیه ارشاد شد. اما این حمایت چند سال بعد قطع و به مخالفت تبدیل شد. آیا این نقطه ضعف مطهری محسوب می شود؟ (2)

3. دکتر بهشتی، از کسانی بودند که پیش از انقلاب فوق العاده روشنفکر بودند ولی پس از انقلاب در بعضی موارد تغییر موضع 180 درجه ای دادند. (3)

4. آیا اینگونه نیست که پیش از انقلاب اکثریت روحانیون و افراد مذهبی از مجاهدین خلق حمایت می کردند؟ افرادی همچون آیت الله بهشتی، آیت الله رفسنجانی و بسیاری دیگر؛ آیا این حمایت پس از انقلاب هم تداوم داشت یا در این مورد هم شاهد یک تغییر 180 درجه ای بودیم؟(4)

ششم. فراموش نکنیم، تنها، نامه ی نانوشته غلط ندارد، و واقعا اگر قرار است  بیشتر نگرانی مان  «از اين بابت که توده‌ها، بيهوده جان و مال خويش را در گروه افکار و‌انديشه اشخاصي نگذارند که اگر فرضا منهاي دو سه دهه نخست زندگي، چهار، پنج دهه ديگر عمر مي‌کنند، هر دوره‌انديشه‌اي دارند و گروهي را به بازي مي‌گيرند.» بایستی منصفانه قضاوت کنیم. مطمئنا دیگران هم به زودی درباره ما قضاوت خواهند کرد. فراموش نکنیم، ما در تاریخ، گردش ۱۸۰ درجه ای نداریم و گردش های ۱۸۰ درجه ای داریم و شاید روزی نه چندان دور، مصداق این بیت باشیم که : گر حکم شود که مست گیرند، در شهر هر آنکه هست گیرند!

 

 

و در آخر سخنی با گردانندگان سایت تابناک:
 دوستان عزیز! آیا پس از گذشت سه دهه از انقلاب، هنوز هم تلقی ما از «روحانی» و حجة الاسلام، چند متر پارچه است که به سر می بندند و لباسی که به تن می کنند؟! آیا فراموش کردیم که متحجرانی که در همین لباس بودند، بیشترین ضربه را به امام خمینی زدند؟(5) آیا وقت آن نرسیده که هر فرد را با منطق ارزیابی کنیم و نه با چند متر پارچه؟!

 

-----
پاورقی:
(1) .
http://www.o.blogfa.com/post-45.aspx

(2). http://shie.blogsky.com/1387/02/12/post-134/

(3). راز بهشتی

(4). http://norooznews.ir/news/1939.php  

(5). نگاه کنید به منشور روحانیت. امام خمینی در آنجا چنین می گویند: خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است؛ هرگز از فشارها و سختی های دیگران نخورده است.
 
http://www.saeedashrafi.blogfa.com/post-109.aspx
+ نوشته شده در  جمعه 21 تیر1387ساعت 17:39  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

شیخ علی پناه هم رفت

حاج شیخ علی پناه اشتهاردی- عکس اختصاصی


آیت الله حاج شیخ علی پناه اشتهاردی هم رفت. پیرمرد، نماز ظهر، امام جماعت حرم بود و نماز مغرب و عشا را در فیضیه امام جماعت بود. روزهای پنج شنبه قبل از اذان ظهر، در منزل قدیمی امام، درس اخلاق می گفت. یکبار وقتی برای نماز به حرم آمده بود، از او درباره­ی حکم صدای زن در نظر امام خمینی سوال کردم. او گفت: به نظر امام، هر چیزی که غنا باشد حرام است. حالا ممکن است در یک مورد صدای زن، غنا نباشد و حلال باشد ولی صدای مرد، غنا باشد و حرام باشد. خیلی بی­ریا بود و به مسائل دنیوی، ندیدم توجهی داشته باشد. عکس روبرو را همان روز از ایشان گرفتم. چند بار در روزهای عزاداری، مثل عاشورا ­دیدمش که با آن سن بالا، پابرهنه از خانه تا حرم می­رود. پیرمرد تا این اواخر هم تدریس می کرد.

