تبليغاتX
دایره

دایره

بدون یک انقلاب عمیق فکری، هیچ تحولی در جامعه امکان پذیر نخواهد بود (برگرفته از سوره رعد، آیه 11 )

درباره علامه نوری

عصر دیروز تلفن همراهم به صدا درآمد، علی اس ام اس داده بود که:«علامه یحیی نوری ظهر امروز در 75 سالگی فوت کرد.» خبرش را در فارس نیوز هم خواندم. برایم خیلی دردناک است که  بزرگان فکری را یکی یکی از دست می دهیم. سید جعفر شهیدی هفته گذشته و این هفته علامه نوری.روی جلد کتاب "اسلام و عقائد بشری یا جاهلیت و اسلام"

یکی از آثار ایشان، کتابی با عنوان "اسلام و عقائد بشری  یا  جاهلیت و اسلام" می باشد، که تز دکترای ایشان در رشته الهیات  بوده است.چاپ چهارم این کتاب  در سال 1353 در 750 صقحه تهیه شده است. این کتاب به چهار بخش کلی تقسیم می شود:

1.      بررسی وضعیت نظام های فکری-مذهبی مطرح در دنیا و بررسی اوضاع بعضی کشورها پیش از اسلام و همزمان با آن

2.      بررسی وضعیت جزیرة العرب پیش از اسلام  که این بررسی شامل بررسی نظام های اجتماعی و فکری جزیرة العرب می شود.

3.      توضیح خرافات رایج در عرب پیش از اسلام

4.      شرح گزیده ای از نظام های اخلاقی و اجتماعی پیش از اسلام که دراسلام تصحیح یا ابطال شد.

 حجت الاسلام  پیشوایی )نویسنده کتاب  سیره پیشوایان و از نزدیکان آیت الله شیخ جعفر سبحانی( خواندن این کتاب را ابتدایی ترین قدم لازم برای کار تحقیقی در موضوع تاریخ پیامبر و اسلام می دانستند.

سایت فارس نیوز به نقل از دفتر علامه نوری، در زندگی نامه این عالم سیاسی این مطلب را آورده است که " علامه نوري از چهره‌هاي شاخص حماسه هفده شهريور است كه در آن روز پس از برگزاري نماز عيد سعيد فطر، جمعيت زياد حاضر در حسينيه وي به سمت ميدان شهدا -ژاله سابق- حركت كرده و در آنجا پس از سخنراني آيت الله نوري عليه رژيم شاهنشاهي به تظاهرات پرداختند و در جريان اين اتفاقات وي بازداشت و به زندان اوين منتقل شد."

 اما جای این سوال از مسؤولین کشور هست که چرا بایستی فقط به خبر مرگ فردی با چنین اهمیت و اثرگذاری بسنده کرده و  نسل پس از انقلاب را از نوشته ها و آثار ایشان بی بهره گذاشت؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 دی1386ساعت 14:52  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

آیا عمر سعد هم مورد شفاعت قرار خواهد گرفت؟!

علی با نوشته ی جدیدش در وبلاگ تورجان مطلب  جدیدی به من آموخت: طبق تواریخ مختلف،عمرسعد لحظاتی قبل از کشته شدن امام حسین بر او گریست!"

گریستن چیست؟ گریستنی که خوب است کدام است؟! اصولن عشقی که در دین از آن صحبت می شود کدام است؟ اصلا کاری به دین نداشته باشیم؛ عشقی که مبنای خوب زیستن است کدام است؟! چگونه باید عاشق بود؟!این عکس را عاشورای سه سال پیش در حرم حضرت معصومه گرفتم.

چیزی که خیلی وقت ها با عشق اشتباه گرفته می شود احساس است که با عشق همراه هست. در عشق نوعی تفاهم هست که موجب "یگانگی" است اما احساس، لزومن یک چیز متکامل نیست. احساس، تراوش سطحی روح است ،اما عشق، عمق تراوش روحی است. احساس ممکن است یک اقیانوس باشد اما عمقش یک بند انگشت! ولی در عشق، "عمق"، مبنا است برای همین هم هست که معشوق در عاشق حلول می کند و یکی می شوند.

