تبليغاتX
دایره

دایره

بدون یک انقلاب عمیق فکری، هیچ تحولی در جامعه امکان پذیر نخواهد بود (برگرفته از سوره رعد، آیه 11 )

" شعری که زنده گی ست"


آنچه در ادامه مطلب می آید، شعر دیگری است از شاملو، با عنوان «شعری که زندگی

است از دفتر یکم ِمجموعه آثار شاملو / 140.


زندگی

 

موضوع شعر شاعر پیشین   

از زنده گی نبود.              

در آسمان خشک و خیالش،

او

جز با شراب و یار نمی کرد گفتگو.

او درخیال بود شب و روز

دردام گیس مضحک معشوقه پای بند،

حال آنکه دیگران      

دستی به جام باده و دستی به زلف یار

مستانه درزمین خدا نعره می زدند!

 

 

 

 

ّبرای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مهر1386ساعت 13:33  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

نماز عید فطر

علیرغم فشارهای وارد بر جریان ملی مذهبی و اصلاح طلب برای برپایی نماز عیدفطر امسال در تهران،

 نماز عید فطر امسال، همچون سالهای گذشته در دفتر آیت الله منتظری برگزار شد،

حجج اسلام کدیور، ایازی، عبدالله نوری،موسوی تبریزی و آقایان علوی تبار ، عیسی سحرخیز

نیز در این مراسم مذهبی حضور داشتند.

 

آیت الله منتظری در خطبه های این نماز، ضمن قرائت سوره عصر، خلاصه زندگی انسانی را همانی دانستند که در این سوره بیان شده است.

همه انسان ها درخسرانند.

مگر آنان که ایمان آوردند.

و علاوه بر ایمان عمل صالح انجام دادند.

و علاوه بر آن؛ به حق و صبر دیگران را توصیه کردند.

 

.           ایازی- سحرخیز- کدیور

جالب آنکه در یکی از سایت های خبری چنین آمده بود:

بدنبال ممانعت از امامت جماعت محسن کدیور، نماز عید را در مقابل منزل خود خواندند!!!

      گزارش این مراسم در سایت آیت الله منتظری

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مهر1386ساعت 8:16  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

ستارخان

شب جمعه آخر ماه رمضان با علی رفتیم شاه عبدالعظیم.
قبر ستارخان را همانجا نشانم داد.

فاتحه ای خواندیم و عکسی گرفتیم و آمدیم...

               مرقد ستارخان-شاه عبدالعظیم

این بنده عاصی ستار برای اجرای

احکام شریعت غراء احمدی، مطابق

احکام صادره علماء اعلام، از جان و

مال و اولاد و هستی خود صرف نظر کرده

تا دولت جابره تبدیل به دولت عادله

و قوانین حضرت سیدالمرسلین رویّه و

مسلک اهل اسلام شود.       «ستّار»

 

 

آرامگاه مجاهد مسلمان

ستارخان

فرزند حاج حسن قراچه داغی

به دلیل رهبری مقاومت سرسختانه

مردم آذربایجان در مقابل اشغالگران

و دشمنان مشروطه بعنوان

سردار ملی

معروف گردید و سرانجام پس از عمری مبارزه

و تلاش  در روز 25 آبان ماه سال 1293 هـ.ش دار فانی را وداع گفت

 


آنچه می آید بخش هایی از تاریخ است که در مورد این شخصیت ملی ما، در کتاب روزشمار تاریخ ایران نوشته آقای باقرعاقلی (که یکی از کتب منبع تاریخ ایران به شمار می آید) آمده است.


6 تیرماه 1287
در تبریز جنگ سختی بین قوای دولتی و مستبدان از یک طرف و آزادیخواهان و مجاهدین از طرف دیگر در گرفت و تعداد زیادی از طرفین کشته شدند. ستارخان و باقرخان رهبری مجاهدین را برعهده دارند.

 

31 تیرماه 1287
ستارخان و باقرخان با بیست و یک هزار مجاهد و بیست و پنج کرور فشنگ محور اصلی جنگ های تبریزند.

 

1  اردیبهشت 1288
ستارخان از محمدعلی شاه به مناسبت اعاده مشروطیت تلگرافی تشکر کرد.

 

4 مرداد 1288
ستارخان و باقرخان طی تلگرافی از سپهدار استفسار نمودند روس ها می خواهند آنها را به عثمانی بفرستند؛ تکلیف چیست؟ سپهدار پاسخ داد: روس ها خیلی حرام زاده هستند، به تهران بیایید.

 

2 شهریور 1288
حاج مخبر السلطنه، والی جدید آذربایجان از اروپا وارد تبریز شد. از طرف ستارخان و باقرخان و سایر مجاهدین و مشروطه خواهان استقبال باشکوهی از وی به عمل آمد.