 

لینک های مرتبط:
پیرمرد دوست داشتنی شب های فیضیه رفت
انّا لله و انّا الیه راجعون
خبر درگذشت ایشان در تابناک

دوست عزیز حی ابن یقطان در قسمت نظرات، خاطراتی خواندنی از آن مرحوم ذکر فرمودند که جهت استفاده آسان تر اینجا ذکر می کنم:
سلام جناب آقای ابطحی!
برای من خیلی غمناک بود رفتن آقای اشتهاردی
سال های سال ایشان را می شناختم از زمانی که تازه طلبه شده بودم و در مدرسه... برای ما درس اخلاق می گفت و ما دنبال شیطنت های خودمان بودیم.
ای کاش کمی به حرفهایش با آن لهجه اش بیشتر توجه می کردیم.
همیشه یک آدم آرام و وزین در چشم ما بود و همانطور که نوشتی به مسائل دنیوی هم توجهی نداشت.
چند خاطره از ایشان بگویم
یک بار در خیابان صفائیه دیدم که از کوچه 25 آمد بیرون و در پیاده رو نزدیک حسینیه سید الشهدا کسی به او یک بسته پول داد و از حجمش معلوم بود که زیاد است.
ایشان پول را گرفت و رفت و حتی در جیبش نگذاشت و جلوتر که رفت به اولین کسی که به ایشان رسید داد و در مشتش گذاشت و حتی در صورت او نگاه هم نکرد!
با خودم گفتم ای کاش من جای او بودم!
همیشه در خیابان صفائیه می دیدمش که توی ایستگاه اتوبوس نزدیک بانک ملت ایستاده تا با اتوبوس به حرم و فیضیه برود.
یک بار توی اتوبوس بودیم و من برای این که همینطوری با ایشان حرف بزنم گفتم ببخشید من بلیط ندارم (با این که داشتم) و ایشان یک بلیط 10 تومانی به من داد و من هم پولش را دادم و گرفت و از این که مثل بعضی ها به دروغ تعارف می کنند خوشم آمد و آن بلیط را مدتها در کیف پولم داشتم و واقعا تا وقتی که در کیفم بود برکت داشت.
خدا بیامرزدش!
آدم بی ریا و صاف و پاکی بود!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 15:45  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

سیاهِ سپید

 

آنروز که رفتی، آتش دوری ات، همه زندگی ام را سوخت و جز تکه کاغذی برایم نمانده بود که آتش به آن هم رحم نکرد و بوسه­ای به پایش زد. پیش از آنکه بسوزدش، دستپاچه، همه اش را به یاد سیاهی مویت، سیاه کردم. شعله­ی آتش که به انتها رسید، دیدم همه زندگی ام رنگ موی تو شده.

 

 ---
امروز پس از دیدن فیلم به نام پدر نوشته شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 تیر1387ساعت 21:29  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

مردی که زیاد می داند در تورجان

مردی که زیاد می داند، عنوان سری مطالب جدید دوست عزیزم، علی اشرف فتحی در وبلاگ تورجان است. وی در این نوشته ها به بررسی دو کتاب "امید و دلواپسی" و "هاشمی بدون روتوش" پرداخته است. امید و دلواپسی، خاطرات سال ۶۴ هاشمی است. و هاشمی بدون روتوش، حاصل گفتگوی دکتر صادق زیبا کلام با آیت الله هاشمی رفسنجانی می باشد. جایگاه ویژه ی هاشمی در انقلاب اسلامی از سویی، و تحلیل های متفاوت دکتر زیباکلام از سوی دیگر به غنای این کتاب کمک به سزایی کرده است. پیشنهاد می کنم نوشته های علی اشرف فتحی را در وبلاگ تورجان حتما بخوانید.

مردی که زیاد می داند ۱
مردی که زیاد می داند 2
مردی که زیاد می داند 3

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 تیر1387ساعت 8:47  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

تناقض های درونی، نتایج برونی

 حجة الاسلام سالک، سخنگوی مجمع روحانیت مبارز، چندی پیش طی اظهاراتی گفت: «کسی که بخواهد امام را زیر سوال ببرد در واقع به امنیت اجتماعی توجه ندارد و از این رو مسئولان باید موضوعاتی چون نقد امام را تخریب اعتقادات مردم بدانند و آن را به منزله جرم محسوب کنند و دستگاه‌های امنیتی و قضایی در این زمینه جدی عمل کنند.». یک روز پس از این سخنان، سردار رادان، در مصاحبه ای بر این نکته تأکید کرد که «استمرار طرح امنیت اجتماعی تا رفع کامل این معضل، از اهداف مهم در راستای آسیب‌شناسی اجتماعی است.» 