متاسفانه به واسطه  سطحی شدن فرهنگی در ایران که قبلن اشاره شد، در ادبیات دینی امروز ما، احساس با عشق اشتباه گرفته شده و برای همین هم «گریستن» مبنای ما شده نه «فهمیدن». چرا؟ چون کسی که گریه می کند ظاهرا احساس دارد ولی کسی که «شعور» دارد و می فهمد، جاهایی «احساس» ندارد؛ یا شاید هم بگوییم احساسش را اعمال نمی کند.

چیزی که موجب سعادت انسان است، شعور است نه احساسِ صرف. البته شعور؛ احساس را هم به دنبال خواهد آورد اما این احساس کجا و آن یکی کجا؟!

عزاداری، گریستن، بر سر و صورت زدن آنگاه مفید است که یا موجب ازدیاد شعور باشد و یا اینکه از روی شعور باشد.

 

اگر بگوییم صرف «گریستن» موجب بهشت رفتن است، پس عمر سعد اولین نفری خواهد بود که به بهشت می رود. آن هم با شفاعتی که باگریه بر امام حسین شاملش شده است!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه 29 دی1386ساعت 21:40  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

تصویری از ایسنا

به نام خدا

روز گذشته در مراسم دکتر شهیدی در حسینیه ارشاد شرکت کردم.

وقتی دنبال شکار سوژه بودم، گویا خودم شکار شدم!

خاتمی در مراسم بزرگداشت دکتر شهیدی/عکس از ایسنا

تصویر مرا پشت سر خاتمی با یک دوربین می بینید.

+ نوشته شده در  جمعه 28 دی1386ساعت 20:12  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

سطحی شدن عزاداری های مذهبی

امام خمینی محرم وصفر را رمز حفظ اسلام دانستند. اما چرا با تمام تاکیدات بر جایگاه عزاداری هر روز شاهد سطحی شدن این آیین اسلامی-ایرانی هستیم؟

 

عکس را 3 سال پیش، روز عاشورا در حرم حضرت معصومه گرفتم.

1.      عزاداری های مذهبی در جامعه ما در عین آنکه پر است از خرافه، پر از روشهایی است که با فلسفه عزاداری در تضاد هستند. خرافه هایی که مرحوم مطهری داد آن را فریاد کردند و امثال صالحی نجف آبادی، استاد سید جعفر شهیدی و دیگر محققین درباره آن هشدار داده اند. روش هایی که حتی علمای سنتی قم را هم به صدا درآورده است بطوریکه شاهد سفارش های ایشان به جلوگیری از کارهای خرافاتی در مراسم های مذهبی هستیم. طی همین سخنان بود که سال گذشته  عکس ها و تماثیل مذهبی را کمتر در جایی می شد دید. امسال نیز آیة الله مکارم شیرازی به  مداحان توصیه کرد نباید برای یک گروه خاص و یا جناح سیاسی تبلیغات کنند و از خواندن به سبک‌های مبتذل غربی در عزاداری‌ها، انجام کارهای بدعت آمیز و آسیب زدن به بدن جلوگیری شود. بر اساس همین اوامر بود که فرمانده‌ی نیروی انتظامی تهران بزرگ احمدرضا رادان در پنجم دیماه امسال از برخورد با علم‌کشی و جلوه‌های خرافه‌پرستی خبر داده است. به گزارش ایرنا مجتبی عبداللهی مدیر عامل شركت خدمات اجتماعی رفاهی شهرداری روز چهارشنبه اعلام کرده، امسال برای اولین بار، تصاویر شهدای هر محل جایگزین شمایل‌های خرافی و تصاویر موهوم تكایا می‌شوند.