 

9 آبان 1288
ستارخان که در اردبیل گرفتار و محصور رحیم خان و شاهسون ها شده بود با عده کمی از همراهانش فرار کرد و خود را به تبریز رساند.

 

30 آبان 1288
در جلسه امروز محلس شورای ملی عده زیادی از نمایندگان از جمله سید حسن تقی زاده، حاج سید نصر الله تقوی، وثوق الدوله و ممتناز الدوله سخن گفتند. از فداکاریهای ستارخان و باقرخان تشکر شد و به آنها لقب سردار ملی و سالار ملی دادند و سپاس نامه تهیه و صادر شد.
همچنین از جانبازیهای سپهدار تنکابنی و سردار اسعد بختیاری  تجلیل فراوان گردید و به آنها نیز لوحه سپاس دادند. خدمات و راهنمایی های آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی و سایر علمای نجف نیز مورد تقدیر قرار گرفت.

 

28 اسفند 1288
ستارخان سردار ملی و باقرخان سالار ملی تبریز را به قصد تهران ترک گفتند. در مسیر سردار و سالار در تمام شهرها طاق نصرت برپا شد و مردم مقدم آن دو مبارز را گرامی داشتند.
قزوین بیش از هر شهری مقدم ستارخان و باقرخان را گرامی داشت و در خیابانهای مسیر مجموعا 12 طاق نصرت برپا کردند. ستارهان پس از تشکر از مردمدر قبرستان شهر خصور و بر مزار مشروطه خواهان فاتحه خواند.

(پاورقی: احضار ستارخان و باقرخان و سایر مجاهدین به تهران به اختلاف شدید بین حاج مخبرالسلطنه والی آذربایجان و آنها بود. زیرا ستارخان بعد از 1327 در نتیجه پیروزیهای متوالی و آن مردم داری و صبر و حوصله و اطاعت از مقام سیاسی را از دست داد. در عوض خیلی عصبانی، تندخو و عصبانی شده و از درک عمق مطلب عاجز شد و ناصحان حقیقی را از خود دور کرد و یک عده استفاده جو اطراف او را گرفتند و بنام او استفاده های نامشروع کردند و در هرحال ستارخان مانند اکثر مردان تاریخی دارای صفات ممتاز نیز بود.)

 

14 مرداد 1289
به دنبال اجرای قانون خلع سلاح غیرنظامیان که دولت مدت زمان معقولی برای تحویل سلاح های غیرنظامیان تعیین کرده بود، مجاهدین تحت فرماندهی ستارخان و باقرخان از تحویل سلاح خودداری کردند.دولت، ناگزیر برای خلع سلاح آنها قوایی به پارک اتابک فرستاد. در نتیجه بین نیروهای دولتی به فرماندهی سردار بهادر بختیاری و یپرم خان ارمنی از یک طرف و ستارخان وباقر خان و افراد آنها از طرف دیگر زد و خورد خونینی روی داد.در اثر این زد و خورد از قوای دولتی هفت کشته و چهل زخمی باقی ماند.ستارخان در این زد و خورد از ناحیه پا مجروح شد. سرانجام مجاهدین خلع سلاح شدند و ستارخان و باقرخان به منزل صمصام السلطنه انتقال یافتند.

 

25 آبان 1293
ستارخان، سردار ملی در تهران درگذشت.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مهر1386ساعت 15:54  توسط سید مرتضی ابطحی  | 

مفهوم دعا در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

آنچه می خوانید خلاصه ایست از سخنرانی جناب حجة الاسلام مجتهد شبستری در شب 19 ماه رمضان در حسینیه ارشاد. پیرامون موضوع «مفهوم دعا در قرآن».

برای استفاده بیشتر و فهم بهتر، لطفا متن کامل را بخوانید.

برای دیدن متن کامل سخنرانی و فایل صوتی اینجا را کلیلک کنید

                         مجتهد شبستری

                                                                                  

خلاصه سخن:

دعا در قرآن، مفهومی سطحی و مبتذل {آنگونه که مفاهیم دینی در جامعه ما دچار آن شده اند} ندارد. دعا یک فرآیند است که در آن، انسان مضطر و بی چاره، که خود را بریده از همه جا می بیند،{این اضطرار هم به ذات انسانیِ او باز می گردد و ارتباطی با مسائل مادی ندارد که اگر انسانی نیازمند نبود، پس مضطر نباشد.} در تنهایی و بریدگی، به خداوند روی می آورد. پاسخی که وعده داده شده است، آرامشی است که انسان را از حالت اضطرار بیرون می آورد.