گفته می­شود، در پی انتشار این اخبار، مسئولین ذی ربط، احضاریه­هایی برای سید حسن خمینی، نوه امام به دلیل درخواست اجتهاد در آرای امام   و  سید محمدرضا خاتمی داماد خانواده امام، به خاطر لزوم انتقاد از امام خمینی، ارسال کرده اند.

------------
سید حسن آقا و پسرشان احمد، در کنار علی اشراقی

پی نوشت: دوستان عزیز! می بخشید ولی زیاد جدی نگیرید!
بدون توجه به پی نوشت، این خبر یک خبر واقعی تلقی می شد! چرا که تمام مقدمات کاملا واقعی هستند.
کاش، دوستان طرفدار امام به نتایج سخنان شان کمی بیشتر توجه می کردند.

 

 

لینک این نوشته در بالاترین

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 9:15  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

تصویری برای رییس جمهور


سایت تابناک از اقدام وزارت ارشاد برای انتشار مجموعه ای بی نظیر از عکس های رییس جمهور خبر داد.

شب چهاردهم خرداد امسال، در مراسم سالگرد امام در قسمت میهمانان ویژه بودم. آنجا یکی از مسئولان تیم حفاظت احمدی نژاد را دیدم که به خبرنگاران، دستور می داد از چه زاویه هایی عکس بگیرند. یکی ازخبرنگاران برای گرفتن عکس از حاج حسن خمینی به میان جمعیت، پشت به رییس جمهور و دقیقا جلوی ما نشست و عکس گرفت. همان مسئول امنیتی، معترضانه از خبرنگار، کارت خبرنگاری­اش را خواست و خیلی خشن به او گفت: چرا بدون هماهنگی وارد این قسمت می شوید؟.پس از مراسم، وقتی با دوستان بیرون آمدیم همان خبرنگار را دیدیم. می­گفت: همان مسئول امنیتی، به من گفت از این زاویه از احمدی نژاد عکس بگیرم، ولی من قبول نکردم.

----
در همین رابطه بخوانید:
حاشیه های مراسم شب سالگرد امام

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 تیر1387ساعت 22:30  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

دو مصاحبه، اندکی تأمل

حسینی بوشهری در دیدار با سرپرست وزارت آموزش و پرورش

آنچه در پی می آید، دو مصاحبه حجت الاسلام و المسلمین، حسینی بوشهری، مدیر سابق حوزه علمیه قم، و نتیجه گیری از این دو مصاحبه است.

 

-------------------------------------------------
هفته نامه شهروند امروز / شنبه 25 خرداد 1387

... تحليل‌ها در مورد نوع مديريت شما در آن سال‌هاي اعتراض‌آميز و پرتنش در برابر دولت اصلاحات به‌گونه‌اي ديگر است. مي‌گويند كه شما فضاي حوزه را براي معترضان و مخالفان اصلاح‌طلبان فراهم كرده بوديد و نه تنها از اقدامات  آنان جلوگيري نكرديد، بلكه همراهي هم مي‌كرديد.

بايد در زمان و جايگاه خودش، مسائل را قضاوت كرد. الان در فضايي آرام، آن فضاها را تحليل كنيم، قضاوت درستي صورت نمي‌گيرد. تصميم‌گيري ما به اقتضائات فضاي آن دوره باز مي‌گردد. طبعاً زماني كه جمع زيادي از طلاب اقدامي مي‌كنند، مدير حوزه نمي‌تواند كاملا رو در روي آنان قرار گيرد. زماني كه بزرگاني همچون مرحوم آيت‌الله مشكيني(ره) وارد عرصه مي‌شوند، مدير حوزه  نمي‌تواند در مقابل آنان بايستد و بگويد: چونكه من مي‌خواهم مديريت كنم، شما حق نداريد اعتراض كنيد! تبعا مدير بايد نظرات اين جمع را محترم بشمارد و مي‌شمرد؛ چون دغدغه‌هاي آنان ديني بود.