2.      با تمام این حرفها و توصیه ها و اقدامات دستگاه امنیتی، متاسفانه هر روز شاهد سطحی شدن بیشتر وبیشتر مداحی ها و اشعار مذهبی هستیم. کافیست کمی در هیئات مذهبی شرکت داشته باشید تا متوجه این موضوع شوید که عزاداری امام حسین به یک حرکت احساسی صرف تقلیل داده شده اما سوالی که مطرح است این است: آیا امکان دارد از این گرایش به سطحی شدن در مداحی بوسیله «امر فرمایشی»  جلوگیری شود؟

3.      در پاسخ به این سوال بایستی توجه کنیم به این مسئله: مداحی شکلی از هنر است که به استخدام مذهب(دین) در می آید. در هنر در عین آنکه بایستی به هدف و تعالی نگریست نمی توان آنرا بریده و جدای از مخاطب فرض نمود. نوع مخاطب نوحه ها و سینه زنی ها در جامعه ما، قشر متوسط و پایین جامعه است.

4.      جامعه یک واحد به هم پیوسته است یعنی جامعه مانند یک تور ماهیگیری است، مانند لانه زنبور است، مانند زنجیر است که همه اجزایش به هم پیوسته اند اگر بخواهی یک جزء را حرکت بدهی باید همه اجزا را به نوعی تکان بدهی.

5.      وقتی جامعه را یک چیز دانستیم، بالطبع فرهنگ جامعه هم یک چیز خواهد بود. هنری که برای جامعه ایرانی ایجاد می شود اگر بخواهد مورد توجه "نوع مردم" –و نه یک قشر خاص- قرار بگیرد بایستی به زبان همانها باشد. بنابر این نمی توان جامعه ای که یکپارچه است را در سطوح مختلف با یک «فرمایش» رشد داد. استفاده از علمات ها، استفاده از آلات موسیقی، عزاداری های بی منطق، اشعار و موسیقی های سطحی در مداحی ها همه و همه نتیجه «فرهنگ» جامعه است.  نمی توان اشعار سطحی را با موسیقی سطحی و مبتذل را در «صدا و سیمای جمهوری اسلامی» به خورد مردم داد اما آنگاه که نوبت به «موسیقی مداحی» می رسد توقع داشت که یک مداحی عالی داشته باشیم.

6.      جمهوری اسلامی، تجربه است از حضور دین و خصوصا مذهب شیعه در سیاست. چنانچه این تجربه نتیجه ی متعالی ای نرسد و حتی نتواند عزاداری های مذهبی-بعنوان نشانه ای آشکار از دین در ایران و تشیع در جهان- را سامان دهد بایستی فاتحه حضور دین در سیاست در کشور را تا مدت نامعلوم خواند. همانقدر که حضور در مراسم مذهبی می تواند ضامن بقای این جمهوری باشد، سطحی شدن دین و استفاده ابزاری از مراسم و شعائر دینی و نامهایی که همیشه برای مردم جنبه الهی داشته می تواند ضربه ای به کشور و از آن بدتر به دین و انسانیت باشد.

7.      از یاد نبریم که امام حسین پیش و بیش از آنکه حتی به ما شیعیان و یا حتی مسلمانان تعلق داشته باشد به «انسانیت» تعلق دارد. کارهایی مانند استفاده ابزاری از دسته حسینیه اعظم زنجان، می تواند خیانتی جبران ناپذیر به بشریت باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 دی1386ساعت 11:19  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

آن روز و آن عکس

 امام خمینی در نجف اشرف هنگام خروج از حرم امام علی

 امروز که تصاویر نه چندان مشهور امام در نجف را می دیدم ، ناگاه عکسی توجهم را جلب کرد. سیدی که سمت راست تصویر می بینید به احتمال زیاد، پدرم است که در ایام اقامتش در نجف،کنار امام به زیارت می رود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 دی1386ساعت 15:30  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

«زینب زینب» مؤذن زاده

علی در وبلاگش نوحه مشهور «زینب زینب » را که با صدای زیبای  سلیم مؤذن زاده خوانده شده،  گذاشته که اگر چه به زبان ترکی است و من هم ترکی نمی دانم ، ولی دلنشینی موسیقی اش مرا مجذوب کرده است. از این رو  نسخه کاملش را پیدا کردم و واقعاً از شنیدنش لذت بردم.