نتیجه اصلی دعا، رسیدن به آرامش، از طریق یکی شدن با جهان پیرامونی است که این همان خلاصه عرفان است. بنابراین انسان، بواسطه ی انسانیت خودش نیازمند دعا است. البته لازمه رسیدن به دعای واقعی، زندگی سیستماتیک دینی بوده و نمی شود انسان در سیستمی خارج از سیستم دین(که همان زندگی اخلاقی و رعایت واجبات و محرمات واقعی است) زندگی کند و انتظار داشته باشد راهکارهای دینی در مورد او پاسخ دهد.

 

بخش هایی گلچین شده از این سخن:

 

ü      در جامعه امروز ما خدا از آسمان به زمین آمده است. یعنی در هر کوی و برزن و توسط هر کسی نام خدا برده می شود. و این باعث نوعی دلزدگی  از مفاهیم مقدسی همچون خدا شده است.

 

ü      متاسفانه امروزه شاهد آن هستیم که هر کس و در هر کجا موعظه می کند و از مفاهیم مقدس استفاده می کند.

 

ü      قداست خدا این نیست که هر کجا پر از نام خدا باشد و آیه قرآن نوشته شود.

 

ü      قداست خدا این است که انسانی که در روی زمین زندگی می کند و کار های خطا آمیز می کند و موجود ناقص و مضطری است همواره متذکر این آیه باشد که «و ما قدرو الله حق قدره».

 

 

ü      مفهوم مرتبط به انسان در قرآن، پیرامون موضوع دعا در قرآن:

1.       دعا. دعا در این موارد به معنی سوال و استغاثه است.

سوال یعنی نه پرسشی که بدنبال پاسخ باشد(نه سوال علمی)، سوال به زبان عامی یعنی «پس کجا هستی؟»

استغاثه هم چنین مفهومی است.

یعنی پناه آوردم، فکری به حال من بکن.

2.       تضرع. تضرع یعنی آه و ناله و زاری.

اگر چیزی را می خواهد با تضرع بخواهد نه با بی تفاوتی و یا مطالبه. حق من نیست ولی از او می خواهم.

3.       خفیة. پنهانی. دعا تظاهر نیست. دعا چیزی نیست که سر هر کوی و برزن داد بزنند و بخوانند.

4.       اخلاص. یعنی خلوص داشته باشد. یعنی خواندن باشد، نه چیزی ورای آن

5.       اضطرار. اضطرار یعنی درماندگی و بیچارگی. انسان مضطر، انسانی است که در مانده است وچاره ای برای خود نمی بیند.

 

ü      مفاهیم مرتبط با خدا در موضوع «دعا در قرآن»:

1.       قریب بودن. نزدیک بودن خدا به انسان. خدا از رگ گردن به انسان نزدیک تر است و معمولا توجه نمی شود که مگر رگ گردن به انسان نزدیک است؟"

2.       رشد دادن انسان. در روند دعا که یک تعامل دو طرفه است، کار خدا رشد دادن انسان است.

در یک آیه آمده: قل ما یعباء بکم لولا دعاءکم. اگر خدا را نخوانید خداوند به شما اعتنا نمی کند.

3.       اجابت. جواب دادن. وقتی خوانده شد جواب می دهد. در بعضی آیات «اجیب» آمده است و در بعضی آیات دیگر «استیجب» آمده است، یعنی من هم طلب می کنم که جواب بدهم.

4.       کشف سوء. نا امیدی ها و بیچارگی هایی که پیشا روی انسان هست را خدا برطرف می کند.

 

 

ü      انسان دو گونه تجربه دارد: گذران بودن و جاودانگی. وقتی به این دو تجربه درکنار هم دیگر توجه شود، انسان دچار اضطراب می شود.

ü      چرا بعضی انسان ها هیچگاه نمی خواهند خودشان باشند؟ علت عمده ی این مسئله آن است که این افراد می خواهند بر تجربه ی گذران بودن غلبه کنند و تحمل آن سخت است.

 

ü      تضرع و بیچارگی در درون ما است و اگر به آن توجه کنیم، ما را همراهی می کند.

 

 

ü      راهی که قرآن و ادیان بزرگ مطرح می کند، این است که انسان از طریق یک تفسیر دائمی، و گذار دائمی از هر چیزی که اورا احاطه کرده و محدود می کند و به قول مولانا سوراخ کردن دیوار زندان هایی که انسان را احاطه کرده، انسان راهی به ابدیت پیدا می کند.

 

ü      انسان برای رسیدن به آرامش، بایستی کاملا تن به تنهایی بدهد تا به ابدیت حقیقی متصل شود.

 

 

ü      زندگی دینی، یک سیستم زندگی است که تمام آن به هم مرتبط است. نمی شود بخشهایی از آن را رها کرد و انتظار نتیجه گرفتن از یک بخش داشت.

 

ü      اس ام اس های بی محتوا، مصداقی از حرف لغو و بیهوده است که موجب خستگی روح می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 10 مهر1386ساعت 3:12  توسط سید مرتضی ابطحی  |