برعكس زماني كه دولت نهم بر سر كار آمد،‌ نه‌تنها در فضاي حوزه شاهد اعتراض نبوديم، بلكه شاهد حمايت‌هاي قاطعانه حوزه از دولت جديد بوديم. اين تفاوت رويكرد در زمان مديريت شما در حالي صورت گرفت كه اين دولت هم دست به اقداماتي زد كه با مشي و نظر بزرگان حوزه‌ هماهنگ نبود؛ همچون اجازه رئيس‌جمهور براي ورود زنان به  ورزشگاه، سخنان معاون رئيس‌جمهور (رئيس سازمان جهانگردي و گردشگري) درباره حجاب در تركيه و حضور او در مراسمي خاص در اين كشور، نامه  رئيس‌‌جمهور به پاپ پس از توهين پاپ به پيامبر(ص)، ادعاهايي درباره امام زمان(عج) و... آيا اين مساله نشان‌دهنده آن نيست كه حوزه و مديريت شما حزبي و سياسي شده بود؟

اگر دقت كنيد، مي‌بينيد كه نقش‌ها جابه‌جا شده است، وگرنه حوزه همان حوزه منتقد است؛ در عين حال خيرخواه. شما از كفن‌پوشيدن طلبه‌ها در آن روزها سخن  مي‌گوييد، در مقابل، آن روز ابراز گلايه‌هاي مراجع كمتر بود. آن كساني كه وارد صحنه مي‌شدند، طلبه‌هاي جوان و اساتيد مياني حوزه بودند. ولي در اين دوره، در بحث‌هايي همچون ورود زنان به ورزشگاه و امثال ذلك مي‌بينيد كه مراجع به ميدان مي‌آيند. حوزه به معناي حوزه، هويت خود را دارد. نقش‌ها جابه‌جا شده است؛

 امروز مراجع منتقد هستند، كما اينكه آن روز هم نسبت به برنامه‌هايي منتقد بودند، ولي آن روزها طلبه‌هاي جوان پرشور حوزوي اعتراض مي‌كردند.

 

 

 

------------------------------- 

روزنامه ایران- شنبه 1 تیر 1387


رابطه دولت نهم و علما و حوزه علميه قم را چگونه ارزيابى مى كنيد ؟

رويكرد دولت نهم نسبت به مسائل دينى و ارزشى رويكرد بسيار مثبتى است و اساساً ادبياتى كه اين دولت درخصوص مسائل دينى بيان مى كند ادبياتى است كه نشان دهنده نوع نگاه ارزشى آن به قضاياست و هنگامى كه قشر روحانى اين نوع ادبيات را مى بينند، نمى توانند رويكرد منفى داشته باشند. طبعاً در اداره يك دولت ديدگاه هاى متفاوتى وجود دارد، اما اين دولت به عنوان يك دولت اصولگرا و برخاسته از متن ارزش هاى دينى تلقى مى شود.

با اين تفاسيرى كه فرموديد به نظر جنابعالى چرا تفرقه افكنان سعى در فتنه انگيزى ميان رئيس جمهور و علماى قم دارند ؟

بالاخره جلوى حرف ديگران را كه نمى شود گرفت. هدف آنها در القاى وجود اختلاف اين است كه به دنبال تضعيف دولت و ايجاد فاصله ميان دولت و علما هستند، چرا كه روحانيت و مراكز دينى به عنوان يك پايگاه و جايگاه مورد اعتماد مردم هستند و اگر رابطه خوب و منطقى با دولت و بالعكس وجود داشته باشد، طبيعتاً ثبات و پايدارى دولت نيز بيشتر مى شود. پس تفرقه افكنان راهى جز فاصله انداختن بين دولت و پايگاه علما و روحانيت ندارند.

به طور صريح بفرماييد كه دولت نهم به آرمان هاى مذهبى و دينى وفادارتر است يا دولت قبلى؟

 همان گونه كه در صحبت هاى قبل هم به آن اشاره كردم، نگاه اين دولت همراه با يك نگاه ارزشى تر نسبت به دولت قبل به مسائل مختلف است.

-------------------------------------- 
نتیجه گیری:
روانشناسی: خود انسان، می تواند «دیگران» باشد.
دایی جان ناپلؤنیستی: شهروند امروز، تفرقه افکن است.
اخلاقی: یک هفته بعد از یک اظهار نظر می­توان مخالف آن شد.
حوزوی: طلاب جوان و قشر حوزوی، بهتر ادبیات دینی را درک می کنند تا مراجع!
ژورنالیستی: اگر یکی علیه تو چیزی پرسید؛ برو و«خیلی صریح» بپرس که تو با ما هستی یا علیه ما؟!