خانواده مؤذن زاده، همگی در موسیقی دستگاهی ایران متبحرند، از پدرشان شیخ عبدالکریم مؤذن تا فرزند ارشدش مرحوم استاد رحیم مؤذن زاده که 6خرداد1384 چشم از جهان فروبست و همه ما ایرانی ها با اذانش خو گرفته ایم، اذانی که به گفته  زنده یاد استادعلی تجویدی،استاد شجریان و بسیاری از بزرگان موسیقی ایران، بهترین و فنی ترین اذانی  است که تاکنون گفته شده است.  

 ودود  مؤذن  فرزند استاد رحیم موذن زاده نیز که  با صدای زیبای خود، تیتراژ سریال شهریار را خوانده، یکی از خوانندگان مطرح ترک زبان است و کنسرت های متعددی در کشورهای مختلف برگزار نموده است.

موذن زاده دیگری که هنوز هم آذربایجانی ها او را بهترین مداح خود می دانند، سلیم فرزند دوم شیخ عبدالکریم و برادر حاج رحیم است. او علاوه بر آنکه مداح متبحری است ، همانند پدر و برادر بزرگش، در همان گوشه روح الارواح دستگاه بیات ترک ، اذان می گوید. نوحه زیبا و نوستالژیک    « زینب زینب» را حاج سلیم بیش از دو دهه قبل خوانده است.

 

سلیم موذن زاده اذان را به سبک رحیم برای برادرش می گوید. 

یکی از نکاتی که رحیم مؤذن زاده در سالهای پایانی عمر بر آن تاکید داشت این بود که بایستی اذان را با موسیقی ایرانی که متناسب با فضای روحی ایرانیان است اجرا کرد. این در حالی است که در سالهای گذشته در بعضی مسابقات اذان کشورمان، به هیچ وجه نمی شد به سبک مؤذن زاده ، اذان گفت و چنین مؤذنی از دور مسابقات حذف می شد!!؟چرا؟ چون آن را خلاف قواعد عربی و حتی گاهی بی کلاسی می دانستند!! ولی خود استاد رحیم موذن زاده  می گفت زمانی که به حج رفته بود ، همان عرب ها اذان ایشان را در صحرای منا پخش کردند.


 این نوحه زیبا را از اینجا  دانلود کنید

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 دی1386ساعت 18:24  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

زمستان و شهر قم

امروز از ساعات اولیه صبح برف می بارید

گنجشک ها در برف هم غذایشان را پیدا می کنند!

پدر، هر روز برای گنجشک ها غذا می گذارد.

امروز هم طبق روال هر روز...


 

حرکت مردم ادامه دارد

البته کمی تا قسمتی ابری

 

بقیه عکس ها را در ادامه مطلب  ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 دی1386ساعت 23:35  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

روی خط Bluetooth

وقتی به دبستان می رفتم ویدئو تازه به بازار آمده بود و آنزمان ویدئو غیرمجاز بود نتیجه آنکه افراد زیادی نمی توانستند از این فناوری می توانستند استفاده قانونی کنند.

امروز اما بیشتر خانه های دهات های شهر ها که یک تلویزیون و یک دستگاه پخش CD یا DVD  دارند که  البته آنهم بطور قانونی.

در شهری مثل تهران دیگر لازم نیست از بالای بام ها سرک بکشی، وقتی توی مترو نشسته ای نگاهی به منازل در راه بیندازی آنتن های ماهواره «غیر قانونی» را می بینی که روی هر پشت بام چند تایی از آن سبز شده.

 

در کنار این وسایل مجاز و غیر مجاز که در کشور ما گسترش یافته اند؛ موبایل های جدید هم آمده اند. آمارهای معتبر نشان از آن دارند که در سال حدود 12 تا 15 میلیون گوشی تلفن همراه بطور قانونی وارد ایران می گوشی های جدید موبایل روزانه میلیون ها دلار ارز از کشور ما خارج می کنند بدون آنکه فایده خاصی برای ما عاید داشته باشند.شوند و امروز دیگر کمتر گوشی ای را می توان یافت که BLUETOOTH  نداشته باشد.