 

 

لینک این نوشته در بالاترین

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 تیر1387ساعت 0:54  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

سخنان مشاور احمدی ­نژاد در قم

حجةالاسلام سقای بی ریا، مشاور احمدی نژاد در امور روحانیت در نشست جوانان در قم

حجةالاسلام محمدرضا سقای بی­ریا، مشاور احمدی نژاد در امور روحانیت، شب گذشته(7تیرماه 1387) در نشستی در جمعی از جوانان قمی به بررسی عملکرد دولت نهم پرداخت. وی، سطح علمی و تجربه مدیریتی هیئت دولت در دولت نهم را از تمام دولت­های قبلی بالاتر دانست و ضمن توضیحاتی درمورد گرانی، تورم را «لازمه آزادسازی و جراحی اقتصادی کشور» خواند. ایشان درمورد اظهارات پالیزدار گفت: اگرچه حرف­های پالیزدار بوی فتنه می­دهد و او هیچ سخنی از مفاسد اقتصادی اصلاح طلب­ها به میان نیاورده، اما نبایستی اینگونه تصور شود که ما حق نداریم سخنی درمورد بزرگان بگوییم. وی اضافه کرد، احمدی نژاد می خواست یک مورد کلان فساد اقتصادی را رسوا کند، که پس از مشورت با آیت الله خامنه ای، ایشان گفتند: ارزشش را ندارد و مملکت را به هم می ریزد. او اظهار داشت: معتقدم برای جلوگیری از مفاسد اقتصادی، نیازمند دادگاه­هایی با قضات مجتهد و حکم ویژه رهبر، در هر استان هستیم تا به سرعت به این پرونده­ها رسیدگی شود. او تغییر حکم دادگاه را خلاف موازین فقهی دانست و از نارضایتی مقام معظم رهبری در مورد روند برخورد قوه قضاییه با مفاسد اقتصادی خبر داد. حجةالاسلام بی­ریا که در جمعی از طلاب و دانشجویان سخن می­گفت، ذات و ماهیت دولت نهم را، فرهنگی دانست اما در پاسخ به این سوال که آیا دولت نهم برنامه جامع فرهنگی دارد یا خیر؟ افراد بسیاری از جمله روحانیون، ائمه جماعات، ائمه جمعه و... را متولیان فرهنگ دانست و معتقد بود صحیح نیست ما یک برنامه جامع از دولت انتظار داشته باشیم. ایشان به نقل از صفار هرندی، از آیت الله خامنه­ای نقل کرد که اگر سه دولت متوالی هم بیاید، باز هم جای کار فرهنگی هست و هیچ گاه، مگر یک برحه کوتاه پس از انقلاب، ارشاد در جهت انقلاب حرکت نکرده است. حجةالاسلام بی­ریا معتقد بود: اگر دولت، هیچ کاری نمی­کرد، مگر همین­که از پروژه حذف دین که در نتیجه ی مدرنیزاسیون کشور توسط اصلاح طلبان دنبال می­شد، جلوگیری کند، کافی بود. مسئله ای که در دولت نهم اتفاق افتاد. وی در پاسخ به علت عدم پذیرش دیدار احمدی نژاد توسط بعضی مراجع، این مسئله را صحیح ندانست و استقبال پرشور طلاب در سفرهای استانی را نشانه ی توجه طلاب به احمدی­نژاد دانست. وی گفت: متقابلا، احمدی نژاد نیز خود را خاک پای علما و ملت ایران می­داند و در دیدار با علما، از حرف­های ناگفتنی­اش می­گوید که همه­ی اینها نشانه قرابت ایندو با هم است. او متذکر شد، در سفر اخیر ریاست جمهور به قم، از طرف بیت بعضی مراجع برای درخواست دیدار تماس گرفته شد که چون وقت ایشان محدود بود و این کار یک روز کامل وقت لازم داشت، هیچ دیداری با علما نداشت. در سفر اخیر وی برای شرکت در اجلاس جامعه مدرسین نیز، چون پس از این جلسه، یک جلسه دیگر در تهران داشت، گفت که اگر کسی پرسید بگویید فعلا فرصت نداشت.