کافیست وقتی در مترو یا یک مکان عمومی نشسته ای بلوتوث دستگاه تلفن همراهت را روشن بگذاری و ببینی چه چیزهایی که برایت ارسال نمی شود و تازه خدا رحم کرده که طرف مقابل نمی دادند برای چه کسی فایل ارسال می کند!

بحران شیوع مسائل غیراخلاقی از طریق گوشی های تلفن همراه به قدری ذهن مسئولین را مشغول کرده است که رییس پليس اطلاعات و امنيت اخلاقي استان قزوين به والدین هشدار داد گوشی های همراه کودکانشان را کنترل کنند.

متاسفانه عملکرد غیر منطقی در حوزه فرهنگ باعث شده که از سویی ارز کلان برای داشتن تکنولوژی روز دنیا از کشور خارج  و از  آن به سطحی ترین وجه استفاده شود  و از سوی دیگر موجبات تخریب اخلاق و ارزشهای انسانی در کشور ما فراهم باشد.

شده ایم مصداق «خسر الدنیا و الاخرة»

شاید ورود تکنولوژی هایی از این قبیل باعث آن شود که مسئولین نگاه عمیق تری به فرهنگ داشته باشند اما به قیمت هدر رفتن یک نسل! آنهم نسل سوم انقلاب...

تا وقتی نتوانیم نگاه تکثرگرا را نسبت به مقوله فرهنگ پذیرا باشیم، دین و فرهنگ مان با یک بلوتوث آسیب می بیند! مطمئنا نمی شود 15 میلیون گوشی همراه را با طرح هایی همچون «امنیت اجتماعی» پاکسازی کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 دی1386ساعت 1:9  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

اشکالات ما ایرانیان!

دوست نداریم کسی به ما بگوید بالای چشمانت ابروست!

این خصلت ما ایرانی هاست که باعث شده بالای هر منبری از خوبیمان بگویند و الا معدودی، از اشکالاتمان نگویند.

آنچه در ادامه مطلب می آید، تحلیلی از روحیات  و علل عقب ماندگی ما ایرانیان است که توسط  استاد مصطفی ملکیان ایراد شده.

 

محور بحث ایشان مسئله فرهنگ ایران است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 15 دی1386ساعت 0:19  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

شوالیه هایی سوار بر اسبان زرد

شب اول طرح سهمیه بندی بنزین با علی می خواستیم از تهران به قم بیاییم، ساعت حدود 12 شب؛ اطراف ترمینال جنوب، حدود 100 نفر از پیر و ناتوان تا کودک، منتظر ماشین بودند که به قم بیایند، اما حتی اتوبوس هم پیدا نمی شد.

کرایه ماشین، 400% افزایش پیدا کرده بود و بیچاره آدمهایی که پولی نداشتند یا آنها که یک خانواده 4 یا 5 نفری بودند.

کوپن بنزین برای موارد خاص توزیع می شود

از آن روز به بعد روان ما با یک سوهان خیلی قوی ساییده می شود،«حمل و نقل».

زمان رسیدن تاکسی، حدود 2 تا 3 برابر شده و تازه خدا کند که بیاید!

هزینه حمل و نقل درون شهری حدود ۵۰ درصد افزایش پیدا کرده و این در حالی است که بخاطر بی نظمی زمانی، به هیچ وجه نمی توان از اتوبوس استفاده کرد.

شهرهای دیگر را نمی دانم ولی در شهر قم، تاکسی ها اگر خیلی لطف داشته باشند ترمزی می کنند و مسافری سوار می کنند!

     مرکز شهر قم. خیابان چهارمردان-نزدیک ظهر

وقتی کنار خیابان می ایستی، تاکسی ها را می بینی که خالی از جلویت می گذرند و با نگاهی دریده منتظرند بگویی«دربست!». وقتی هم که اعتراض می کنی، می شنوی: بابا! جوان با هزار بدبختی یک تاکسی گرفته، ماهی چقدر باید فقط قسط بده با این سهمیه بندی بنزین هم که نمی شه کار کرد.

هفته پیش تیتر یکی از نشریات داخلی استان در مورد مبارزه با سوار نکردن مسافر توسط تاکسی ها بود!

سهمیه بندی بنزین ضربه ای هولناک به روان انسانهای این جامعه بود ضربه ای که نتیجه ای جز از بین رفتن اخلاق انسانی هیچ فایده ای نداشت و حتی ترافیک را نیز تغییر نداد.

در این میان تنها پولهای بی دلیلی به جیب گروهی از مردم بوسیله سهمیه های خاص(مانند تاکسی، وانت و...) جاری شد.

نمی دانم، دوستانی که مدعی رشد «معنویت» هستند، منظورشان از این کلمه چیست؟ فقط کافیست به دیده انصاف بنگریم و البته اگر برای مدتی از ماشین سواری شخصی یا دولتی مان استفاده نکنیم، متوجه می شویم که طرح سهمیه بندی بنزین چه ضربات هولناکی بر روان ایران وارد آورده است.

 

بگذریم، در داستان ها و اسطوره های قدیمی از شوالیه ها شنیده بودم اما نه اینکه ببینم.

 طرح سهمیه بندی باعث شد  این اسطوره قدیمی را ببنم: شوالیه هایی، سوار بر اسبان زرد و قرمز!

 پاورقی:

اول:جا دارد از راننده هایی که در این میان نقش «زرو» را بازی می کنند کمال تشکر را به جای آورم.

دوم:چندی پیش، علی در نوشته ای درباره مسئله بنزین این طرح را نقد کرد و من آنرا یک طرح کارشناسی! دانستم؛ از آن به بعد از وسیله شخصی کمتر استفاده کردم و حرفش را درک کردم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 دی1386ساعت 13:55  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

قونیه،شهری پر از ايراني، خالي از مسئولين

در حاليکه شهر قونيه در جشن هاي بزرگداشت مولانا، پر از ايرانيان علاقمند به مولانابود، مسئولين ايراني در ‏اين جشن ها شرکت نکردند.آن هم در حاليکه ترکيه امسال شلوغترين سالگرد تولد اين شاعر نامدار را تجربه کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 10 دی1386ساعت 17:51  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

بی مسئولیتی در قضاوت

هر قضاوت، نشان از آن دارد که هنوز انسانی  تشنه ی حقیقت هست و حقیقت جویی کمال انسان است، اگرچه از سر حب ذات باشد!

آری! حقیقت، خداوندگار قضاوت است و دلیل و برهان، پیامبران این خدایند که ما را به سوی او راهنمایند اما از آن سو که انسان غرق در نسبیت است، نیاز به کسی هست که وحی حقیقی را بشناسد و او قاضی است.

در تمام قضاوت های ما، لازم است بر اساس علم قضاوت دلیل و مدرک اقامه و دعوی، پیگیری شود. معنی ندارد که کسی متهم باشد ولی هیچ دلیلی پشت اتهامش نباشد. این مسئله درمورد قضاوت هایی که مربوط به شکایات و بزه های فردی هستند، مشکل خاصی پیش نمی آورد اما درست زمانی که یک مسئله مربوط به مسائل سیاسی و جاری کشور ما می شود، مشکل آغاز می شود و مرجع تشخیص حق از قاضی به سطح مردمی  می آید که چون دسترسی به مدارک کافی ندارند در هر سطح، در مورد این مسئله «عوام» حساب می شوند.

 

علیرغم تاکیدات دینی بر حفظ آبروی مسلمان و مومن، متاسفانه شاهد آن هستیم که طیف مذهبی، بخاطر شدت احساسات دینی، دارای اثر پذیری بیشتری از این تبلیغات هستند و صرف وجود یک اتهام به کسی که از لحاظ فکری «با ما» نیست، موجب می شود که او را «بر ما» تلقی کنیم و حکم می دهیم و متاسفانه خیلی اوقات حکم را اجرا می کنیم. نمونه هایی همچون عملکرد انصار حزب الله در واقعه 18 تیر 78 و.... یا اظهارات جدید حاج منصور ارضی در مورد قالیباف، از اینگونه موارد است.