---
لینک این نوشته در بالاترین

+ نوشته شده در  شنبه 8 تیر1387ساعت 1:55  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

راز بهشتی

بهشتی و هاشمی در مراسم تحلیف بنی صدر در مجلس شورای اسلامی - مهندس الویری و احمد توکلی هم در جایگاه هیأت رئیسه دیده می شوند
تحلیل شخصیت بهشتی، آن هم در شرایطی که در دوران حیاتش دو نگاه کاملا متضاد به او بود، تا سالها پس از او امکان نداشت اما امروز می توان نگاهی منصفانه تری به او داشت. نگاه باز و برخورد منطقی با مسائل، از بهشتی انسانی متفاوت ساخت. کسی که نتوانست، تنها در حوزه بماند و راهی دانشگاه شد(1) و از همان ابتدا، به دنبال درآمدی جدای از راه دین بود و از همین رو بود که به تدریس زبان انگلیسی روی آورد. در سال 33، دبیرستان دین و دانش را تأسیس نمود و آنجا، محلی شد برای ارتباط بیشتر با روشنفکران دینی. از پیش از انقلاب، نگاه متفاوتی به دین داشت و دم از تاریخی بودن مسئله خمس می­زد و معتقد بود خمس در روزگار ما راهگشا نیست(2). اگر چه این مشی، پس از انقلاب تغییر کرد. طرح لایحه قصاص، که مخالفت با آن، منجر به صدور حکم ارتداد جبهه ملی از طرف امام شد(3)، از جمله دستاوردهای بهشتی، اما در سال­های پس از انقلاب است(4). ذهن بهشتی، از ابتدا به نظم خو گرفت و همین سبب شد تا به همراه آیت الله قدوسی، مدرسه حقانی را تأسیس کند تا از این راه به آموزش حوزوی، نظمی نوین بخشد. در اداره حقانی، روشنفکران دینی نیز سهم داشتند، اما پس از انقلاب، با برخورد حذفی دانش آموختگان­شان روبرو شدند. بهشتی در حقانی، کتب مارکس را به زبان انگلیسی برای طلبه ها تدریس می­کرد تا طلبه ها از ابتدا، تأمل و تحمل را بیاموزند. او حامی شریعتی بود و همین سبب جدایی مصباح یزدی از آن مدرسه شد. بهشتی، آن قدر روشنفکر بود که وقتی مهندس توسلی در آلمان، درخواست ملاقات با امام را از وی کرد، او آیت الله خویی را به فکر مهندس محمد توسلی نزدیک تر از امام می­دید. وی به مهندس بازرگان گفته بود:«آقای خمینی روحیه ی ویژه ای  دارند و شما گوشی دستتان باشد، و انتظار نداشته باشید که ایشان خیلی گرم برخورد کنند. آقای بهشتی گفتند که این را به حساب بی اعتمادی و بی توجهی امام نگذارید(5).» عیار روشنفکری بهشتی آن قدر بالا بود که مهندس توسلی او را از بازرگان هم روشنفکرتر می دانست(6) و اگر معروف بودنش مانع نبود، برای مبارزه به مجاهدین خلق می­پیوست(7). کسانی که با فضای حوزه­های علمیه امروز آشنا هستند، می­دانند کار سیاسی حزبی هنوز هم هیچ جایگاهی در بین بسیاری از علما ندارد، اما بهشتی از پیش از انقلاب به دنبال ایجاد یک حزب سیاسی بود(8) و علیرغم مخالفت امام با این مسئله در آن زمان، به خاطر جایگاه ویژه اش نسبت به امام، توانست پس از انقلاب، ایشان را متقاعد به