اطلاعیه ای منتشر شده در شهر قم- اگر دستگاه قضایی آنروز آغاجری را به اعدام محکوم نمی کرد، امروز شاهد اهانت به مقدسات نبودیم!!!

 

موارد بسیاری از عملکرد اینگونه در عمر کوتاه خود شاهد بودم، از جمله در قضیه آغاجری، عباس عبدی، و امروز پرونده موسویان. در هر کدام از این پرونده ها، به عینه می دیدم که چگونه کسانی که حتی حداقل شواهد و مدارک را در اختیار ندارند قاضی می شوند، حقیقت را می گویند و حکم می کنند و منتظر اجرای حکمند.

این قضاوت ها شده است نقل مجالس ما، زیبایی در و دیوار شهرهای ما، و مطالب وبلاگ ها و سایت های ما!

متاسفانه شاهد آن هستیم  که اینگونه افراد، حتی به لوازم صحبت های خود نیز پایبند نیستد. برای نمونه توجه کنید: فردی مثل آقای موسویان، یکی از اعضای اصلی تیم مذاکره هسته ای کشورمان بوده است. یعنی، او برای چندین سال فردی، تیزهوش، امین و وطن پرست شناخته شده است که می تواند نماینده 70 میلیون ایرانی در موضوعی مانند مسئله هسته ای باشد. حال با اتهام جاسوسی به او مواجه  می شویم که  دو حالت بیش متصور نیست  و البته هیچ مرجعی جز قاضی ذی صلاح نمی تواند بگوید کدام گزینه صحیح است. اما با وجود عدم اثبات نزدیک مدرسه علیمیه گلپایگانی در مرکز شهر قمحکم، شاهد آن هستیم که گروههای سیاسی و متاسفانه مذهبی شروع به تخریب این فرد می کنند و متوجه این نیستند که ممکن است از این منظر به وجهه ی نظام، آسیب جدی وارد شود.

جالبتر آنکه بعضی، برای قضاوت های گذشته  و احکام صادر شده قوه قضاییه خط و نشان می کشند که اگر آنروز چنین نبودیم، امروز چنین نمی شدیم اما غافل از لازمه سخن شان، که اگر قوه قضاییه ما اینگونه بخواهد حقیقت را فدای مصلحت کند پس وای به حال کشور ما!

گفته خداوند را فراموش نکنیم که فرمود «ان السمع و البصر و الفواد، کل اولئک کان عنه مسئولا».

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 دی1386ساعت 12:50  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

خداحافظ بوتو!

 

به نام خدا

ورود «زنان» بعنوان نیمی از جامعه  به عرصه سیاست، یکی از نیازهای جامعه برای رسیدن به جامعه ای با ارزش های انسانی است.

شاید از  نگاه بعضی، این مسئله هیچ لزومی نداشته باشد.  چند سال پیش  در یکی از مدارس حوزه علمیه قم در مورد حضور زنان در مجلس شورای صحبتی با یعضی دوستانم کردم، عده از طلاب با اصل این موضوع مخالف بودند با این استدلال که اصلا زن چرا باید وکیل مردم باشد؟!  البته در پاسخ شان می گفتم که اگر حضور زن درهیچ کجا لازم نباشد در مجلس شورا که قوانین یک کشور را تعیین می کند لازم است، زنان باشند تا لااقل در تهیه قوانین مربوط به خودشان شرکت داشته باشند.

انسان ها بخواهند یا نخواهند حب نفس دارند و طبیعی است ، جامعه ای که تنها مردان در آن راهبر جامعه باشند بخشی از لازمه های زنان را تدارک نخواهند دید.

خانم بوتو، بعنوان زن مسلمانی که توانایی رسیدن و حفظ دو دوره ای جایگاه «نخست وزیری» کشوری مانند «پاکستان»، که محل تنازع  گرایشات متفاوت و متناقض اسلامی است توانسته بود چنین به چنین جایگاهی برسد.          