حمایت از شکل گیری حزب سازد(9). اگر چه بهشتی از ابتدا، مدافع اضافه کردن قید «دموکراتیک» در عنوان جمهوری اسلامی بود(10) اما در عین حال در عمل در حزب جمهوری نشان داد، اعتقادی به سیستم بروکراتیک اداری ندارد، و عملکرد اینگونه را یکی از اشکالات دولت موقت می­دانست(11)، انتقادی که از نگاه دکتر پیمان نیز وارد بود(12). بهشتی جزو معتمدترین نزدیکان امام بود(13) اما بیش از هر دلیل دیگری، روحانی بودن وی و مخالفت امام با حضور روحانیت در بدنه قدرت، باعث مخالفت امام با کاندیداتوری وی برای اولین دوره ریاست جمهوری شد و ایران از تجربه ریاست جمهوری وی محروم شد. تجربه ای که از نگاه بعضی روشنفکران دینی، بیش از رجایی برای پیش­بری ایران مفید بود. بهشتی، یک سیاست ورز خبره بود(14) و بر خلاف بازرگان، هر حرفی را نمی­زد(15). براساس سندی که به تازگی منتشر شده است، وی پس از انقلاب با مقامات آمریکایی دیدار داشت و تنها چند روز پیش از اشغال سفارت آمریکا با بروس لینگن، آخرین کاردار سفارت آمریکا در ایران ملاقات و مذاکراتی به عمل آورد(16). اگرچه، اقدام به مذاکره با آمریکا از سوی دولت موقت، به استعفای دولت موقت منجر شد. در عین آنکه امام، بهشتی را یک امت می­دانست، وی مطرود دو تفکر متضاد هم بود؛ یکی مثل محمد منتظری او را 
 راسپوتین ایران می­خواند و دیگری همانند مجاهدین خلق، قاتل طالقانی. اما قابل ذکر است که مشی محمد منتظری تغییر کرد و وی از جمله کسانی بود که در انفجار حزب جمهوری، در کنار بهشتی به شهادت رسید.عملکرد متفاوت بهشتی را در اواخر عمرش، بایستی بر اساس نقش محوری وی در جریان انقلاب، شکل گیری و تداوم حزب جمهوری، جایگاه ویژه وی در تدوین قانون اساسی، و اداره جلسات خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی تحلیل شود. عملکردی در عین ارتباط به شاخصه­های شخصیتی، با نگاه ویژه­اش به «انقلاب» و «مردم» ارتباط تنگاتنگ داشت. وی، اگر چه نقش مهمی در عزل بنی­صدر ایفا کرد (17) اما در هر صورت نمی­توان تحملش را منکر شد. او از امام خواست مسعود رجوی، شهردار تهران باشد تا بدین وسیله از به هدر رفتن انرژی نظام جلوگیری شود(18). به گفته آیت الله مهدوی کنی، این موضوع حتی پیش از آن نیز سابقه داشت، و بهشتی خواستار ورود مسعود رجوی به شورای انقلاب بود(۱/۱۸). بهشتی معتقد بود، بدنه مجاهدین از بچه­های خوبی تشکیل شده و درعدم جذب آنان، غفلت انقلابیون را موثر می­دانست(19). اگر چه انفجار حزب جمهوری با تأیید مجاهدین روبرو نشد(20) اما آنان، متهم اصلی انفجار هفت تیر معرفی شدند. به اعتقاد دکتر کریم سنجابی،«اگر بهشتی باقی مانده بود، به احتمال قوی، در جریان های بعد از عزل بنی صدر، رییس واقعی حکومت اسلامی می شد.»(21) و مسیر جمهوری اسلامی، به سمت دیگری رقم می­خورد.

-----

پاورقی:

1.      برای آشنایی بیشتر با سرفصل های زندگی بهشتی، نگاه کنید به سال شمار زندگی دکتر بهشتی http://www.beheshti.org/salshomar.asp
2. مصاحبه پیمان
http://shahrvandemroz.blogfa.com/post-536.aspx
3. سخنرانی امام در مورد ارتداد جبهه ملی
http://irdc.ir/article.asp?id=1590

4. نشریه پیام شهید
5. شهروند امروز/ شماره 51/ ص 69/ گفت و گوی منتشر نشده با مهندس بازرگان
6. 
 http://shahrvandemroz.blogfa.com/post-543.aspx 
توضیح: مهندس توسلی ضمن ارسال نامه ای به نشریه شهروند امروز (که در شماره 53 شهروند به چاپ رسید) متذکر شده اند که این خاطره را مهندس میثمی در خاطراتشان ذکر می کنند و خود مهندس توسلی به یاد ندارند اما، چنین می گویند که: با اعتمادی که به حافظه دوست و برادر دیرین، مهندس میثمی دارم بایستی این اظهار نظر مربوط به جلسات انجمن اسلامی مهندسین است. که پیش از انقلاب در هنرستان کارآموز نارمک برگزار می شد، باشد.

7. شهروند امروز / شماره 51/ ص 63 / عبای تحزب بر قامت روحانیت
8. همان.  ص 63
9.همان. ص 65
10. شهروند امروز/ شماره 51/ ص 69/ گفت و گوی منتشر نشده با مهندس بازرگان
11.
 http://shahrvandemroz.blogfa.com/post-543.aspx

12.
http://shahrvandemroz.blogfa.com/post-536.aspx

13. خاطرات سیاسی دکتر کریم سنجابی ص 403
14.همان

15. شهروند امروز/ شماره 51/ ص 69/ گفت و گوی منتشر نشده با مهندس بازرگان
16. مذاکرات بهشتی با دیپلمات آمریکایی
http://tabnak.ir/pages/?cid=9532

17. خاطرات سیاسی دکتر کریم سنجابی ص 403

18. چشم انداز ایران – به نقل از مهندس میثمی در ماهنامه چشم انداز ایران
۱/۱۸. http://www.rajanews.com/News/?31137

19. مصاحبه علیرضا بهشتی http://shahrvandemroz.blogfa.com/post-544.aspx
20. درس تجربه/ خاطرات ابوالحسن بنی صدر/  ص149
21. خاطرات سیاسی دکتر کریم سنجابی / ص 404

 

لینک نوشته در بالاترین
این نوشته در پارسینه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 17:18  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

زینب،آن گونه که بود


این­همه مجالس مذهبی وجود داشت. این­همه فعالیت های دینی وجود داشت. کارهای تبلیغی وجود داشت. درس قرآن وجود داشت و تفسیر و حدیث و فلسفه و عرفان و تاریخ و تبلیغ و همه چیز وجود داشت. ولی زن، محروم بود. فقط و فقط در روضه ها یک نقشی داشت. و آن هم اینکه اول که روضه خوان می خواست حرف بزند، به این­ها فحش می داد: ساکت باش ضعیفه! درست بچه ات را خاموش کن! و وقتی نوبت گریه می شد، رویش را به آنها برمی گرداند. مردان را فراموش می کرد، و خواهش و التماس و تجلیل و تعظیم و... . زن، موجودی بود که در خانه، نقش تولید بچه داشت و در جامعه نقش تولید اشک؛ آن هم به اسم فاطمه زهرا و به اسم زینب. و چه اتهام بزرگی! زینبی که می آید و پایتخت امپراتوری خشن و وحشی و دیکتاتور مآب و آدم کش بنی امیه را در موقعی که تمام زندگی و تمام کسانش،حتی دو فرزتدش، چند روز پیش جلوی چشمش قتل عام شدند، می آید و می گوید: سپاس می گویم خداوند را که اینهمه افتخار و رحمت، برای خانواده ما عطا کرد! این تیپ ایده آل کسانی است که از موش می ترسند؟!

دکتر علی شریعتی

برای شنیدن این سخن اینجا را کلیک کنید.

---
لینک این نوشته در بالاترین

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 6:39  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

معضل مسکن؛ از 60 تا 87

روزنامه کیهان - 23 خرداد 1360

امروز، سخنگوی دولت گفت: بر اساس مصوبه کارگروه مسکن، اشخاصی که مالک حداقل دو واحد مسکونی خالی باشند باید در مدت شش ماه، آن را بفروشند یا اجاره دهند و یا خانواده خود را در آن ساکن کنند.عکس بالا، مربوط به روزنامه کیهان مورخ 23 خرداد 1360 است. جای بسی تأسف است که ما از ابتدای انقلاب تا امروز، هنوز یکی از مطرح ترین راه حل های مشکل مسکن را اجرا نکرده ایم. متأسفانه موضوع بالا بودن نرخ اجاره بها، به یکی از فشارهای عمده بر قشر متوسط و کم درآمد تبدیل شده است. معضلی که اگر چه در دولت احمدی نژاد تشدید شده، اما اساساً، مسئله ی امروز یا دیروز ما نبوده است!

 

-----

درهمین رابطه ببینید:
مهلت 6 ماهه به صاحبان مسکن خالی
خبر فارس نیوز
آمریکا و ايران در نقطه اشتراک صفر

+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 20:34  توسط سید مرتضی ابطحی  |