      

بازگشت وی به کشورش در شرایط ناامنی کامل  که از پیش از  حرکتش بحث «ترور»  مطرح بوده و از بدو  ورود  با مشکلات امنیتی شدید روبرو گشت، نشان از عزم و اراده این فرد داشت.

سوای ایده ها و عملکرد جزیی او(از جمله تقویت نیروی طالبان، قدرتی که خودش را از سر راه برداشت!) ترور او ضربه ای به پیشبرد جایگاه انسانی زن، خصوصا در کشورهای اسلامی محسوب می شود. ضربه ای که مانند هیچ ترور دیگری به آسانی قابل تدارک نیست.

+ نوشته شده در  شنبه 8 دی1386ساعت 2:9  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

اخلاق شیعه؟!!!

 

از اصفهان که به قم می آمدم یکی از برادران اهل سنت کنارم نشست.

گفت: این تصویر را دیده است.

گفت :ما هم سواد داریم  و می توانیم لعن بنویسیم.

گفتم: این کار ها اشتباه است  و ما چنین کارهایی را تایید نمی کنیم.

او هم گفت: در بین ما هم افراد متعصبی هستند که گاهی عملکرد غیر منطقی دارند.

اما با همه این حرفها در دلم گفتم :

چرا به اسم شیعه بودن کاری می کنیم که  نام علی(ع) را خراب می کنیم؟!

چرا اخلاق را رعایت نمی کنیم؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 دی1386ساعت 0:22  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

اهل البیت ادری بما فی البیت؟!

 

سید حسن خمینی جدیدا در سخنانی، سخنان امام خمینی را متن مقدس انقلاب دانسته که همچون هر متن مقدس دیگرقابلیت تفسیر دارد.

تفسیر متن، فرایندی است که می تواند مانع اخباری گری صرف باشد و چنین نگاهی به سخنان امام خمینی بدان معنا است که حتی سخنان رهبر کبیر این انقلاب نیز می تواند از نگاه های مختلف مورد توجه قرار گیرد.

 

حسین شریعتمداری، در سرمقاله دو روز پیش خود دست به انتقاد از این سخنان دست زده و با طرح این سوال که تفاسیر متعدد اگر به تناقض کشیده شد آنگاه چه می شود؟!

کیهان با این سرمقاله حرکتی جدید را در انتقاد از بیت امام آغاز کرده است.

 

سوای نقد محتوای سخن شریعتمداری در باب تفسیر متن، سوالی که از جناب شریعتمداری به ذهن می رسد اینکه :

چگونه وقتی نوبت به پیامبر خدا می رسد فریاد  «اهل البیت، ادری بما فی البیت» (اهل خانه ی پیامبر-یعنی ائمه اطهار- بهتر می دانند که پیامبر چه گفته) تان بلند است اما  امروز که نوبت به امام رسیده، جریانی که شما نماینده ی آن هستید خود را مفسر یگانه ی سخن امام «در مقابل بیت امام» و کسانیکه از نزدیک با امام زیسته اند می دانید؟! شما نزدیک تر به امام بودید یا نوه ایشان؟!!

 

 

پاورقی:

علی، امروز از سید حسن خمینی در کلاس چند عکس  گرفت که در وبلاگش گذاشته.

http://www.tourjan.blogfa.com/post-119.aspx

 

            سید حسن خمینی در حال تدریس کفایة الاصول

 

 

لینک های مرتبط:

http://www.etemaad.com/Released/86-10-03/103.htm

http://www.tabnak.ir/pages/?cid=3725

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 دی1386ساعت 19:7  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

ا.وبلاگ مجتبی ابطحی:

http://www.mabtahi.blogfa.com/


۲.

روزنامه حزب الله

 گفت:

بر عمر حرام زاده که باعث بد بختی شیعه شد، لعنت

همه گفتند، لعنت

بعد از چند لعن دیگر گفت:

لعنت بر کسانیکه با وجود اینهمه منع مراجع

باز هم کنگره مولوی برگزار می کنند. 

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 دی1386ساعت 1:29  توسط سید مرتضی ابطحی  |